Attitude

Feryal

Our attitudes determine the quality of our Moments

Episódios

  1. Human Capital !

    05/12/2020

    Human Capital !

    در اقتصاد، بطور کلی عوامل تولید رو به سه گروه اصلی زمین، نیروی کار و سرمایه تقسیم میکنن. نیروی کارو عمدتا با عنوان منبع انسانی یاهیومن ریسُرس، می شناسیم وازش‌شنیدیم. توی سالهای اخیر یه تعبیر متفاوت‎تری هم از نیروی انسانی رایج شده؛ سرمایۀ انسانی یا هیومن کپیتال! ‎شاید مرز بین یک منبع انسانی بودن و یک سرمایۀ انسانی بودن، میزان ابزاری بودن نگاهی باشه که به انسان، در هر دو حالت وجود داره... . ‎نگاه ابزاری یعنی‌توهستی‌چون من بهت احتیاج دارم! به هر دلیلی. نگاه ابزاری مارو بیرحم میکنه. زبونمونوتندوتیز میکنه چون یادمون میره ما با یه واقعیت انسانی سروکار داریم نه یه ابزار، که هر موقع ما خواستیم باشه و هرموقع نخواستیم بذاریمش کنار. ابزارها و ماشین الات با مرور زمانو فعالیت از دور خارج میشن، به اصطلاح مالی مستهلک میشن. ولی ما با نگاه ابزاریمون مستهلک میکنیم ادمای دور برمونو،اگر رییسیم،نیروهامونو، اگر فرزندیم‌پدرومادرمونو،اگرعاشقیم،معشوقمونو،اگررفیقیم دوستمونو...ولی تلخی قضیه اینجاست که نگاه ابزاری، گریبان خودمونو میگیره. مارو تنها میکنه توی #هرم_مازلو هر چقدر از پایین به بالا حرکت میکنیم، میزان نگاه سرمایه ای به انسان قوی تر میشه. توی راس هرم، بحث سلف استیم یا احترام به خود مطرح میشه. نگاه ابزاری یعنی من احترامی برای «بودن» تو قائل نیستم، اونقدر که پرم از سنجه و معیار برای سانت زدن و اندازه گرفتنت و قواره کردنت با استانداردهای ریز و درشتم، حواسم به زیبایی «بودنت» نیست.من با نگاه ابزاری نمیتونم احساس احترام به خود به عزیزی که روبروی منه بدم. و آدمای سالم، دوست دارن محترم شمرده بشن تا ابزار دیده بشن. ‎ما تا زمانی که نگاه ابزاری داریم، خودمون هم اسیر غم ابزار بودن هستیم. فکر میکنیم حتمن باید یه کاری بکنیم تا لایق مهر باشیم. در صورتی که، حضور انسانی ما به خودی خود «شأن و شکوه» داره، اگر خودمون باور داشته باشیم. ‎ادما منبع نیستن، سرمایه ان. اعتماد کردن به خودمون و توانایی هامون تا حد زیادی از نگاه ابزاری ما کم میکنه. ما یه معذرتخواهی بزرگ بدهکاریم به همۀ ادمای دوستداشتنی زندگیمون که ناخواسته با نگاه ابزاریمون رنجوندیمشون. . ‎به قول یونگ، ما نمی تونیم چیزی که توی وجود خودمون نداریم در وجود دیگری ببینیم. ما تا زمانی که با خودمون مهربون و برای خودمون محترم نباشیم، حجم و ارزش مهر عزیزانمون و احترامی که به چشم اونها داریمو، درک نمی کنیم . ‎ما فقط وقتی می تونیم به دیگران احساس دوستداشتنی بودن بدیم، لذت دوست داشته شدنو تجربه کنیم، که خودمونو دوست داشته باشیم!

    4 min
  2. Internal Audits

    15/11/2020

    Internal Audits

    واحد مالی مثه قلب یه شرکت می مونه. یه جایی خوندم که قلب فرمانروای ملک وجوده. حالا داستان اینه که اگر واحد مالی کارشو درست انجام نده، شرکت رفته رفته از دست میره! دقیقن شبیه قلب آدم. ‎ولی قضیه اینجاست که هیچ چیزی یه دفه اتفاق نمی افته. هیچ شرکتی یه دفه ورشکسته یا سودآور نمیشه، هیچ چاقی یه دفه لاغر نمیشه، هیچ ورزشکاری یه دفه پهلوون نمیشه، هیچ رابطه ای یه دفه سرشار از مهر و تعهد نمیشه، هیچ بیگینری یه دفه نیتیو اسپیکر نمیشه و برعکس. ذره ذره گردد افلاک و زمین . ‎ موضوع از یه توجه کوچیک، و استمرار اون یا نادیده گرفتنهای ریزریز و استمرار اونها شروع میشه. . ‎شرکتایی که حواسشون جَمعه معمولا سیستم حسابرسی داخلی قوی دارن تا از قضایای کوچیک منفی و پیامدهای کلانشون پیشگیری کنن یا برعکس پیشرفت های ذره ذره رو گزارش کنن و اطمینان بدن که سیستم توی مسیر درسته. باعث راحتی فکر مدیرمیشه حسابرسی های داخلی درست وحسابی. فکر راحتم که بهترین بستره برای خلاقیت و کلی قضایای مثبت دومینویی پشتشو و درنهایت شادی وخوددوستی ودگردوستی ! .  وجود ما هم نیاز داره به حسابرسی داخلی، به یه چند دقیقه خلوت روزانه با خودمون که ببینیم چه خبره توی ملک وجودمون! همه ما یه صدای کوچیک یا به اصطلاح لیتل وویس توی سرمون داریم که دائم داره باهامون حرف می زنه،فقط چند دقیقه در روز زمان بذاریم براش و صداشو بشنویم...توی این چند دقیقه، نه دنیا زیر و زبر میشه، نه مشتری هامون می رن سراغ رقبا، نه وقت برای انجام کارهایی که مدت هاست عقب افتادن کم میاریم...ولی حرفای فرمانروای ملک وجود خودمونو میشنویم...همین ریزه ریزه دقایق هر روزه، یه اثر مرکب دارن...بهمون میگن توی مسیری که هستیم، همنواست با دلخواسته مون، با وجودمون؟ یا نه! همین ریزه ریزه هاست که باعث میشه یه سری جملات توی دایره گفتمانمون رفته رفته کم بشن، جمله هایی مثل نفهمیدم یهویی چی شد که اینجوری شد!،نمی دونم چی شد که اونجوری گفتم؟ نمی دونم چی شد که اون کارو کردم؟و... جمله هایی که یادمون میارن چقدر بیخبر بودیم از خودمون و یهویی به خودمون میارنمون! جمله هایی که اگر نجواهای کوچیک درونمونو بشنویم و جدی بگیریم، مثه برگشت خوردن اولین چک، میتونیم یه کاری کنیم براشون که یه دفه منجر نشه به بهت ورشکستگی! که یه دفه منجر نشه به گفتن و شنیدن حرفهایی که هم خودمونو شوک می کنن هم شنونده شونو! این ذره ذره ها باعث میشن سهم ببینیم، سهم خودمونو! این ذره ذره ها باعث میشن مهربونتر باشیم با خودمون و با اطرافیانمون، باعث میشن ببینیم فکرامونو؛ مگر نه اینکه «دهان‌ گلخانه فکر است»

    4 min
  3. Consciousness

    14/11/2020

    Consciousness

    هم ميشه با دنيا زندگي كرد هم ميشه در دنيا زندگي كرد، ولي اين كجا و اون كجا وقتي با دنياييم يعني گذر لحظه هارو باور كرديم و ايمان اورديم به اينكه زندگي مجموعه اي از لحظه هاي گذراست و هنر ما قشنگ زنده گي كردن در هركدوم ازين لحظاته، ولي وقتي در دنيا زندگي مي كنيم، گير مي كنيم توی لحظه ها، میخوایم خوشي هاشو محکم بچسبیمو و تلخي هاشو ابدي تلقي کنیم... . يادمون ميره كه چه خوشي چه ناخوشي هست، چون ما هستيم و اين بودن، بهترين دليله براي شکرگزار بودن و احساس خوشبختی کردن و با قلب محکم گفتن؛ من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک . اگر بخوايم به زبون اريك برن و تي اي حرف بزنيم، فرق بالغ و كودك همينه، منظورم بلوغ و كودكي فيزيولوژيك نيست، بلوغ و كودكيِ روان رو ميگم ما تازماني كه تفكر كودكانه داريم خودمونو محور عالم مي دونيم، اما وقتي تصميم به رشد و بلوغ رواني ميگيريم انتخاب مي كنيم كه اعتماد كنيم به جريان عظيم خلقت... به كائنات، به هستي، به خدا، به همون خرد برتر كه هر كسي مي تونه با يه اسمي خطابش كنه بله! انتخاب ميكنيم، چون بهتره كه انتخاب كنيم، در غير اين صورت هستي اونقدر مهربون و دقيق دركاره تا در هر لحظه از زندگي مارو به اين باور برسونه. براي ارامش خودمون! كه ناارومي ما به هيچ جاي خلقت برنمي خوره و كار دنيارو لنگ نمي كنه، فقط نشون ميده به درساي سخت گيرانه تري براي هوشيار شدن و لمس موهبت آرامش نياز داريم... . . . نيم زكارتو غافل هميشه در كارم كه لحظه لحظه تو را من عزيزتر دانم به ذات پاك من و آفتاب سلطنتم كه من تورا نگذارم، به مهر بردارم

    3 min
  4. نگرش

    14/11/2020

    نگرش

    یکی از درس های جذاب رشته مدیریت، برای من درس «رفتار سازمانی» بوده که با کتاب فوق العاده استفن رابینز باهاش آشنا شدم. در نسخه لاتین کتاب دو بخش حجیم و مهم اختصاص داده شده به ادراک و نگرش به عنوان دو ابزار مهمی که مدیران و کارکنان با استفاده ازونها هم می تونن فرصت های فوق العاده خلق کنند و هم دردسرهای جبران نشدنی! بعدها جایی در کتاب تفکر زائد، دکتر محمدجعفر مصفا، دیدم که از ذهن با عنوان «ذهن لعنتی» یاد شده! که خوب تعبیرعجیب و تکاندهنده ای بود! .....به تعبير من دروس خودشناسي، موفقیت، کوچینگ، تفکرهای برتر، همه و همه در تلاشند که بگن ما چاره ای جز دیدن واقعیت، پذیرش اون همونجوری که هست و انتخاب به داشتن احساس خوب نداریم. این قانون زندگیه، روی هرچی که تمرکز کنیم، مقداری بیشتری ازونو وارد زندگیمون می کنیم؛ شادی، غم، فراوونی، درموندگی، قدرت، ضعف و... و فيلترهاي ذهني ما هستند كه اگر حواسمون نباشه، تمرکز مارو سوق میدن به دیدن چیزها و اتفاقاتی در محيط و آدمها که احساس ناخوش به ما میده و ما رو از عطر خوش زندگي در لحظه محروم ميکنه. مثل سكانس معروف فيلم طعم گيلاس كيارستمي، برای دیدن روی خوش و قشنگ زندگی، نياز داريم فكرمونو عوض كنيم...گاهی اوقات درد توی انگشت ماست نگرش، همه اونچیزی هست که فرماندهی ذهن مارو دستش گرفته و به ما اين امكانو ميده كه هرلحظه رو بهشت كنيم يا پشت درهاي بسته منتظر بهشت خيالي بمونيم. واقعن كار آسوني نيست ولي شدنيه💪🏻 پ.ن: براي تمرين ميشه با صرف دوتا، ٣٠ ثانيه، اول ويژگي هاي منفي و بعد ويژگي هاي مثبت، اين تصويرو پيداكنيد و بعد از هربار به حال خودتون از ١ تا ١٠ نمره بديد... #فریال_پوستی

    3 min

Sobre

Our attitudes determine the quality of our Moments