Ayneye Ghazal

در برنامه آینهٔ غزل به بررسی غزلهایی از دیوان شمس مولانا پرداخته میشود.

  1. آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش اول

    May 30

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش اول

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش اول غزل شماره ۲۹۴۸ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۳۰ می ۲۰۲۶ مصادف با ۹ خرداد ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ ۱) ای کرده رو چو سرکه، چه گردد ار بخندی؟ وَالله ز سرکه رویی، تو هیچ بَرنَبَندی ۲) تلخی سِتان، شِکَر دِهْ، سیلی بِنوش و سَر دِهْ خندان بمیر چون گُل، گر زانکه ارجمندی ۳) چون مو شُدَ‌‌‌ست آن مَهْ، در خنده است و قَهْقَه چِتْ کَم شود که گَه گَه، از خویِ ماه رَندی ۴) بِشکُفته است شوره، تو غوره‌‌ای و غوره آخر تو جان نداری، تا چند مُسْتْمَندی؟ ۵) با کانِ غم نشینی، شادی چگونه بینی؟ از موش و موش خانه، کِی یافت کَس بلندی؟ ۶) بالایِ چرخِ نیلی، یابَند جبرئیلی وز خاکِ پایِ پاکان یابَند بی‌گَزَندی ۷) زان رنگِ روی و سیما، اسرارِ توست پیدا کَاندر کدام کویی؟ چه یار می‌پسندی؟ ۸) چون چشم می‌گشاید، در چشم می‌نماید گر زانکه ریشِ گاوی، ور شیرِ هوشمندی ۹) قارونْ مثال دَلْوی، در قَعْرِ چَهْ فرو شُد عیسی به بامِ گردون، بِنْمود خوش کَمَنْدی ۱۰) گَر دَلْو سَر بَرآرَد، جُز آبِ چَهْ ندارد پاره شود، بپوسَد، در ظلمت و نَژَندی ۱۱) ای لولیانِ لالا، با لا پَریده بالا وارسته زین هَیولا، فارغ ز چون و چندی

    45 min
  2. آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش دوم

    May 30

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش دوم

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش دوم غزل شماره ۲۹۴۸ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۳۰ می ۲۰۲۶ مصادف با ۹ خرداد ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ ۱) ای کرده رو چو سرکه، چه گردد ار بخندی؟ وَالله ز سرکه رویی، تو هیچ بَرنَبَندی ۲) تلخی سِتان، شِکَر دِهْ، سیلی بِنوش و سَر دِهْ خندان بمیر چون گُل، گر زانکه ارجمندی ۳) چون مو شُدَ‌‌‌ست آن مَهْ، در خنده است و قَهْقَه چِتْ کَم شود که گَه گَه، از خویِ ماه رَندی ۴) بِشکُفته است شوره، تو غوره‌‌ای و غوره آخر تو جان نداری، تا چند مُسْتْمَندی؟ ۵) با کانِ غم نشینی، شادی چگونه بینی؟ از موش و موش خانه، کِی یافت کَس بلندی؟ ۶) بالایِ چرخِ نیلی، یابَند جبرئیلی وز خاکِ پایِ پاکان یابَند بی‌گَزَندی ۷) زان رنگِ روی و سیما، اسرارِ توست پیدا کَاندر کدام کویی؟ چه یار می‌پسندی؟ ۸) چون چشم می‌گشاید، در چشم می‌نماید گر زانکه ریشِ گاوی، ور شیرِ هوشمندی ۹) قارونْ مثال دَلْوی، در قَعْرِ چَهْ فرو شُد عیسی به بامِ گردون، بِنْمود خوش کَمَنْدی ۱۰) گَر دَلْو سَر بَرآرَد، جُز آبِ چَهْ ندارد پاره شود، بپوسَد، در ظلمت و نَژَندی ۱۱) ای لولیانِ لالا، با لا پَریده بالا وارسته زین هَیولا، فارغ ز چون و چندی

    42 min
  3. آینهٔ غزل قسمت هفدهم

    May 16

    آینهٔ غزل قسمت هفدهم

    آینهٔ غزل قسمت هفدهم غزل شماره ۲۸۳۴ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۱۶ می ۲۰۲۶ مصادف با ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ ۱) به مبارکی و شادی بِسِتان ز عشق جامی که ندا کند شَرابش که کجاست تلخکامی؟ ۲) چه بُوَد حیات بی‌او؟ هوسی و چارمیخی چه بُوَد به پیشِ او جان؟ دَغَلی، کمین غلامی ۳) قَدحی دو چون بخوردی، خوش و شیرگیر گردی به دماغِ تو فرستَد شه و شیرِ ما پیامی ۴) خُنُک آن دلی که در وی بنهاد بَخت تختی خُنُک آن سَری که در وی میِ ما نهاد، کامی ۵) ز سلامِ پادشاهان، به‌ خدا مَلول گردد چو شنید نیک‌بختی، ز تو سَرسَری سلامی ۶) به میانِ دلق مستی، به قمارخانۀ جان بَرِ خَلق نامِ او بَد، سویِ عَرش نیکنامی ۷) خُنُک آن دَمی که مالَد کَفِ شاه پَرّ و بالَش که سپیدبازِ مایی، به‌چنین گُزیده‌دامی ۸) ز شرابِ خوش‌بَخورش، نه شکوفه و نه شورش نه به دوستان نیازی، نه ز دشمن انتقامی ۹) همه خَلق در کَشاکَش، تو خراب و مست و دلخوش همه را نظاره می‌کن، هله، از کنارِ بامی ۱۰) ز تو یک سؤال دارم، بکنم، دگر نگویم ز چه گشت زرِّ پخته دل و جانِ ما؟ ز خامی

    1h 15m
  4. آینهٔ غزل قست شانزدهم- بخش اول

    May 2

    آینهٔ غزل قست شانزدهم- بخش اول

    آینهٔ غزل قسمت شانزدهم غزل شماره ۱۹۰۵ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۲ می ۲۰۲۶ مصادف با ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۰۵ ۱) اگر تو عاشقی غم را رها کن عروسی بین و ماتم را رها کن ۲) تو دریا باش و کشتی را برانداز تو عالم باش و عالم را رها کن ۳) چو آدم توبه کن وارو به جنت چه و زندان آدم را رها کن ۴) برآ بر چرخ چون عیسی مریم خر عیسی مریم را رها کن ۵) وگر در عشق یوسف کف بریدی همو را گیر و مرهم را رها کن ۶) وگر بیدار کردت زلف درهم خیال و خواب درهم را رها کن ۷) نفخت فیه من روحی رسیده ست غم بیش و غم کم را رها کن ۸) مسلم کن دل از هستی مسلم امید نامسلم را رها کن ۹) بگیر ای شیرزاده خوی شیران سگان نامعلم را رها کن ۱۰) حریصان را جگرخون بین و گرگین گر و ناسور محکم را رها کن ۱۱) بر آن آرد تو را حرص چو آزر که ابراهیم ادهم را رها کن ۱۲) خمش زان نوع کوته کن سخن را که الله گو اعلم را رها کن ۱۳) چو طالع گشت شمس الدین تبریز جهان تنگ مظلم را رها کن

    51 min
  5. آینهٔ غزل قسمت شانزدهم - بخش دوم

    May 2

    آینهٔ غزل قسمت شانزدهم - بخش دوم

    آینهٔ غزل قسمت شانزدهم غزل شماره ۱۹۰۵ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۲ می ۲۰۲۶ مصادف با ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۰۵ ۱) اگر تو عاشقی غم را رها کن عروسی بین و ماتم را رها کن ۲) تو دریا باش و کشتی را برانداز تو عالم باش و عالم را رها کن ۳) چو آدم توبه کن وارو به جنت چه و زندان آدم را رها کن ۴) برآ بر چرخ چون عیسی مریم خر عیسی مریم را رها کن ۵) وگر در عشق یوسف کف بریدی همو را گیر و مرهم را رها کن ۶) وگر بیدار کردت زلف درهم خیال و خواب درهم را رها کن ۷) نفخت فیه من روحی رسیده ست غم بیش و غم کم را رها کن ۸) مسلم کن دل از هستی مسلم امید نامسلم را رها کن ۹) بگیر ای شیرزاده خوی شیران سگان نامعلم را رها کن ۱۰) حریصان را جگرخون بین و گرگین گر و ناسور محکم را رها کن ۱۱) بر آن آرد تو را حرص چو آزر که ابراهیم ادهم را رها کن ۱۲) خمش زان نوع کوته کن سخن را که الله گو اعلم را رها کن ۱۳) چو طالع گشت شمس الدین تبریز جهان تنگ مظلم را رها کن

    51 min
  6. آینهٔ غزل قسمت پانزدهم

    Apr 18

    آینهٔ غزل قسمت پانزدهم

    آینهٔ غزل قسمت پانردهم غزل شماره ۲۸۶۲ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۱۸ اپریل ۲۰۲۶ مصادف با ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۸۶۲ ۱) هله، هشدار که با بی‌خبران نَستیزی پیشِ مَستانِ چنان رَطلِ گِران، نَستیزی ۲) گر نخواهی که کمان وار اَبَد کَژ مانی چون کَشَندَت سویِ خود همچو کمان، نَستیزی ۳) گَر نخواهی که تو را گرگِ هوا بَردَرَّد چون تو را خوانْد سویِ خویش شُبان، نَستیزی ۴) عَجَمی وار نگویی تو شَهان را که کِیید؟ چون نمایند تو را نقش و نشان، نَستیزی ۵) از میانِ دل و جانِ تو چو سَر بَر کردند جان به شکرانه نهی تو به میان، نَستیزی ۶) چو به ظاهر تو سَمِعْنا و اَطَعْنا گفتی ظاهر آنگَه شود این که به نهان نَستیزی ۷) در گمانی ز مَعادِ خود و از مَبدَأِ خود شَوَدَت عین، چو با اهلِ عیان نَستیزی ۸) در تَجَلّی بنمایَد دو جهان چون ذرّات گر شَوی ذَرّه و چون کوهِ گِران نَستیزی ۹) ز زمان و ز مکان باز رَهی گر تو ز خود چو زمان بَرگُذری و چو مکان نَستیزی ۱۰) مَثَلِ چرخ، تو در گردش و در کار آیی گَر چو دولاب، تو با آبِ روان نَستیزی ۱۱) چون جهان زَهره ندارد که ستیزد با شاه اَللَه اَللَه که تو با شاهِ جهان نَستیزی ۱۲) هم به بغداد رَسی، رویِ خلیفه بینی گر کُنی عزمِ سفر، در همدان نَستیزی ۱۳) حیله و زَوبَعی و شیوه و روبَهْ بازی راست آید چو تو با شیرِ ژیان نَستیزی ۱۴) همچو آیینه شَوی خامش و گویا تو اگر همه دل گردی و بر گفتِ زبان نَستیزی

    1h 49m

About

در برنامه آینهٔ غزل به بررسی غزلهایی از دیوان شمس مولانا پرداخته میشود.

More From Zohreh Chavoushi