37 min

سفری به قندهار پادکست قندهار

    • Society & Culture

اپیزود اول از پادکست قندهار منتشر شد.

این اپیزود بر روی آیتیونز و کست‌باکس موجود است. برای آشنایی با روش مشترک شدن این پادکست، این صفحه را ببینید.

ما در هر قسمت از پادکست قندهار با یک شخص مصاحبه می‌کنیم و در این قسمت میزبان رحیم هستیم تا بخش کوچکی از داستان زندگی‌اش را با ما به اشتراک بگذارد.

لطفاً تجربه‌های مشابه خود را به صورت فایل صوتی برای ما به آدرس kandahar@chronos-farsi.com ارسال کنید. کرونوس در انتخاب، ویرایش و حذف محتوای ارسالی آزاد است.

 



* موسیقی متن: احمد ظاهر – سلطان قلب‌ها





{آنونس – این اپیزود شامل کلماتی هست که ممکنه رکیک و غیرمناسب به نظر بیاد و به همین دلیل برای کودکان مناسب نیست. ما به جز مواردی که در اون ممکنه گفته شدن کلمه‌ای محرمانگی شخص ثالثی رو به خطر بندازه کلمه‌ی دیگه‌ای رو حذف نمی‌کنیم.}

سلام. من بیژن هستم و شما به پادکست قندهار گوش می‌کنین. من تقریبن یه هفته نشستم جلوی کامپیوتر و سعی کردم برای این اپیزود که اولین برنامه‌مه یه مقدمه‌ی مفصل بنویسم و بگم می‌خوام چی رو بگم. اما نتونستم. این پادکست برای من یه سفره. به همه‌ی معنی‌های این کلمه. این پادکست داستان یه کشفه. کشف چیزی توی درون خودم که تا امروز نمی‌شناختمش، هرچند که هنوزم دقیق نمی‌دونم چه شکلیه اما توی مصاحبه‌هایی که با آدمای مختلف داشتم و اونا رو با شما به اشتراک می‌ذارم یواش‌یواش به سمت پرده برداشتن ازش حرکت می‌کنم. نمی‌دونم چرا نتونستم چیز خاصی برای مقدمه‌ی قسمت اول این پادکست بنویسم؛ شاید چون هیچی نمی‌دونم از چیزی که می‌خوام پیداش بکنم. برام خیلی بی‌شکل و ناپخته‌س. اما می‌دونم یه چیزی وجود داره. یه چیزی که شاید رحیم بهتر بتونه توضیحش بده.

رحیم ۲۶ سالشه، اصالتن افغانستانیه و توی ایران به دنیا اومده.

{بخش اول رحیم}

رحیم آدم خیلی شوخ و سرزنده‌ایه و توی روابط اجتماعیش خیلی باهوشه. چیزی که فهمش برای من بعد از سی و اندی سال زندگی خیلی سخت بود این بود که با این که رحیم توی ایران به دنیا اومده، اما هیچ‌کس از دولت گرفته تا مردم اون رو به عنوان ایرانی قبول نداشتن.

{بخش دوم رحیم}

اگه احساس می‌کنین مغزتون داره عذاب می‌کشه از شنیدن این پادکست، من دقیقن خطابم با شماس. من وقتی فهمیدم رحیم چقدر شبیه منه و چقدر من باهاش غریبم، دیگه نتونستم راحت با خودم کنار بیام. فقط خواستم بیشتر کشفش کنم. بیشتر بفهممش و بدونم چرا چرا و چرا این همه بساط داشته. اونم مثل من پارتی می‌رفته، سگ‌مست می‌شده و بعد از کشیدن گل، چشماش خط می‌شده و دراز به دراز می‌افتاده و روده‌ی خودش

اپیزود اول از پادکست قندهار منتشر شد.

این اپیزود بر روی آیتیونز و کست‌باکس موجود است. برای آشنایی با روش مشترک شدن این پادکست، این صفحه را ببینید.

ما در هر قسمت از پادکست قندهار با یک شخص مصاحبه می‌کنیم و در این قسمت میزبان رحیم هستیم تا بخش کوچکی از داستان زندگی‌اش را با ما به اشتراک بگذارد.

لطفاً تجربه‌های مشابه خود را به صورت فایل صوتی برای ما به آدرس kandahar@chronos-farsi.com ارسال کنید. کرونوس در انتخاب، ویرایش و حذف محتوای ارسالی آزاد است.

 



* موسیقی متن: احمد ظاهر – سلطان قلب‌ها





{آنونس – این اپیزود شامل کلماتی هست که ممکنه رکیک و غیرمناسب به نظر بیاد و به همین دلیل برای کودکان مناسب نیست. ما به جز مواردی که در اون ممکنه گفته شدن کلمه‌ای محرمانگی شخص ثالثی رو به خطر بندازه کلمه‌ی دیگه‌ای رو حذف نمی‌کنیم.}

سلام. من بیژن هستم و شما به پادکست قندهار گوش می‌کنین. من تقریبن یه هفته نشستم جلوی کامپیوتر و سعی کردم برای این اپیزود که اولین برنامه‌مه یه مقدمه‌ی مفصل بنویسم و بگم می‌خوام چی رو بگم. اما نتونستم. این پادکست برای من یه سفره. به همه‌ی معنی‌های این کلمه. این پادکست داستان یه کشفه. کشف چیزی توی درون خودم که تا امروز نمی‌شناختمش، هرچند که هنوزم دقیق نمی‌دونم چه شکلیه اما توی مصاحبه‌هایی که با آدمای مختلف داشتم و اونا رو با شما به اشتراک می‌ذارم یواش‌یواش به سمت پرده برداشتن ازش حرکت می‌کنم. نمی‌دونم چرا نتونستم چیز خاصی برای مقدمه‌ی قسمت اول این پادکست بنویسم؛ شاید چون هیچی نمی‌دونم از چیزی که می‌خوام پیداش بکنم. برام خیلی بی‌شکل و ناپخته‌س. اما می‌دونم یه چیزی وجود داره. یه چیزی که شاید رحیم بهتر بتونه توضیحش بده.

رحیم ۲۶ سالشه، اصالتن افغانستانیه و توی ایران به دنیا اومده.

{بخش اول رحیم}

رحیم آدم خیلی شوخ و سرزنده‌ایه و توی روابط اجتماعیش خیلی باهوشه. چیزی که فهمش برای من بعد از سی و اندی سال زندگی خیلی سخت بود این بود که با این که رحیم توی ایران به دنیا اومده، اما هیچ‌کس از دولت گرفته تا مردم اون رو به عنوان ایرانی قبول نداشتن.

{بخش دوم رحیم}

اگه احساس می‌کنین مغزتون داره عذاب می‌کشه از شنیدن این پادکست، من دقیقن خطابم با شماس. من وقتی فهمیدم رحیم چقدر شبیه منه و چقدر من باهاش غریبم، دیگه نتونستم راحت با خودم کنار بیام. فقط خواستم بیشتر کشفش کنم. بیشتر بفهممش و بدونم چرا چرا و چرا این همه بساط داشته. اونم مثل من پارتی می‌رفته، سگ‌مست می‌شده و بعد از کشیدن گل، چشماش خط می‌شده و دراز به دراز می‌افتاده و روده‌ی خودش

37 min

Top Podcasts In Society & Culture