14 episodes

پادکستی درباره موضوعات و پدیده های اجتماعی و فردی در ایران

اینجا درباره موضوعاتی حرف میزنیم که منجر به تعامل یا تقابل فرد با جامعه میشه

Chasbcast | چسب زخ‪م‬ Pouya Javidan | پویا جاویدان

    • Society & Culture
    • 4.2 • 36 Ratings

پادکستی درباره موضوعات و پدیده های اجتماعی و فردی در ایران

اینجا درباره موضوعاتی حرف میزنیم که منجر به تعامل یا تقابل فرد با جامعه میشه

    مهاجرت - کوچ بنفشه‌ها

    مهاجرت - کوچ بنفشه‌ها

    به کسی که در اثر جنگ، فقر، زلزله،  قحطی و خشکسالی و یا بخاطر آزار و اذیت ناشی از باورهای دینی، سیاسی، نژادی و قومی جونش به خطر افتاده و بعد از ترک سرزمین مادری در کشور دیگری تقاضای پناهندگی ثبت میکنه، پناهجو گفته میشه.

    سفر پناهجویی بدون تردید پرخطر ترین و پرچالش ترین نوع مهاجرته که گاهی به قیمت جان پناهجو تموم میشه.

    "کوچ بنفشه‌ها" عنوان سومین و آخرین قسمت از سه‌گانه مهاجرته، "به دلتنگیش می‌ارزه”روایت مهاجرت آدمهایی بود که پذیرش تحصیلی گرفتن و مهاجرتشون هنوز شروع نشده و ایران رو ترک نکردن؛"جویندگان طلا" روایت مهاجرت بچه های جنوب شهر تهران در ابتدای دهه هفتاد به ژاپن بود.

    تو این قسمت با دریا، بهنام و آرزو همراه میشیم و روایت پناهندگی ایرانیهایی رو می‌شنویم که بخاطر فشار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مجبور می‌شن سرزمین مادریشون رو ترک بکنن. در این قسمت خانوم دلارام نیکدل وکیل دادگستری و مشاور امور مهاجرت و سرمایه گذاری هم از نکات حقوقی پیرامون سفر پناهجویی حرف میزنه.

    قطعه "کوچ بنفشه ها" اثر فرهاد مهراد.

    ایستاده در خواب ، سریال سه قسمتی پادکست آن با موضوع پناهجویی.

    توییتر | اینستاگرم| فید پادکست

    • 1 hr 24 min
    مهاجرت - جویندگان طلا

    مهاجرت - جویندگان طلا

    کارکردن مقطعی تو ژاپن برای یک عده، تو سالهای پایانی جنگ یک راه میونبر بود، یک روزنه امید که به جوانهای پایین شهر تهران اجازه می‌داد بخشی از امکانات و رفاه اجتماعی که ازشون دریغ شده بود رو با تلاش و سخت کوشی بدست بیارن. برای همین یک موج مهاجرت از قشر کم درآمد ایران به ژاپن شکل گرفت، موجی که بعد از چند سال بدلیل رفتارهای ناخوشایند مهاجرها و اعمال محدودیت از طرف دولت ژاپن برای اتباع ایرانی برای همیشه پایان یافت.

    جویندگان طلا عنوان دومین قسمت از سه گانه مهاجرته، قسمت اول این سه گانه با "به دلتنگیش می‌ارزه” روایت مهاجرت آدمهایی بود که پذیرش های کاری و تحصیلی گرفتن و روند مهاجرتشون هنوز شروع نشده و ایران رو ترک نکردن. تو جویندگان طلا روایت بالا و پایین مهاجرت ایرانیها به ژاپن رو می شنوی، پرونده مهاجرت این آدمها بسته شده و دیگه خبری از موج مهاجرت ایرانیها به ژاپن نیست.

    تو این قسمت به داستان مهاجرت رضا و میلاد گوش می‌کنیم و پای خاطراتشون از ژاپن می‌شینیم، رضا جز اولین ایرانیهاییه که تو سالهای آخر جنگ رفت ژاپن و در مالزی، تایلند و کانادا هم کار و زندگی کرده. در نقطه مقابلش میلاد از آخرین سری ایرانیهاییه که با سودای پول دراوردن و خارج رفتن به ژاپن مهاجرت کرد. علاوه بر رضا و میلاد، بهادر امیر حسینی هم تو این قسمت حضور داره و از داستان هایی که پیرامون مهاجرت به ژاپن در ایران شکل گرفت و حاشیه ها و گوشه و کنار سفر این آدمها برامون حرف میزنه.

    توییتر | اینستاگرم | فید پادکست

    • 1 hr 7 min
    مهاجرت - به دلتنگیش می‌ارزه

    مهاجرت - به دلتنگیش می‌ارزه

    چه اتفاقی میفته که آدمها به این نتیجه می رسن که باید مکانی که توش بزرگ شدن، ریشه زدن، قوم و خویش دارن، و خاطره ساختن رو بگذارن و باقی داستان زندگیش رو جای دیگه ایی بنویسن.

    چی میشه که یک نفر بالاخره به این نتیجه میرسه که آینده ایی که تصور می کرده اینجا در انتظارش نیست و به چیزهایی که براش تلاش میکرده نمیرسه. تبعات تصمیم مهاجرت محدود به خود فرد و خانوادشه؟  تو داستان مهاجرت واقعا همیشه پای انتخاب و اختیار درمیونه؟ یا گاهی هم مجبور میشیم از ایران بریم؟ ایران با رفتن آدمها چیزی رو از دست میده؟ آدمهایی که میرن به کسی توضیحی بدهکارن؟

    "به دلتنگیش می‌ارزه" اولین قسمت از سه گانه‌ایی با موضوع مهاجرته. تو هر اپیزود این سه گانه با آدمهایی همراه میشیم که ایران رو برای کار، تحصیل یا بدست آوردن چیزی ترک می کنن.

    تو این قسمت با آدمهایی حرف زدم که تحصیلات دانشگاهی دارن و پذیرش کاری و یا تحصیلی گرفتن و در شرف ترک ایران هستند.

    تو این قسمت علی، مهسا، کامران و مژده از دلایل خودشون برای گرفتن تصمیم مهاجرت میگن. علاوه بر اینها خانوم دلارام نیکدل وکیل پایه یک دادگستری و مشاور امور مهاجرت و سرمایه گذاری در ترکیه هم در پادکست حضور داره و از دلایل و تمایل ایرانیها به مهاجرت حرف میزنه.



    توییتر | اینستاگرم | فید چسب زخم



    موسیقی استفاده شده در پادکست: 

    قطعه "نوبر" ، متعلق به آلبوم "خال پانک" از گروه 127. 

    صفحه اینستاگرم گروه 127:

    127Band

    • 1 hr 7 min
    شکوفه‌های خاکستری

    شکوفه‌های خاکستری

    این قسمت به صورت خاص برای نوروز 99 تهیه شده، پیش خودم گفتم حالا که همه بخاطر پیشگیری از ابتلا به کرونا موندن تو خونه و از عید دیدنی خبری نیست من با یک سری از مهمونای آشنای پادکست بیایم به خونه های شما عید دیدنی، اسمش رو هم بذاریم عید شنیدنی.

    تو این قسمت 12 تا مهمون داریم، با مهمونا درباره سالی که گذشت حرف زدم؛

    ازشون پرسیدم از سال 98 چی یاد گرفتن؟

    تو لحظه های سخت سال 98 چه چیزی باعث میشد به زندگی امیدوار باشن؟

    اینکه تو این روزا چی خوشحالشون میکنه؟

    وسطای پادکست هم مهمونا از تجربه حضورشون در پادکست چسب زخم و آشنایی با پادکست فارسی گفتن.

    ترتیب بخش های مختلف پادکست:

    قطعه فروردین از گروه موسیقی بالگرد

    بخش اول پادکست با رامین بیرقدار، حسام خالقی و اطهر کلانتری.

    قطعه جعبه سیاه از گروه موسیقی بی-بند

    بخش دوم پادکست با داروین صبوری، علی کربلایی و رامتین جباری.

    قطعه یه چیزی بده به من از گروه موسیقی بی-بند

    بخش سوم، گپ گفت درباره پادکست چسب زخم و دنیای پادکست فارسی با رامتین جباری، رامین بیرقدار، رضا اسکندری، هدیه میر مقدم، علیرضا بنی جانی و کاوه راد.

    قطعه Sleeping With Ghosts از گروه PLACEBO

    بخش چهارم پادکست با بهادر امیرحسینی، رضا اسکندری و کاوه راد.

    قطعه رفتم سرکوچه  از عبدی بهروانفر

    بخش پنجم پادکست با هدیه میر مقرم، علیرضا بنی جانی و سحر سخایی.

    قطعه شو آیم از عبدی بهروانفر

    همونطور که در خود پادکست هم گفتم مدتیه در وبسایت ویرگول یادداشت هایی با محوریت پادکست فارسی می نویسم، این نوشته ها رو در پروفایل من میتونین بخونین و دنبال کنین، لینک یادداشتهای ویرگول : پویا جاویدان | Pouya Javidan، آخر هر سال چنتا از پادکست هایی که تو سال گذشته گوش کردم و خوشم اومده رو تو ویرگول معرفی میکنم، امسال هم به رسم سال قبل همینکارو کردم.

    توییتر | اینستاگرم | فید چسب زخم

    • 1 hr 32 min
    هواداری فوتبال - از آبی تا آزادی

    هواداری فوتبال - از آبی تا آزادی

    تو این قسمت داستان هواداری فوتبال و راهیابی به ورزشگاه رو از زبان خانومها می شنوی، حکایت محدودیت، تبعیض، ممنوعیت و درنهیات شاید بشه گفت رسیدن به آزادی، توی قسمت پنجم پادکست با موضوع "هواداری فوتبال" از ریشه های هواداری و دلیل علاقه به تیم حرف زدیم، از ارزش های هواداری و رابطه باشگاه و هوادار گفتیم، این قسمت ادامه قسمت "هواداری فوتبال" هستش، اما جدا از قسمت پنجم تهیه شده و هویت مستقلی نسبت به قسمت پنجم پادکست داره و تمرکزش روی راهیابی خانومها به ورزشگاه ها است.
    فدراسیون فوتبال ایران به عنوان عضوی از فیفا، بایستی به تمامی قوانین این فدراسیون پایبند باشه، ماده ۱۳ این اساس‌نامه و همین‌طور بند چهارم از کدهای آئین نامه جدید انضباطی فیفا تاکید می‌کنند: «هرگونه اعمال تبعیض شامل جنسیتی، مذهبی، ملی، نژادی، رنگ و قومیتی از سوی تمامی نهادها و شخصیت‌های فوتبال جهان ممنوع است.»
    همین قانون نشون میده درخواست زنهای ایرانی برای حضور غیر گزینشی در ورزشگاه در تمام طول این سالها خواسته به حق، طبیعی و قانونی بوده؛ خواسته ایی که با اصرار، صبر، مطالبه و هزینه های بعضا کیفری و صدمات جانی همراه بوده، خواسته ایی که درنهایت با کمک فیفا و همکاری فدراسیون در بازی ایران و کامبوج به حقیقت پیوست.
    اما این بی انصافیه اگر همه این اعتبار رو به پای فیفا بگذاریم، پس نقش دخترها، زن ها و یک عده خیلی خیلی خیلی کمی از آقایون که از این حق دفاع می کردن چی میشه ؟ اگر همه این سالها زنان ایرانی مستمر به این تبعیض اعتراض نمی کردن و براش هزینه نمی دادن فیفا صدای زنها رو می شنید ؟ زنهای ایرانی با زنهای ژاپنی، عراقی، کره ایی و یا سوری که در همه این سالها تو ورزشگاه آزادی جایگاه داشتن چه فرقی میکنن ؟ یه سوال مهم تر، اصلا قانونی برای ممنوعیت ورود زنها به ورزشگاه وجود داره ؟ تو همه این سالها وقتی به خانومهایی که جلو استادیوم با شوق و ذوق جمع شده بودن تا بازی تیم محبوبشون رو ببین میگفتن زیرساخت ها آماده نیست، اون زنها چه حسی بهشون دست می داد، چی فکر می کردن ؟
    خیلی از ما تجربه ایی از تبعیض و ممنوعیت ورود به یک مکان رو نداریم، برای همین، ممکنه درک حس ممنوعیت برای ما مشکل باشه، هدیه تا وقتی در ایران حضور داشت، درهای آزادی برای دیدن فوتبال به روش بسته بود، شراره بالاخره این فرصت رو پیدا کرد که بدون تبعیض بلیط بگیره و بازی تیم ملی رو از نزدیک تماشا بکنه، مهتاب همچنان تلاش میکنه تا درهای ورزشگاه ها در ایران برای همه زن ها در همه شهرها باز بشه و میگه تا وقتی این اتفاق نیفته پاش رو به ورزشگاه نمیگذاره، تو این قسمت شراره، هدیه و مهتاب داستان علاقه م

    • 1 hr 9 min
    سرباز - اجباری در جنگ

    سرباز - اجباری در جنگ

    همه سربازها این امکان را ندارند تا در شهر و یگان دلخواه خودشان خدمت کنند، پیش می آید برای گذراندن خدمت وظیفه عومی به مناطق مرزی اعزام می شوند، ممکن است سربازی شما در زمان صلح باشد ممکن است در زمان جنگ باشد، بدترین زمان و بدترین مکان برای گذراندن دوره اجباری در زمان جنگ و لب مرز کشور است. موضوع قسمت نهم پادکست چسب زخم درباره سربازهایی است که در بدترین زمان در بدترین مکان بوده اند، یعنی "اجباری در جنگ".
    داروین بیست سال بعد از بابک رفت خدمت، این دو نفر بدون اینکه همدیگرو بشناسن تقریبا تو یک منطقه سربازیشون رو گذروندن؛ دوتا آدم از دو جای مختلف، با دو پیشینه و آینده متفاوت، با دو شخصیت کاملا متفاوت، اما داروین و بابک نقاط مشترکی هم دارند، به غیر از مذکر بودن و بدون پارتی خدمت کردن هر دو سربازی شون رو در منطقه جنگی لب مرز گذروندن، بابک تو سال 1362 در جنگ ایران و عراق و داروین تو سال 1381 در جنگ عراق و امریکا.
    توی این قسمت از پادکست همراه این دو نفر میشیم و از خاطرات زندگی و تاثیر سربازی در زندگیشون می شنویم. این قسمت از پادکست تکمیل کننده اولین قسمت از پادکست چسب زخم هستش که در مهرماه سال 1397 منتشر شد. در قسمت اول پادکست چسب زخم با عنوان "اجباری" تاریخچه نظام وظیفه در ایران رو بررس کردیم، از قوانین و تغییرات خدمت وظیفه عمومی در ایران گفتیم و در آخر از تاثیراتی که در زندگی پسرها میگذاره حرف زدیم.

    • 49 min

Customer Reviews

4.2 out of 5
36 Ratings

36 Ratings

shahrzad... ,

عالي

بخش ترنس عالي بود دستتون زرد نكنه كه به ترويج آگاهي مردم كمك ميكنيد من به شخصه در مورد آسيبهايي كه مردم ناخواسته و خواسته به اين افراد ميزنن هيچي نميدونستم
ممنونم

Ana Hvd ,

کافه

این قسمت فوق العاده جالب بود و مرسی از گفتمان مفید و تأمل برانگیزی که داشتین.

مرتضي .. ,

ضعيف بود

واقعا خيلي تلاش كردم بفهمم چرا خاطرات شخصي دو نفر رو به اسم اجباري در جنگ پادكست كردي

Top Podcasts In Society & Culture

You Might Also Like