رادیو جامعه (پادکست اجتماعی)

IndependentPersian / ایندیپندنت فارسی

پرونده، پادکست هفتگی ایندیپندنت فارسی است که فراتر از اخبار روزانه نگاهی متفاوت به موضوعات مهم مربوط به ایران دارد

  1. Oct 25

    معمای نام درست پهنه نیلی شمال ایران؛ خزر، کاسپی یا مازندران؟

    در شمال ایران، آنجا که آبشار مه از دامنه‌های البرز به روی جنگل‌های هیرکانی و شالیزارها سرازیر می‌شود و به کرانه‌های آبی می‌پیوندند، یک پهنه‌ نیلی گسترده هزاران سال است که آرمیده؛ بزرگ‌ترین دریاچه جهان و یکی از مهم‌ترین پهنه‌های آبی محصور زمین که عظمتش به دریا می‌ماند و به همین دلیل آن را دریا می‌نامند و نه دریاچه. در هر دوره تاریخی، ایرانیان از هر قوم و هر شهر ساحلی، نام خود را بر گوشه‌ای از آن گذاشتند. برای مردم گیلان و مازندران، این پهنه آبی باشکوه اغلب فقط «دریا» است؛ بی‌نیاز از صفت و نامی دیگر، اما همین دریا در کتاب‌های تاریخ و نقشه‌های جغرافیا، با نام‌هایی چون خزر، کاسپی، کاسپین، هیرکانی، گرگان، طبرستان، گیلان، دیلم، آبسکون و مازندران هم خطاب شده است. پهنه آبی شمال ایران وسعتی نزدیک به ۳۷۱ هزار کیلومترمربع دارد و دریاچه‌ای است بی‌ راه به اقیانوس که در روزگار ما، پنج کشور ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان را به یکدیگر پیوند می‌دهد. قرن‌ها پیش از آنکه جمهوری‌های کوچک آسیای میانه و قفقاز شکل بگیرند، این دریاچه نقطه تماس آبی امپراتوری ایران و روسیه بود. ذخایر نفت و گاز، ماهیان خاویاری، مسیرهای کشتی‌رانی و بازرگانی و زیست‌بوم کم‌مانند به این پهنه اهمیتی اقتصادی، سیاسی و محیط‌زیستی داده است. با این همه، این پهنه آبی هنوز نامی یگانه ندارد و در حافظه تاریخی ایران و جهان، با اسامی مختلفی نامیده شده است. از همین رو است که پرسش از «نام درست» این دریا پاسخی کوتاه ندارد. خزر نامی تاریخی است، کاسپین نام جاافتاده بین‌المللی آن است، کاسپی صورتی نزدیک‌تر به نام قومی باستانی است و مازندران هم نامی دیرپا در سنت جغرافیای فارسی. هر یک از این نام‌ها بخشی از تاریخ را روایت می‌کنند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی همه گذشته این پهنه آبی را بیان نمی‌کنند. نام این پهنه آبی سال‌ها است که محل مناقشه تاریخ‌نگاران و پژوهشگران است.

    معمای نام درست پهنه نیلی شمال ایران؛ خزر، کاسپی یا مازندران؟
  2. Oct 18

    پس از حدود هشت قرن، خوی به نور بارگاه شمس جلوه‌ای تازه یافت

    شامگاه چهارشنبه پانزدهم مهرماه، آیین گشایش رسمی بارگاه شمس تبریزی در شهر خوی استان‌ آذربایجان شرقی برگزار شد؛ شهری که برخی پژوهشگران، آن را محل دفن پیکر شمس تبریزی می‌دانند. مجموعهٔ تازه‌احداث بارگاه شمس تبریزی در زمینی به مساحت هفت هزار مترمربع ساخته شد که سه هزار و ۵۰۰ مترمربع آن فضای مسقف است. طراحی این بنا براساس طرح نادر اردلان، معمار ایرانی، انجام گرفت و در ساخت گنبد و بخش‌های آجری مجموعه، از مصالح و شیوه‌هایی الهام‌گرفته از معماری سنتی ایران استفاده شد. پیش از احداث بارگاه جدید شمس تبریزی در خوی، مهم‌ترین نشانهٔ تاریخی مزار منسوب به این عارف ایرانی، مناره‌ای آجری بود که با نام «مناره شمس تبریزی» شناخته می‌شود. بنایی استوانه‌ای که بدنهٔ آن با جمجمه و شاخ قوچ‌های وحشی تزیین شده و از معدود آثار باقی‌مانده از مجموعهٔ معماری دوره صفوی در خوی است. این مناره در نزدیکی قبر منسوب به شمس تبریزی قرار دارد. نکتهٔ جالب اینکه این بنا نیز مانند زندگی و مرگ شمس تبریزی، پر از رمزوراز است و درباره پیشینهٔ ساخت، بانی و کارکرد آن، روایت‌های مختلفی مطرح شده است. در مشهورترین روایت، ساخت مناره به شاه اسماعیل اول صفوی نسبت داده می‌شود. بر اساس این روایت، شاه اسماعیل در جریان اقامت در خوی به شکار قوچ‌های وحشی در کوهستان‌های اطراف رفت و پس از شکار تعداد زیادی از آن‌ها، دستور داد با جمجمه و شاخ شکارها، مناره‌هایی بسازند.

    پس از حدود هشت قرن، خوی به نور بارگاه شمس جلوه‌ای تازه یافت
  3. Sep 26

    ناوگان هوایی ایران؛ از پرواز مستقیم به نیویورک تا ممنوعیت فرود در فرودگاه‌های جهان

    عملیات «طرد اقتصادی» آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در آخرین روزهای شهریور ۱۴۰۵، دست‌کم ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و شماری از شرکت‌های واسطه و شبکه‌های تأمین هواپیما و تجهیزات را تحریم کرد. از اول مهر نیز وزیر خزانه‌داری آمریکا هشدار داد شرکت‌ها و فرودگاه‌های خارجی در صورت ارائه سوخت، خدمات فرودگاهی، فروش بلیت و دیگر خدمات به شرکت‌های تحریم‌شده ایرانی، با خطر تحریم و قطع دسترسی به نظام مالی دلاری مواجه خواهند شد. اندکی بعد، برخی کشورها پذیرش هواپیماهای ایرانی را متوقف کردند و همزمان تعدادی از شرکت‌های خارجی نیز پروازهای خود به ایران را به حالت تعلیق درآوردند. به این ترتیب، صنعت هوانوردی ایران که روزگاری ناوگانی مدرن و شبکه‌ای گسترده از پروازهای بین‌المللی داشت، با یکی از محدودترین دوره‌های فعالیت خود روبه‌رو شد. اما صنعت هوانوردی ایران چگونه از پرواز با بویینگ ۷۴۷ به نیویورک و اتصال تهران به شهرهای مهم اروپا و آسیا، به ناوگانی رسید که بخش بزرگی از آن زمین‌گیر است و هواپیماهای باقی‌مانده‌اش نیز برای فرود در شماری از کشورهای منطقه با محدودیت روبه‌رو شده‌اند؟

    ناوگان هوایی ایران؛ از پرواز مستقیم به نیویورک تا ممنوعیت فرود در فرودگاه‌های جهان
  4. Sep 6

    مهسا امینی، دختری که هرگز نمرد

    مهسا امینی سی‌ام شهریور ۱۳۷۸ در سقز چشم به جهان گشود. امجد امینی و مژگان افتخاری، پدر و مادرش، نامش را در شناسنامه «مهسا» ثبت کردند، اما او را در خانه «ژینا»  صدا می‌زدند؛ دختری که بهار زندگی‌اش در آستانه ۲۳ سالگی، خزان شد و نامش به اسم رمز همبستگی مردمی تبدیل شد که برای نجات از اهریمن، به پا خاستند.  در سال‌های کودکی و نوجوانی مهسا، خانواده‌اش از نظر وضعیت اقتصادی، جزو خانواده‌های متوسط شهر سقز محسوب می‌شدند. پدرش کارمند سازمان تامین اجتماعی بود و نزد مردم شهر اعتبار و آبرویی ویژه داشت. به گواهی نزدیکان خانواده، او مردی خانواده‌دوست و خوشنام در سقز است و همین ویژگی در مورد مادرش نیز مصداق دارد.  مهسا سال‌های کودکی‌ را در شهرک دانشگاه سقز سپری کرد و در همین محله به دبستان رسالت رفت. در آن سال‌ها، خانواده چهار نفره امینی با آمدن اشکان که در خانه «کیارش» صدایش می‌کردند، کنار هم زندگی آرام و خوبی داشتند.

    مهسا امینی، دختری که هرگز نمرد

Ratings & Reviews

5
out of 5
7 Ratings

About

پرونده، پادکست هفتگی ایندیپندنت فارسی است که فراتر از اخبار روزانه نگاهی متفاوت به موضوعات مهم مربوط به ایران دارد

You Might Also Like