Ayneye Ghazal

در برنامه آینهٔ غزل به بررسی غزلهایی از دیوان شمس مولانا پرداخته میشود.

  1. Jul 25

    آینهٔ غزل قسمت بیست و دوم

    آینهٔ غزل قسمت بیست و دوم غزل شماره ۱۲۴۷ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۲۵ جولای ۲۰۲۶ مصادف با ۳ مرداد ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۲۴۷ ۱) عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرونِ خویش خونِ انگوری نخورده، باده‌شان هم خونِ خویش ۲) هر کسی اندر جهان مجنونِ لیلیّی شدند عارفان لیلیِّ خویش و دم به دم مجنونِ خویش ۳) ساعتی میزانِ آنی، ساعتی موزونِ این بعد از این میزانِ خود شو، تا شوی موزونِ خویش ۴) گر تو فرعونِ منی از مصرِ تن بیرون کنی در درون حالی ببینی موسی و هارونِ خویش ۵) لنگری از گنجِ مادون بسته‌ای بر پای جان تا فروتر می‌روی هر روز با قارونِ خویش ۶) یونسی دیدم نشسته بر لبِ دریای عشق گفتمش: چونی؟ جوابم داد بر قانونِ خویش ۷) گفت: بودم اندرین دریا غذای ماهیی پس چو حرفِ نون خمیدم تا شدم ذُاالنّونِ خویش ۸) زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر چون ز چونی دم زند آنکس که شد بی‌چونِ خویش؟ ۹) باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دل‌تریم رو به محبوسانِ غم ده ساقیا اَفیونِ خویش ۱۰) خونِ ما بر غم حرام و خونِ غم بر ما حلال هر غمی کو گِردِ ما گردید، شد در خونِ خویش ۱۱) باده گُلگونه‌ست بر رخسارِ بیمارانِ غم ما خوش از رنگِ خودیم و چهره گلگونِ خویش ۱۲) من نِیَم موقوفِ نَفخِ صور همچون مردگان هر زمانم عشق جانی می‌دهد ز افسونِ خویش ۱۳) در بهشت اِسْتَبْرَقِ سبزست و خَلخال و حریر عشقِ نَقدم می‌دهد از اطلس و اَکسونِ خویش ۱۴) دی مُنَجِّم گفت: دیدم طالعی داری تو سَعد گفتمش: آری ولیک از ماهِ روزافزونِ خویش ۱۵) مَه که باشد با مَهِ ما؟ کز جمال و طالعش نَحسِ اکبر، سَعدِ اکبر گشت بر گردونِ خویش

    آینهٔ غزل قسمت بیست و دوم
  2. Jul 11

    آینهٔ غزل قسمت بیست و یکم

    آینهٔ غزل قسمت بیست و یکم غزل شماره ۲۴۵۸ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۱۱ جولای ۲۰۲۶ مصادف با ۲۰ تیر ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ ۱) سنگ مزن بر طرفِ کارگهِ شیشه‌گری زخم مزن بر جگرِ خستهٔ خسته‌جگری ۲) بر دلِ من زن همه را، زانکه دریغ است و غبین زخمِ تو و سنگِ تو بر سینه و جانِ دگری ۳) باز رهان جمله اسیرانِ جفا را جُزِ من تا به جفا هم نکنی در جز بنده نظری ۴) هم به وفا با تو خوشم، هم به جفا با تو خوشم نی به وفا، نی به جفا، بی‌تو مبادم سفری ۵) چونکه خیالت نَبُوَد آمده در چشمِ کسی چشمِ بزِ کُشته بُوَد تیره و خیره‌نگری ۶) پیش ز زندانِ جهان با تو بُدم من همگی کاش برین دامگهم هیچ نبودی گذری ۷) چند بگفتم که: خوشم، هیچ سفر می‌نروم این سفرِ صعب نگر ره ز عُلی تا به ثَری ۸) لطفِ تو بفْریفت مرا، گفت: برو هیچ مَرَم بدرقه باشد کرمم، بر تو نباشد خطری ۹) چون به غریبی بروی، فُرجه کنی، پخته شوی باز بیایی به وطن باخبری، پرهنری ۱۰) گفتم: ای جانِ خبر، بی‌تو خبر را چه کنم؟ بهرِ خبر خود که رود از تو؟ مگر بی‌خبری ۱۱) چون ز کفت باده کشم، بی‌خبر و مست و خوشم بی‌خطر و خوفِ کسی، بی‌شر و شورِ بشری ۱۲) گفت به گوشم سخنان، چون سخنِ راه‌زنان بُرد مرا شاه ز سر، کرد مرا خیره‌سری ۱۳) قصّه دراز است بلی، آه ز مکر و دغلی گر ننماید کرمش این شبِ ما را سحری

    آینهٔ غزل قسمت بیست و یکم
  3. Jun 27

    آینهٔ غزل قسمت بیستم - بخش اول

    آینهٔ غزل قسمت بیستم بخش اول غزل شماره ۳۲۲ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶ مصادف با ۶ تیر ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۲۲ ۱) آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت بی دل و بی خودت کنم، در دل و جان نشانمت ۲) آمده‌ام بهارِ خوش پیشِ تو، ای درختِ گل تا که کنار گیرمت خوش خوش و می‌فشانمت ۳) آمده‌ام که تا تو را جلوه دهم درین سَرا همچو دعایِ عاشقان فوقِ فلک رسانَمَت ۴) آمده‌ام که بوسه‌یی از صَنمی رُبوده‌ای باز بده به خوش دلی خواجه، که واستانَمَت ۵) گُل چه بُوَد؟ که کُل تویی، ناطقِ امرِ قُل تویی گر دگری ندانَدَت، چون تو منی، بدانَمَت ۶) جان و روانِ من تویی، فاتحه خوانِ من تویی فاتحه شو تو یکسری تا که به دل بخوانَمَت ۷) صیدِ منی، شکارِ من، گر چه ز دام جَسته‌ای جانبِ دام باز رو، وَر نَرَوی برانَمت ۸) شیر بگفت مَر مرا نادره آهوی، برو در پیِ من چه می‌دَوی تیز که بَردَرانَمت ۹) زخم پذیر و پیش رو، چون سپرِ شجاعتی گوش به غیرِ زِه مَدِه تا چو کمان خمانَمَت ۱۰) از حدِ خاک تا بشر چند هزار منزِلَست شهر به شهر بُردَمت، بر سرِ رَه نَمانَمَت ۱۱) هیچ مگو و کَف مکن، سر مگشای دیگ را نیک بجوش و صبر کن زانکه همی‌ پَزانَمت ۱۲) نی که تو شیر زاده‌ای، در تن آهویی نهان من ز حجابِ آهویی یِکرَهه بگذرانمت ۱۳) گویِ منی و می‌دوی در چوگانِ حکمِ من در پیِ تو همی ‌دَوَم، گر چه که می‌دوانَمت

    آینهٔ غزل قسمت بیستم - بخش اول
  4. Jun 27

    آینهٔ غزل قسمت بیستم - بخش دوم

    آینهٔ غزل قسمت بیستم بخش دوم غزل شماره ۳۲۲ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶ مصادف با ۶ تیر ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۲۲ ۱) آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت بی دل و بی خودت کنم، در دل و جان نشانمت ۲) آمده‌ام بهارِ خوش پیشِ تو، ای درختِ گل تا که کنار گیرمت خوش خوش و می‌فشانمت ۳) آمده‌ام که تا تو را جلوه دهم درین سَرا همچو دعایِ عاشقان فوقِ فلک رسانَمَت ۴) آمده‌ام که بوسه‌یی از صَنمی رُبوده‌ای باز بده به خوش دلی خواجه، که واستانَمَت ۵) گُل چه بُوَد؟ که کُل تویی، ناطقِ امرِ قُل تویی گر دگری ندانَدَت، چون تو منی، بدانَمَت ۶) جان و روانِ من تویی، فاتحه خوانِ من تویی فاتحه شو تو یکسری تا که به دل بخوانَمَت ۷) صیدِ منی، شکارِ من، گر چه ز دام جَسته‌ای جانبِ دام باز رو، وَر نَرَوی برانَمت ۸) شیر بگفت مَر مرا نادره آهوی، برو در پیِ من چه می‌دَوی تیز که بَردَرانَمت ۹) زخم پذیر و پیش رو، چون سپرِ شجاعتی گوش به غیرِ زِه مَدِه تا چو کمان خمانَمَت ۱۰) از حدِ خاک تا بشر چند هزار منزِلَست شهر به شهر بُردَمت، بر سرِ رَه نَمانَمَت ۱۱) هیچ مگو و کَف مکن، سر مگشای دیگ را نیک بجوش و صبر کن زانکه همی‌ پَزانَمت ۱۲) نی که تو شیر زاده‌ای، در تن آهویی نهان من ز حجابِ آهویی یِکرَهه بگذرانمت ۱۳) گویِ منی و می‌دوی در چوگانِ حکمِ من در پیِ تو همی ‌دَوَم، گر چه که می‌دوانَمت

    آینهٔ غزل قسمت بیستم - بخش دوم
  5. May 30

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش اول

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش اول غزل شماره ۲۹۴۸ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۳۰ می ۲۰۲۶ مصادف با ۹ خرداد ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ ۱) ای کرده رو چو سرکه، چه گردد ار بخندی؟ وَالله ز سرکه رویی، تو هیچ بَرنَبَندی ۲) تلخی سِتان، شِکَر دِهْ، سیلی بِنوش و سَر دِهْ خندان بمیر چون گُل، گر زانکه ارجمندی ۳) چون مو شُدَ‌‌‌ست آن مَهْ، در خنده است و قَهْقَه چِتْ کَم شود که گَه گَه، از خویِ ماه رَندی ۴) بِشکُفته است شوره، تو غوره‌‌ای و غوره آخر تو جان نداری، تا چند مُسْتْمَندی؟ ۵) با کانِ غم نشینی، شادی چگونه بینی؟ از موش و موش خانه، کِی یافت کَس بلندی؟ ۶) بالایِ چرخِ نیلی، یابَند جبرئیلی وز خاکِ پایِ پاکان یابَند بی‌گَزَندی ۷) زان رنگِ روی و سیما، اسرارِ توست پیدا کَاندر کدام کویی؟ چه یار می‌پسندی؟ ۸) چون چشم می‌گشاید، در چشم می‌نماید گر زانکه ریشِ گاوی، ور شیرِ هوشمندی ۹) قارونْ مثال دَلْوی، در قَعْرِ چَهْ فرو شُد عیسی به بامِ گردون، بِنْمود خوش کَمَنْدی ۱۰) گَر دَلْو سَر بَرآرَد، جُز آبِ چَهْ ندارد پاره شود، بپوسَد، در ظلمت و نَژَندی ۱۱) ای لولیانِ لالا، با لا پَریده بالا وارسته زین هَیولا، فارغ ز چون و چندی

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش اول
  6. May 30

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش دوم

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش دوم غزل شماره ۲۹۴۸ دیوان شمس مولانا تاریخ اجرا: ۳۰ می ۲۰۲۶ مصادف با ۹ خرداد ۱۴۰۵ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۹۴۸ ۱) ای کرده رو چو سرکه، چه گردد ار بخندی؟ وَالله ز سرکه رویی، تو هیچ بَرنَبَندی ۲) تلخی سِتان، شِکَر دِهْ، سیلی بِنوش و سَر دِهْ خندان بمیر چون گُل، گر زانکه ارجمندی ۳) چون مو شُدَ‌‌‌ست آن مَهْ، در خنده است و قَهْقَه چِتْ کَم شود که گَه گَه، از خویِ ماه رَندی ۴) بِشکُفته است شوره، تو غوره‌‌ای و غوره آخر تو جان نداری، تا چند مُسْتْمَندی؟ ۵) با کانِ غم نشینی، شادی چگونه بینی؟ از موش و موش خانه، کِی یافت کَس بلندی؟ ۶) بالایِ چرخِ نیلی، یابَند جبرئیلی وز خاکِ پایِ پاکان یابَند بی‌گَزَندی ۷) زان رنگِ روی و سیما، اسرارِ توست پیدا کَاندر کدام کویی؟ چه یار می‌پسندی؟ ۸) چون چشم می‌گشاید، در چشم می‌نماید گر زانکه ریشِ گاوی، ور شیرِ هوشمندی ۹) قارونْ مثال دَلْوی، در قَعْرِ چَهْ فرو شُد عیسی به بامِ گردون، بِنْمود خوش کَمَنْدی ۱۰) گَر دَلْو سَر بَرآرَد، جُز آبِ چَهْ ندارد پاره شود، بپوسَد، در ظلمت و نَژَندی ۱۱) ای لولیانِ لالا، با لا پَریده بالا وارسته زین هَیولا، فارغ ز چون و چندی

    آینهٔ غزل قسمت هجدهم - بخش دوم

About

در برنامه آینهٔ غزل به بررسی غزلهایی از دیوان شمس مولانا پرداخته میشود.

More From Zohreh Chavoushi