827 episodes

Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)

Ganj e Hozour Program‪s‬ Parviz Shahbazi

    • Technology

Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)

    Ganje Hozour audio Program #856

    Ganje Hozour audio Program #856

    برنامه صوتی شماره ۸۵۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۳ مارس ۲۰۲۱ - ۱۴ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۶۸۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1686, Divan e Shamsگفتم که: عهد بستم، وز عهدِ بد بِرَستم(۱)گفتا: چگونه بندی چیزی که من شکستم؟با وی چو شَهد و شیرم، هم دامَنَش بگیرماما چگونه گیرم؟ چون من شکسته دستمخود دامَنَش نگیرد الّا شکسته دستیاکنون بلند گردم، کز جور(۲) کرد پَستمتا من بلند باشم، پَستم کُنَد به داوَرچون نیست کرد، آنگه بازآوَرَد به هستمای حلقه‌هایِ زلفش پیچیده گِردِ حلقمافغان ز چشم مَستش کان مَست کرد مَستمآمد خیالِ مَستش، مستانه حمله آوَرْدچندان بهانه کردم وز دستِ او نَرَستمحلقه زدم به دَربَر(۳)، آواز داد دلبرگفتا که: نیست اینجا، یعنی بِدان که هستمگفتم که: بنده آمد، گفت: این دَمِ تو دامَستمن کی شکارِ دامَم، من کی اسیرِ شَستَم(۴)؟گفتم: اگر بسوزی جانِ مرا، سِزایَمای بُت مرا بسوزان، زیرا که بُت پرستممن خشک از آن شُدَستَم، تا خوش مرا بسوزیچون تو مرا بسوزی، از سوختن بِرَستَمهر جا رَوی بیایم، هر جا رَوَم بیاییدر مرگ و زندگانی با تو خوشم، خوشَستَمای آبِ زندگانی با تو کجاست مُردن؟در سایهٔ تو باللَه جَستم ز مرگ، جَستممولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۲۱۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #3214 علتی بتّر ز پندار کمالنیست اندر جان تو ای ذُودَلال(۵)مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #382 گر نه موشی دزد در انبار ماستگندم اعمال چل ساله کجاستمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۰۵۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #1057 گر بِرویَد، ور بریزد صد گیاهعاقبت بَررویَد آن کِشتهٔ الهکِشتِ نو کارید بر کِشتِ نخستاین دوم فانی است و آن اوّل دُرُستکِشتِ اوّل کامل و بُگزیده استتخمِ ثانی فاسد و پوسیده استمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۱۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 217, Divan e Shamsچه نیکبخت کسی که خدای خواند تو رادرآ درآ به سعادت دَرَت گُشاد خداکه برگشاید دَرها؟ مُفَتِّحُ اْلَابْوابکه نُزْل و منزل بخشید؟ نَحْنُ نَزَّلْنامولوی، مثنوی، دفتر اوّل، بیت ۲۶۷۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #2670 حکمِ حق گُسترد بهر ما بِساطکه بگویید از طریقِ اِنبساط مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۶۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1067 که درونِ سینه شرحت داده‌ایمشرح اَندر سینه‌ات بِنهاده‌ایممولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۷۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1071 که اَلَمْ نَشْرَح نه شرحت هست باز؟چون شد

    Ganje Hozour audio Program #855

    Ganje Hozour audio Program #855

    برنامه صوتی شماره ۸۵۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۳ فوریه ۲۰۲۱ - ۶ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۸۶۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1863, Divan e Shamsای سَنْجَقِ(۱) نَصْرُالَله*، وی مَشعلهٔ یاسین(۲)یا رَب چه سَبُک روحی، بر چشم و سَرَم بِنشینای تاجِ هُنرمندی، مِعراجِ خردمندیتعریف چه می‌باید؟ چون جمله تویی تعیینهر ذَرّه که می‌جُنبَد، هر بَرگ که می‌خَنبَد(۳)بی‌کام و زبان گفتی: در گوشِ فَلک بِنشینجانِ همه‌ای جانا، ای دولتِ مولاناجان را بِرَهانیدی از نازِ فُلان الدّیناز نَفخِ تو می‌رویَد پَرِّ مَلَأ الْاَعلی(۴)وز شرقِ تو می‌تَفْسَد(۵) پشتِ فلکِ عِنّین(۶)از عشقِ جهان سوزَت وز شوقِ جگردوزَتبی هیچ دعاگویی عالَم شده پُر آمینناگاه سحرگاهی، بی‌رخنه و‌ بی‌راهیآورد طبیبِ جان یک خُمره پُر اَفْسَنْتین(۷)تا این تَنِ بیمارم وین کشته دلِ زارمزنده شد و چابک شد، برداشت سَر از بالینگفتش که: مَلیحی تو، مانا(۸) که مسیحی توشاد آمدی ای سلطان، ای چارهٔ هر مِسکینپیغامبرِ بیماران، نافِع تَری از باراندر خُمره چه داری؟ گفت: دارویِ دلِ غمگینحِرزِ(۹) دلِ یعقوبم، سَرچشمهٔ ایّوبمهم چُستَم و هم خوبم، هم خسرو و هم شیرینگفتم که: چنان دریا در خمره کجا گنجد؟گفتا که: چه دانی تو این شیوه و این آیین؟کی داند چون آخر استادی‌ بی‌چون راگنجاند در سِجّین(۱۰) او عالَمِ عِلیّین(۱۱)یوسُف به بُنِ چاهی بر هفت فلک ناظروَندر شکمِ ماهی یونس زَبَرِ پروینگر فوقی وگر پستی، هستی طلب و مستینی بر زبرین وَقفست این بخت، نه بر زیرینخامش که‌ نمی‌گنجد این حِصّه(۱۲) دَرین قصّهرو چشم به بالا کن، رویِ چو مَهش می‌بین* قرآن کریم، سوره نصر(۱۱۰)، آیه ۳-۱Quran, Sooreh An-Nasr(#110), Line #1-3« إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ » (۱)« چون يارى خدا و پيروزى فراز آيد،»« وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا » (۲)« و مردم را ببينى كه فوج‌فوج به دين خدا درمى‌آيند،»« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا.» (٣)« پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوى و از او آمرزش بخواه، كه او توبه‌پذير است.»مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۰۵۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #1057 گر بِرویَد، ور بریزد صد گیاهعاقبت بَررویَد آن کِشتهٔ الهکِشتِ نو کارید بر کِشتِ نخستاین دوم فانی است و آن اوّل دُرُستکِشتِ اوّل کامل و بُگزیده استتخمِ ثانی فاسد و پوسیده استمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۹۶۹Rumi( Molan

    Ganje Hozour audio Program #854

    Ganje Hozour audio Program #854

    برنامه صوتی شماره ۸۵۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۶ فوریه ۲۰۲۱ - ۲۹ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۷۰۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1705, Divan e Shamsاز ما مَشو مَلول که ما سخت شاهدیم(۱)از رَشک و غیرَتَست که در چادری شدیمروزی که اَفکنیم ز جان چادرِ بَدنبینی که رَشک و حسرتِ ماهیم و فَرقَدیم(۲)رو را بشو و پاک شو از بهرِ دیدِ ماور نی تو دور باش که ما شاهدِ خَودیمآن شاهدی نِه‌ایم که فردا شود عَجوز(۳)ما تا اَبد جوان و دلارام و خوش قَدیمآن چادر ار خَلَق(۴) شد، شاهد کُهن نشدفانیست عمرِ چادر و ما عمرِ بی‌حَدیمچادر چو دید ز آدم، ابلیس کرد رَدآدم نِداش کرد تو رَدّی، نه ما رَدیمباقی فرشتگان به سجود اندر آمدندگفتند در سجود که: بر شاهدی زدیمدر زیر چادر است بُتی کز صفات، اوما را ز عقل بُرد و سجود اندر آمدیماَشکالِ گَنده پیر ز اَشکالِ شاهدانگر عقلِ ما نداند، در عشق مُرتَدیم(۵)چه جایِ شاهدست که شیرِ خداست اوطِفلانه دَم زدیم که با طفلِ اَبجَدیمبا جوز(۶) و با مَویز فریبَند طفل راور نی که ما چه لایقِ جوزیم و کُنجدیم؟در خُود و در زره چو نهان شد عجوزه‌ییگوید که: رستمِ صَفِ پیکارِ اَمجَدیم(۷)از کَرّ و فرِّ او همه دانند کاو زَنَستما چون غلط کنیم، که در نورِ احمدیم؟مؤمن مُمیّز است، چنین گفت مصطفی*اکنون دهان ببند که بی‌گفت مرشَدیم(۸)بشنو ز شمس مَفخرِ(۹) تبریز باقیشزیرا تمامِ قصّه از آن شاه نَستَدیم* حدیث« اَلمؤمِنْ کَیِّسٌ فَطِنٌ حَذِرٌ.»« مومن زیرک، هوشیار و پرهیزگارست.»مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۲۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #3259 من غلامِ آنکه اندر هر رِباط(۱۰)خویش را واصِل نداند بر سِماط(۱۱)بس رِباطی که بباید ترک کردتا به مسکن در رسد یک روز مردمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۵۹۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #591 خود همو بود آخرین و اوّلینشرک جز از دیدهٔ اَحوَل(۱۲) مَبین اول و آخر همان حضرت حق است. شرک را بجز از چشم دوبینان نمی توان دید. قرآن کریم، سوره حدید(۵۷)، آیه ۳Quran, Sooreh Al-Hadid(#57), Line #3« هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.»« اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست.»مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۵۰۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #4, Line #3501 اوّل و آخِر تویی ما در میانهیچ هیچی که نیاید در بیانهمانطور که عظمت بی نهایت الهی قابل بیان نیست و باید به آن زنده شویم. ناچیزی ما هم به عنوان من ذهنی قابل بیان نیس

    Ganje Hozour audio Program #853

    Ganje Hozour audio Program #853

    برنامه صوتی شماره ۸۵۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۹ فوریه ۲۰۲۱ - ۲۲ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۵۵۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1553, Divan e Shamsما صحبتِ همدگر گُزینیمبر دامنِ همدگر نِشینیمیاران، همه پیشتر نِشینیدتا چهرهٔ همدگر ببینیم    ما را ز درون موافقتهاستتا ظَن(۱) نَبَری که ما همینیم   این دَم که نشسته‌ایم با هممی بر کف و گُل در آستینیماز عین به غیب(۲) راه بُردیمزیرا همراه پیک دینیماز خانه به باغ راه داریم همسایهٔ سَرو و یاسمینیمهر روز به باغ اندر آییمگُلهای شکفته صد ببینیموز بهرِ نثارِ عاشقان رادامن دامن ز گُل بچینیماز باغ هر آنچه جمع کردیمدر پیش نَهیم و برگُزینیماز ما دلِ خویش دَرمَدُزدیدما دزد نِه‌ایم، ما اَمینیماینک دَمِ ما نسیمِ آن گُلما گُلبُنِ(۳) گلشنِ یقینیمعالَم پُر شد نسیمِ آن گُلیعنی که بیا که ما چنینیمبومان بِبَرَد، چو بوی بُردیم(۴)مِه مان کند ار چه ما کِهینیم(۵)هر چند کمین غلامِ عشقیمچون عشق نِشَسته در کَمینیممولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۸۸۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #888 از برایِ آن دلِ پُر نور و بِر(۶)هست آن سلطانِ دل ها منتظرمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۹۲۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #921 دیده ما چون بسی علّت(۷) دروسترو فنا کن دید خود در دید دوستدید ما را دید او نِعْمَ الْعِوَض(۸)یابی اندر دید او کل غَرَض مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۲۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #127 پس بنه بر جای هر دَم را عِوَض تا ز وَاسْجُدْ واقتَرِبْ یابی غرض قرآن کریم، سوره علق(۹۶)، آیه ۱۹ Quran, Sooreh Al-Alaq(#96), Line #19« كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ.» « نه، هرگز، از او پيروى مكن و سجده كن و به خدا نزديك شو.»مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ١٢٠٩Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #1209 سجده آمد کندنِ خشتِ لَزِب(۹)موجبِ قربی که وَاسْجُدْ واقتَرِبْ « کندن این سنگ های چسبنده همانند سجده آوردن است و سجود، موجب قرب بنده به حق می شود.»مولوی، مثنوی، دفتر اوّل، بیت ۲۶۷۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #2670 حکمِ حق گُسترد بهر ما بِساطکه بگویید از طریقِ اِنبساط مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۵۸۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1580, Divan e Shamsتا دلبرِ خویش را نبینیمجُز در تَکِ خونِ دل نَشینیمما بِهْ نَشَویم از نصیحتچون گمرهِ عشقِ آن بهینیممولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۵۶۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1566, Divan e Shamsتا با تو قرین شد‌ست جانمهر جا که رَوَم، به گلستانمتا صورتِ تو قر

    Ganje Hozour audio Program #852

    Ganje Hozour audio Program #852

    برنامه صوتی شماره ۸۵۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲ فوریه ۲۰۲۱ - ۱۵ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۵۶۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1566, Divan e Shamsتا با تو قرین(۱) شد‌ست جانمهر جا که رَوَم، به گلستانمتا صورتِ تو قرینِ دل شدبر خاک نِیَم، بر آسمانمگر سایۀ من درین جهانَستغم نیست، که من در آن جهانممن عاریه‌اِم(۲) در آن که خوش نیستچیزی که بِدان خوشم، من آنمدر کشتیِ عشق خُفته‌ام خوشدر حالتِ خُفتگی روانمامروز جَمادها(۳) شکفتَستامروز میانِ زندگانمچون عَلَّمَ بِالقَلَم رَهَم داد*پس تختۀ نانِبِشته خوانمچون کانِ(۴) عقیق در گشادستچه غم که خراب شد دُکانم؟زان رَطلِ گران(۵) دلم سبک شدگر دل سَبُکَست سَرگِرانم(۶)ای ساقیِ تاج بخش، پیش آتا بر سَر و دیده‌ات نشانمجز شمع و شِکَر مگوی چیزیچیزی بِمَگو که من ندانم*۱ قرآن کریم، سوره علق(۹۶)، آیه ۵-۳Quran, Sooreh Al-Alaq(#96), Line #3-5« اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ.» (۳)« بخوان، و پروردگار تو ارجمندترين است.»« الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ.» (۴)« خدايى كه به وسيله قلم آموزش داد،»« عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ.» (۵)« به آدمى آنچه را كه نمى‌دانست بياموخت.»*۲ قرآن کریم، سوره قلم(۶۸)، آیه ۶-۱Quran, Sooreh Al-Qalam(#68), Line #1-6« ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ.» (١)« نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نويسند.»« مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ.» (٢)« كه تو، به فضل پروردگارت، ديوانه نيستى.»« وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ.» (٣)« و تو راست پاداشى پايان‌ناپذير.»« وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ.» (۴)«‌ و تو راست خُلقى عظيم.»« فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ،» (۵)« زودا كه تو ببينى و آنها نيز ببينند،»« بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ.» (۶)« كه ديوانگى در كدام يك از شماست.»مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 13, Divan e Shamsای بادِ بی‌آرامِ ما، با گُل بگو پیغام ماکِای گُل گریز اندر شِکَر، چون گشتی از گُلشن جداای گُل ز اصلِ شِکّری، تو با شِکَر لایق تریشِکّر خوش و گُل هم خوش و از هر دو شیرین تر وفارُخ بر رُخِ شِکّر بِنِه، لذّت بگیر و بو بِدهدر دولتِ شِکّر بِجِه از تلخیِ جورِ فنااکنون که گشتی گُلشِکَر، قوتِ دلی، نورِ نظراز گِل برآ بر دل گذر، آن از کجا؟ این از کجا؟با خار بودی همنشین، چون عقل با جانی قرینبر آسمان رو از زمین، منزل به منزل تا لِقا(۷)مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۴۲۳۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #4235 از مقاماتِ تَبَتُّ

    Ganje Hozour audio Program #851

    Ganje Hozour audio Program #851

    برنامه صوتی شماره ۸۵۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۶ ژانویه ۲۰۲۱ - ۸ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۵۸۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1580, Divan e Shamsتا دلبرِ خویش را نبینیمجُز در تَکِ خونِ دل نَشینیم(۱)ما بِهْ نَشَویم از نصیحتچون گمرهِ عشقِ آن بهینیم(۲)اندر دلِ دَرد خانه داریمدرمان نَبُوَد چو همچنینیمدر حلقۀ عاشقانِ قُدسیسَرحلقه چو گوهرِ نگینیمحاشا(۳) که ز عقل و روحْ لافیم(۴)آتش در ما اگر هَمینیمگَر از عَقَباتِ(۵) روحْ جَستیمستانه مَرو که در کَمینیمچون فِتنه نشانِ آسمانیمچونست که فتنۀ زمینیم؟چون ساده تر از روانِ پاکیمپُرنقش چرا مثالِ چینیم؟پژمرده شود هزار دولت*ما تازه و تَر چو یاسمینیمگَر مُتَّهَمیم پیشِ هستیاندر تُتُقِ(۶) فنا اَمینیمما پشت بدین وجود داریمکاندر شکمِ فنا جَنینیمتبریز، ببین چه تاج داریمزان سَر که غلامِ شمسِ دینیم* قرآن کریم، سوره الرحمن(۵۵)، آیه ۲۷و۲۶Quran, Sooreh Ar-Rahman(#55), Line #26,27« كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ.» (۲۶)« هر چه بر روى زمين است دستخوش فناست.»« وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ.» (٢٧)« و ذات پروردگار صاحب جلالت و اكرام توست كه باقى مى‌ماند.»مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۶۶۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #662 رَغمِ این نفس قبیحه‌خُوی راکه نپوشد رُو، خراشم روی رامولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۵۵۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #550 چون ز زنده مُرده بیرون می‌کندنفسِ زنده سویِ مرگی می‌تَندمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۴۰۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #2404 دوزخ ست آن خانه کآن بی روزن استاصلِ دین، ای بنده رَوزَن کردن استمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۰۹۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #6, Line #3094 خانه‌ای را کِش دریچه‌ست آن طرفدارد از سَیْران آن یوسف شرفهین دریچه سوی یوسف باز کنوز شکافش فُرجه‌ای(۷) آغاز کنعشق‌ورزی، آن دریچه کردن استکز جمالِ دوست، سینه روشن استپس هماره روی معشوقه نگراین به دستِ توست، بشنو ای پدرحافظ، دیوان غزلیات، غزل شمارهٔ ۱۲۲Hafez Poem(Qazal)# 122, Divan e Qazaliatگرت هواست که معشوق نگسلد(۸) پیماننگاه دار سر رشته تا نگه داردمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۱۳۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2131, Divan e Shamsتو لَیْلَةُ القَبْری(۹) برو تا لَیلَةُ القَدری(۱۰) شویچون قدر مر ارواح را کاشانه شو(۱۱)، کاشانه شومولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۱۹۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #3196 تا کُنی مَر غیر را حَبْر و سَنیخویش را بَدخو و خالی می‌کُنی

Top Podcasts In Technology

Listeners Also Subscribed To