رادیو تاسیان

امیرعلی مهاجری

"زیستن در حاشیه‌ی زمان، شنیدن آنچه ناگفته ماند – رادیو تاسیان" / به قلم امیرعلی مهاجری

  1. Sep 1

    یک سخن با شما، بعد از هفت سال

    هفت سال از شکل‌گیری رادیو تاسیان گذشت. من امیرعلی مهاجری هستم؛ نویسنده و خالق رادیو تاسیان و این اولین باره که بعد از هفت سال، مستقیم با شما درباره‌ی خودِ رادیو صحبت می‌کنم. رادیو تاسیان از روز اول یک پروژه‌ی مستقل بوده؛ با سرمایه‌ی شخصی، تلاش، شب‌بیداری و البته مهم‌تر از همه، اعتماد و همراهی شما. در تمام این سال‌ها، حتی در روزهای جنگ، تولید و ضبط رادیو متوقف نشد. در این مسیر، اتفاق‌های ارزشمندی هم برای ما رقم خورد؛ از همکاری با برندها و مجموعه‌هایی مثل پریل، شنوتو، استودیو هونامیک، استودیو لبخند و استودیو راوا گرفته تا تجربه‌ی همکاری بین‌المللی با Taddy P از جامائیکا. رادیو تاسیان منتخب سردبیر ناملیک شد، دو بار منتخب سردبیر شنوتو شد و در مقاطعی با انتخاب مخاطبان، در جمع پُرشنونده‌های شنوتو قرار گرفت. و امروز، مجموع پخش‌های رسمی رادیو تاسیان از ۲۰۰ هزار پلی عبور کرده. اما برای ما، ۲۰۰ هزار فقط یک عدد نیست؛ پشت هر پلی، یک نفر بوده که بخشی از وقت و زندگی‌اش را با صدای ما گذرانده. رادیو تاسیان هنوز مستقل است و بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های تولید همچنان از سرمایه‌ی شخصی تیم تأمین می‌شود. اما یک پروژه‌ی مستقل، بیش از هر چیز به مخاطبش نیاز دارد. اگر رادیو تاسیان را دوست دارید، برایمان بنویسید، کامنت بگذارید، اپیزود مورد علاقه‌تان را برای یک نفر بفرستید و اگر فکر می‌کنید کسی از شنیدنش لذت می‌برد، ما را به او معرفی کنید. همین اتفاق‌های کوچک، برای ادامه‌ی این مسیر خیلی بزرگ‌اند. هفت سال گذشت؛ اما این مسیر هنوز ادامه دارد. رادیو تاسیان؛ مستقل، برای شما.

    یک سخن با شما، بعد از هفت سال
  2. Aug 27

    سه ثانیه قبل از خداحافظی

    پیلامار، جاده‌ی خاطرات ساخته می‌شه یا ما می‌سازیمش؟ اگه ساخته می‌شه، پس چرا هرچی جلوتر می‌رن، جنگل میاد جلو، شاخه‌ها دست می‌ندازن روشون، برگ‌ها می‌ریزین و آروم بی‌سر و صدا جاده رو می‌گیرن و می‌پوشونن از ما آدم‌ها؟ چرا همیشه آخرش طبیعت برنده این بازی می‌شه؟ اگه خودمون می‌سازیمش پس تکلیف اون خداحافظی‌های همیشگی چیه؟ اون رفتن‌هایی که انگار از قبل تمرین شدن، اما هیچ‌وقت آماده‌شون نیستیم؟ چرا توی این جاده‌ها همیشه رفتن آدما رو می‌بینیم، ولی اومدنشون نه؟ چرا هیچ‌کس از همون راهی که رفته، برنمی‌گرده؟ چرا اون سه ثانیه‌ی لعنتی قبل از خداحافظی رو نمی‌شه تموم کرد؟ همون سه ثانیه‌ای که همه چی توش معلق و صحنه آهسته‌ست، که اگه دست بلرزه، اگه دلت بخواد عقب نشینی کنه، اگه یه کلمه کم و زیاد بشه، دیگه هیچ فایده‌ای نداره... اگه جاده رو خودمون می‌سازیم، چه لذتی داره ساختن جاده‌ای که از اول می‌دونی پر از رنجه؟ جاده‌ای که قراره هر قدمش درد باشه، سر هر پیچش دلتنگی، و آخرش، یه روز زیر دست برگ و ریشه‌های جنگل انبوه برای همیشه محو بشه؟ نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورتهیه و تولید: استودیو هاوشمیکس و مسترینگ: استودیو نووُپخش اختصاصی: رادیو تاسیان پریل، حامی اپیزود «۳ ثانیه قبل از خداحافظی» از رادیو تاسیان

    سه ثانیه قبل از خداحافظی
  3. Aug 1

    زندگی قبل از عاشق شدن

    با حمایت پریل، اپیزود جدید رادیو تاسیان منتشر شد نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا کریمیانایده‌پرداز: بهار احمدیمیکس و مسترینگ: استودیو نووُپخش اختصاصی از رادیو تاسیان | تابستان ۱۴۰۵ پریل، حامی این اپیزود از رادیو تاسیان رادیو تاسیان را در شنوتو دنبال کنید! ..................................................... دوست داشتم برم بالای شهر وایسم و از اون بالا به همه‌چی نگاه کنم؛ به خونه‌هایی که از این ارتفاع اندازه‌ی یه نقطه می‌شن، به خیابونایی که پت و پهنن ولی از این بالا فقط یه مشت خط‌های کمرنگ روی زمین شدن، و نگاه کنم به آدمایی که هیچ نشونی ازشون پیدا نیست. آدمایی که وقتی از این بالا نگاشون می‌کنی، انگار هیچ وزنی ندارن؛ نه صداشون می‌رسه، نه دعواهاشون، نه شادی‌هاشون. از این بالا همه‌چی آروم‌تر، ساده‌تر و بی‌اهمیت‌تر از اون چیزیه که اون پایین به نظر میاد. اما همین‌که برمی‌گردی به دنیای اون پایین، می‌بینی آدم‌ها چقدر جدی گرفتن، چقدر هرچیز کوچیکی رو بزرگ کردن، چقدر سر هیچ‌چی دل شکستن، چقدر برای چیزایی جنگیدن که از اون بالا حتی دیده هم نمی‌شن. از این بالا، غم آدم کوچیک می‌شه و دلخوری و جنگ بین آدما کاملاً محو می‌شه. از این بالا همه شبیه هم می‌شن؛ هیچ‌کی مهم‌تر از اون یکی نیست، هیچ‌کی حق بیشتری نداره و هیچ‌کی اون‌قدرها هم خاص نیست. هیچ‌کی از رنج عشق نمرده، هیچ‌کی هم از رسیدن به عشقش تا ابد خوشبخت و آروم نشده... دوست داشتم ....

    زندگی قبل از عاشق شدن
  4. Jul 7

    مهاجرت

    🎙️ اپیزود «مهاجرت» 🎙️ این اپیزود با حضور ۱۳ گوینده و ایفای نقش توسط گروهی از هنرمندان، یکی از گسترده‌ترین تولیدات رادیو تاسیان را شکل داده است. برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان، ۸ بانوی هنرمند در کنار ۵ آقای هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ حضوری که به جهان داستان، رنگ و عمق بیشتری بخشیده است. «مهاجرت» تنها روایتی درباره ترک یک سرزمین نیست؛ بلکه نگاهی متفاوت به مفهوم مهاجرت دارد؛ روایتی از جابه‌جایی انسان، هویت، خاطره، عشق و انتخاب. داستانی که تلاش می‌کند این مفهوم را از زاویه‌ای تازه و کمتر دیده‌شده روایت کند. برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان و با حمایت برند پریل، ۸ بانوی هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ حضوری که به جهان داستان، رنگ و عمق بیشتری بخشیده است. «مهاجرت» تنها روایتی درباره ترک یک سرزمین نیست؛ بلکه نگاهی متفاوت به مفهوم مهاجرت دارد؛ روایتی از جابه‌جایی انسان، هویت، خاطره، عشق و انتخاب. داستانی که تلاش می‌کند این مفهوم را از زاویه‌ای تازه و کمتر دیده‌شده روایت کند. 🎧  ✍🏻 ایده‌پرداز و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎭 گویندگان: محمد مقدسی، رضا کریمیان، ندا کریمی، فریما رئوفی، پارسا فلسفی، تینا کاردان، زهرا نویدی‌راد، شقایق هارونی، لی‌لی شیرازی، مانلی هفت‌لنگ، امیر ارجمند، فاطمه کاظمی شریعت‌پناهی، بهار احمدی و امیرعلی مهاجری پریل، حامی اپیزود مهاجرت از پادکست رادیو تاسیان

    مهاجرت
  5. May 24

    نور و آن شهر ساحلی

    گفتم چون دلتنگی یعنی یکی یه چیزی ازت دزدیده و واسه همیشه رفته... نه جای اون چیزی که دزدیده ازت خوب میشه و نه هیچ وفت اون دزد بر میگرده.... تو میمونی و یه بدن نیمه جونی که همیشه داره درد میکشه.. من تحمل اون دردو ندارم... من دوست ندارم بدنم نیمه جون باشه... یا حداقل اگر هست بی حس شم نفهمم.. چیزی بادم نیاد.. نبینم اون جای خالی رو...جسم نیمه جون عین یه دیواری میمونه که چندتا آجر از وسطش ریخته.. اگر این آجرا بیشتر و بیشتر بریزن و کم بشن یه روز خود دیوار یهو میریزه پایین... هم خودش خراب میشه هم میریزه رو سر رهگذاریی که دارن از اونجا رد میشن... گفت: خیلی وقتا اون دزدایی که گفتی بر میگردن... با برگشتنشونم، دلتنگی ادم رفع میشه.. اون چیزیو هم که از وجودت برداشتن میذارن سر جاش..گفتم نه... خیلی وقتا حتی با برگشتن آدما هم چیزی درست نمیشه. خیلی وقتا ما دلتنگ آدما توو خاطراتیم و اون کسی که بودن، نه اون کسایی که الان برگشتن...  رادیو تاسیان تقدیم می‌کند: «نور و آن شهر ساحلی» تازه‌ترین اپیزود رادیو تاسیان با عنوان «نور و آن شهر ساحلی» منتشر شد. این اپیزود سفری است به اعماق زندگی، خاطرات شیرین، عشق‌های ماندگار و چشم‌اندازی به آینده‌ای روشن که می‌تواند چون نگارشی سینمایی، پایانی درخشان داشته باشد. ✨✨  عوامل اجرایی: • نویسنده و گوینده: امیرعلی مهاجری • میکس و مسترینگ: استودیو نووُ • خوانش تیتراژ: محمدرضا اکرادی • طراحی پوستر: فریما رئوفی بهار ۱۴۰۵/تهران ✨✨

    نور و آن شهر ساحلی
  6. May 19

    آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم!

    پدر مسیر شما را تباهی می‌داند و مسیر درست را مسیری امن و بی‌دردسر معرفی می‌کند. اما من با او مخالفم. من فکر می‌کنم جاده‌های آرام و بی‌حاشیه شبیه جاده‌های کویری و صاف‌اند؛ از هزاران کیلومتر دورتر انتهایشان پیداست. انسان در چنین جاده‌هایی یا به کسالت می‌رسد یا خوابش می‌گیرد و یا از سفر هیچ لذتی نمی‌برد. من عاشق جاده‌های پرپیچ‌وخمی هستم که در هر پیچ آن نمی‌دانم چه حادثه یا ماشینی انتظارم را می‌کشد. جاده‌هایی که دو سویشان پر از درخت و انبوه گیاهان سرسبز است و مه تا میانه راه و جاده را پوشانده. جاده‌ای که در آن فقط یک ثانیه جلوتر را می‌بینم و از همان لذت می‌برم، بی‌آنکه به انتهای مسیر فکر کنم. درست همانند جاده زندگی شما در کلمبیا. اپیزود تازه با عنوان «آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم» به قلم و صدای امیرعلی مهاجری، اکنون به‌صورت رسمی در تمامی پلتفرم‌های ایرانی پادکست در دسترس شماست. امیدوارم از شنیدن این قسمت لذت ببرید، و اگر برایتان جذاب بود، لطفاً آن را با دوستان و عزیزانتان به اشتراک بگذارید 💛 لینک‌های اپیزود: کانال بله 👇✨ https://ble.ir/radiotasian نویسنده و گوینده: امیرعلی مهاجریمیکس و مسترینگ توسط استودیو نووُ

    آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم!

Ratings & Reviews

5
out of 5
2 Ratings

About

"زیستن در حاشیه‌ی زمان، شنیدن آنچه ناگفته ماند – رادیو تاسیان" / به قلم امیرعلی مهاجری

You Might Also Like