احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

شهروز کبیری

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

  1. احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش دوم)

    4d ago

    احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش دوم)

    ▨ نام شعر: در جدال با خاموشی (بخش دوم) ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ ۲ در بیمارستانی که بسترِ من در آن به جزیره‌یی در بی‌کرانگی می‌مانَد گیج و حیرت‌زده به هر سویی چشم می‌گردانم: این بیمارستان از آنِ خنازیریان نیست. سلاطونیان و زنانِ پرستارش لازم و ملزومِ عشرتی بی‌نشاطند. جذامیان آزادانه می‌خرامند، با پلک‌های نیم‌جویده و دو قلب در کیسه‌ی فتق و چرکابه‌یی از شاش و خاکشی در رگ با جاروهای پَر بر سرنیزه‌ها به گردگیریِ ویرانه. راهروها با احساسِ سهمگینِ حضورِ سایه‌یی هیولا که فرمانِ سکوت می‌دهد محورِ خوابگاه‌هایی‌ست با حلقه‌های آهن در دیوارهای سنگ و تازیانه و شمشیر بر دیوار. اسهالیان شرم را در باغچه‌های پُرگُل به قناره می‌کشند و قلبِ عافیت در اتاقِ عمل می‌تپد در تشتکِ خلاب و پنبه میانِ خُرناسه‌ی کفتارها زیرِ میزِ جراح. اینجا قلبِ سالم را زالو تجویز می‌کنند تا سرخوش و شاد همچون قناری مستی به شیرین‌ترین ترانه‌ی جانت نغمه سردهی تا آستانِ مرگ که می‌دانی امنیت بلالِ شیرْدانه‌یی‌ست که در قفس به نصیب می‌رسد، تا استوارِ پاسدارخانه برگِ امان در کَفَت نهد و قوطی مُسکن‌ها را در جیبِ روپوشت: ــ یکی صبح یکی شب، با عشق! □ اکنون شبِ خسته از پناهِ شمشادها می‌گذرد و در آشپزخانه هم‌اکنون دستیارِ جراح برای صبحانه‌ی سرپزشک شاعری گردنکش را عریان می‌کند (کسی را اعتراضی هست؟)  و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز از تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست. □ عُریان بر میزِ عمل چاربندم اما باید نعره‌یی برکشم شرفِ کیهانم آخر هابیلم من و در کدوکاسه‌ی جمجمه‌ام چاشتِ سرپزشک را نواله‌یی هست. به غریوی تلخ نواله را به کامش زهرِ افعی..

    5 min
  2. احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش اول)

    6d ago

    احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش اول)

    ▨ نام شعر: در جدال با خاموشی (بخش اول) ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ ۱ من بامدادم سرانجام خسته بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم. هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست، که پیش از آنکه باره برانگیزی آگاهی که سایه‌ی عظیمِ کرکسی گشوده‌بال بر سراسرِ میدان گذشته است: تقدیر از تو گُدازی خون‌آلوده در خاک کرده است و تو را دیگر از شکست و مرگ گزیر نیست. من بامدادم شهروندی با اندام و هوشی متوسط. نَسبَم با یک حلقه به آوارگانِ کابل می‌پیوندد. نامِ کوچکم عربی‌ست نامِ قبیله‌یی‌ام تُرکی کُنیَتَم پارسی. نامِ قبیله‌یی‌ام شرمسارِ تاریخ است و نامِ کوچکم را دوست نمی‌دارم (تنها هنگامی که تواَم آواز می‌دهی این نام زیباترین کلامِ جهان است و آن صدا غمناک‌ترین آوازِ استمداد). در شبِ سنگینِ برفی بی‌امان بدین رُباط فرود آمدم هم از نخست پیرانه خسته. در خانه‌یی دلگیر انتظارِ مرا می‌کشیدند کنارِ سقاخانه‌ی آینه نزدیکِ خانقاهِ درویشان. (بدین سبب است شاید که سایه‌ی ابلیس را هم از اول همواره در کمینِ خود یافته‌ام). در پنج‌سالگی هنوز از ضربه‌ی ناباورِ میلادِ خویش پریشان بودم و با شغشغه‌ی لوکِ مست و حضورِ ارواحیِ خزندگانِ زهرآگین برمی‌بالیدم بی‌ریشه بر خاکی شور در برهوتی دورافتاده‌تر از خاطره‌ی غبارآلودِ آخرین رشته‌ی نخل‌ها بر حاشیه‌ی آخرین خُشک‌رود. در پنج‌سالگی بادیه بر کف در ریگزارِ عُریان به دنبالِ نقشِ سراب می‌دویدم پیشاپیشِ خو

    8 min
  3. احمد شاملو | من مرگ را

    Jun 7

    احمد شاملو | من مرگ را

    ▨ نام شعر: من مرگ را ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که در من می‌گذرد. اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چون جوبارِ آهن در من می‌گذرد. اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چونان دریایی از پولاد و سنگ در من می‌گذرد. □ در گذرگاهِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردم در گذرگاهِ باران سرودی دیگرگونه آغاز کردم در گذرگاهِ سایه سرودی دیگرگونه آغاز کردم. نیلوفر و باران در تو بود خنجر و فریادی در من، فواره و رؤیا در تو بود تالاب و سیاهی در من. در گذرگاهت سرودی دیگرگونه آغاز کردم. □ من برگ را سرودی کردم سرسبزتر ز بیشه من موج را سرودی کردم پُرنبض‌تر ز انسان من عشق را سرودی کردم پُرطبل‌تر ز مرگ سرسبزتر ز جنگل من برگ را سرودی کردم پُرتپش‌تر از دلِ دریا من موج را سرودی کردم پُرطبل‌تر از حیات من مرگ را سرودی کردم. ▨  احمد شاملو - آذر ماه ۱۳۴۰ از دفتر لحظه‌ها و همیشه

    3 min
  4. احمد شاملو | باغ آینه

    Jun 6

    احمد شاملو | باغ آینه

    ▨ نام شعر: باغ آینه ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ چراغی به دستم چراغی در برابرم. من به جنگِ سیاهی می‌روم. گهواره‌های خستگی از کشاکشِ رفت‌وآمدها بازایستاده‌اند، و خورشیدی از اعماق کهکشان‌های خاکستر شده را روشن می‌کند. □ فریادهای عاصیِ آذرخش ــ هنگامی که تگرگ در بطنِ بی‌قرارِ ابر نطفه می‌بندد. و دردِ خاموش‌وارِ تاک ــ هنگامی که غوره‌ی خُرد در انتهای شاخسارِ طولانیِ پیچ‌پیچ جوانه می‌زند. فریادِ من همه گریزِ از درد بود چرا که من در وحشت‌انگیزترینِ شب‌ها آفتاب را به دعایی نومیدوار طلب می‌کرده‌ام □ تو از خورشیدها آمده‌ای از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای تو از آینه‌ها و ابریشم‌ها آمده‌ای. □ در خلئی که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتمادِ تو را به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم. جریانی جدی در فاصله‌ی دو مرگ در تهیِ میانِ دو تنهایی ــ [نگاه و اعتمادِ تو بدین‌گونه است!] □ شادیِ تو بی‌رحم است و بزرگوار نفس‌ات در دست‌های خالیِ من ترانه و سبزی‌ست من برمی‌خیزم! چراغی در دست، چراغی در دلم. زنگارِ روحم را صیقل می‌زنم. آینه‌یی برابرِ آینه‌ات می‌گذارم تا با تو ابدیتی بسازم. ▨  احمد شاملو - ۱۳۳۶ از دفتر شعر باغ آینه

    4 min
  5. احمد شاملو | از عموهایت | نسخه‌ی سوم با صدای پسر شاملو

    May 19

    احمد شاملو | از عموهایت | نسخه‌ی سوم با صدای پسر شاملو

    ▨ نام شعر: از عموهایت (نسخه‌ی سوم)  ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: سیروس شاملو (پسر شاعر) ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــ تقدیم نامه‌ی شاعر: برای سیاوش کوچک (توضیح: این شعر در رثای مرتضی کیوان سروده شده) ــــــــــــــــ نه به‌خاطر آفتاب نه به‌خاطر حماسه به‌خاطر سایه‌ی بام کوچک‌اش به‌خاطر ترانه‌یی کوچک‌تر از دست‌های تو نه به‌خاطر جنگل‌ها نه به‌خاطر دریا به‌خاطر یک برگ به‌خاطر یک قطره روشن‌تر از چشم‌های تو نه به‌خاطر دیوارها ــ به‌خاطر یک چپر نه به‌خاطر همه انسان‌ها ــ به‌خاطر نوزاد دشمن‌اش شاید نه به‌خاطر دنیا ــ به‌خاطر خانه‌ی تو به‌خاطر یقین کوچک‌ات که انسان دنیایی است به‌خاطر آرزوی یک لحظه‌ی من که پیش تو باشم به‌خاطر دست‌های کوچک‌ات در دست‌های بزرگ من و لب‌های بزرگ من بر گونه‌های بی‌گناه تو به‌خاطر پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله‌می‌کنی به‌خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای به‌خاطر یک لبخند هنگامی که مرا در کنار خود ببینی به‌خاطر یک سرود به‌خاطر یک قصه در سردترین شب‌ها تاریک‌ترین شب‌ها به‌خاطر عروسک‌های تو، نه به‌خاطر انسان‌های بزرگ به‌خاطر سنگ‌فرشی که مرا به تو می‌رساند، نه به خاطر شاه‌راه‌های دوردست به‌خاطر ناودان، هنگامی که می‌بارد به‌خاطر کندوها و زنبورهای کوچک به‌خاطر جار سپید ابر در آسمان بزرگ آرام به‌خاطر تو به‌خاطر هر چیز کوچک هر چیز پاک برخاک‌افتادند به‌یادآر عموهای‌ات را می‌گویم از مرتضا سخن‌می‌گویم. ▨  احمد شاملو ۱۳۳۴ ــــــــــــ مرتضی کیوان در پی پناه دادن به سه تن از نظامیان فراری حزب توده در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستگیر و به جرم خیانت، در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد

    3 min

Ratings & Reviews

5
out of 5
5 Ratings

About

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

You Might Also Like