33 episodes

سلام بچّه‌ها
من سپیدار هستم. این برنامه‌ی ماست. من، مامانم و دوست جدیدم، ویززز. هفته ای یک بار، پنج شنبه ها، از خودمون، زندگی‌مون و فکر‌ها‌مون براتون تعریف می‌کنیم. من و مامانم و ویززز عاشق این هستیم که شماها باهامون در ارتباط باشید. چرا؟ چون این‌طوری می‌تونیم با هم دوست بشیم و چی بهتر از پیدا کردن دوستان جدید؟!

Sepidar Va Viz| پادکست سپیدار و وی‪ز‬ PersianBMS

    • Kids & Family

سلام بچّه‌ها
من سپیدار هستم. این برنامه‌ی ماست. من، مامانم و دوست جدیدم، ویززز. هفته ای یک بار، پنج شنبه ها، از خودمون، زندگی‌مون و فکر‌ها‌مون براتون تعریف می‌کنیم. من و مامانم و ویززز عاشق این هستیم که شماها باهامون در ارتباط باشید. چرا؟ چون این‌طوری می‌تونیم با هم دوست بشیم و چی بهتر از پیدا کردن دوستان جدید؟!

    سپیدار و ویززز - قسمت ۳۳ - ویززز عمیقاً اندوهگین است

    سپیدار و ویززز - قسمت ۳۳ - ویززز عمیقاً اندوهگین است

    امروز ویززز خیلی غصه داشت. آخه حسابی دلتنگ سرزمین خودش، خانواده و دوستانش شده بود. اندوه به سراغش اومده بود. همین جمله منو به یاد یکی از کتاب‌هایی انداخت که قبلا خونده بودم. با همراهی مامان کتاب رو برای ویززز خوندیم و به کارهایی فکر کردیم که وقتی اندوه به سراغمون میاد، کمک می‌کنن که حالمون بهتر شه.

    • 13 min
    سؤالات بی‌شمار!

    سؤالات بی‌شمار!

    چیزهای زیادی در مورد کائنات هست که ما زمینی‌ها ازشون اطلاعی نداریم. حالا که ویززز اینجا، روی زمین، مهمون ماست و می‌تونه با همه صحبت کنه، آدم‌ها از این موقعیت استفاده می‌کنند و مدام ازش سوال می‌پرسند. برنامه‌ی این هفته در مورد چند تا از سوالاتی است که در کارگاه زندگی خلاقانه‌ی این هفته از ویززز پرسیده شده بود.

    • 45 min
    چی میشد اگه؟!

    چی میشد اگه؟!

    تو این قسمت در مورد این سوال مهم حرف زدیم، چی می شد اگه؟! عمو نقاش برامون توضیح داده که این سوال به اندازه‌ای مهمه که در طول تاریخ به انسان‌ها کمک کرده پیشرفت کنند و موقعیت‌هایی رو تخیل کنند که حالا وجود نداره ولی برای به دست آوردنش میتوان تلاش کرد.

    • 13 min
    غافلگیری، بخش دوم!!!

    غافلگیری، بخش دوم!!!

    هفته پیش که با لباس قهرمانی‌مون به پارک رفتیم اون قدر وقایع مختلف پیش اومد که نمی‌شد همشو توی یک قسمت براتون تعریف کنیم. اون روز تو پارک طوفان اومد، آخه بعضی‌ها خیلی خیلی خیلی عصبانی بودند. ولی با یک غافلگیری عالی همه آروم شدند. روز بی‌نظیری بود. هیچ وقت یادم نمیره. به صدای ما گوش کنید تا براتون بگیم چه اتفاق خاصی افتاد.

    • 12 min
    غافلگیری، بخش اول!

    غافلگیری، بخش اول!

    همه چی با این شروع شد که عمو نقاش به ما مشق خونه داد. قرار شد تصور کنیم که یک قهرمان هستیم و قدرتی داریم مخصوص به خودمون. بعد از ما پرسید حالا که قهرمان هستیم، لباس مخصوص به خود ما چه شکلی خواهد بود؟ سه شنبه با لباس قهرمانی مخصوص به خودمون به پارک رفتیم. حدس می‌زنید من و ویززز چه شکلی شده بودیم؟

    • 11 min
    مکعب قصه‌گویی

    مکعب قصه‌گویی

    این هفته ما با یک وسیله‌ی جذاب به اسم مکعب قصه‌گویی آشنا شدیم. این وسیله چند تا تاس داره و روی هر ضلع هر تاس، یک شکل کشیده شده است. این شکل‌ها می‌تونند ایده‌ی خوبی برای تمرین قصه‌گویی به آدم بدهند. دوست من و ویززز، بردیا با جوهر نامرئی یک قصه‌ی کارآگاهی نوشت و باعث شد که عمو نقاش جان، ما را با کتاب نقطه اثر پیتر رینولدز آشنا کنه.

    • 13 min