چشم‌انداز روز

چشم انداز روز به اندیشه در بارۀ رویدادهای گوناگون ایران، افغانستان و دیگر کشورهای جهان می‌پردازد. در این برنامه همراه با بازیگران و کارشناسان امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دریچه‌ای به وقایع روز می‌گشائیم و برای درک ژرف تر آنها تلاش می‌کنیم. کوشش ما در این گفتگوها آنست که از اسباب‌، انگیزه‌ها و تا آنجا که میسر است نتایج احتمالی پدیده‌ها و رویدادها پرده برداریم و پیوندها و گسستگی‌های میان آنها را آشکار کنیم.

  1. 5D AGO

    مستوفی: اگر تهران به اعراب حمله کند، جزایر ایران در خلیج فارس در معرض اشغال قرار می‌گیرند

    در پی تهدید صریح علی خامنه‌ای مبنی بر منطقه‌ای کردن هرگونه درگیری نظامی با آمریکا، آرمان مستوفی هشدار می‌دهد که اگر تهران به یکی از کشورهای عرب خلیج فارس حمله کند، این کشورها ممکن است با واکنشی جمعی نه تنها زیرساخت‌های حیاتی ایران را نابود سازند، بلکه جزایر ایران در خلیج فارس را نیز اشغال کنند. در حالی که گفتگوهای تهران و واشنگتن در ژنو زیر سایۀ تهدید اقدام نظامی ادامه دارد، معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحد آمریکا، جی‌دی ‌ونس تأکید کرده است که حملۀ احتمالی آمریکا به ایران به معنای ورود آمریکا به جنگی طولانی در خاورمیانه نخواهد بود. ونس در عین حال تصریح کرده است که همه چیز، یعنی وقوع جنگ «واقعاً به آنچه مقامات ایرانی‌ انجام می‌دهند و می‌گویند بستگی دارد.» آیا سخن معاون رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر این که جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران کوتاه مدت خواهد بود، جهت رفع نگرانی کشورهای منطقه از پی آمدهای یک جنگ درازمدت ابراز شده است؟ آرمان مستوفی، روزنامه نگار و تحلیلگر با سابقه در پاسخ به این پرسش و پرسش های دیگر از جمله گفته است : «از منظر نظامی و فنی اگر جنگی میان ایالات متحد آمریکا و ایران روی دهد، این جنگ بسیار شدید و کوتاه مدت خواهد بود. این امر دلایل زیادی دارد. دلیل سیاسی آن در هر حال کاستن از نگرانی کشورهای عرب منطقه است. ولی این موضوع دلیل نظامی هم دارد. جمهوری اسلامی در حال حاضر نیروی هوایی قدرتمندی ندارد. نیروی دریایی آن در مقابل امکانات و نیروهایی که آمریکا در منطقه مستقر کرده قابل ملاحظه نیست. جنگ زمینی هم که اساسا قرار نیست روی دهد تا ما بخواهیم راجع به توان نیروی زمینی ایران صحبت بکنیم. تنها قدرتی که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد، توان موشکی و انواع موشک‌های آن است : از موشک های زمین به زمین گرفته تا موشک های زمین به دریا، موشک های بالستیکی و پهپادها. منطقاً در صورت وقوع جنگ، ایالات متحد آمریکا خواهد کوشید توان واکنش جمهوری اسلامی ایران را خنثی بکند.  از اینرو نخستین موج حملات احتمالی آمریکا بسیار سنگین و گسترده و درهم کوبنده خواهد بود. در چنین صورتی دلیلی نخواهد داشت که چنین جنگی میان ایران و آمریکا طولانی شود. تحلیلگران نظامی معتقد نیستند که چنین جنگی بیش از دو هفته به درازا بکشد. نگرانی کشورهای منطقه از وقوع چنین جنگی در هر حال بی پایه نیست. فرمانروای حکومت اسلامی ایران، آیت الله خامنه‌ای، همین ده روز پیش صریحاً کشورهای منطقه را تهدید کرد و گفت که اگر جنگی میان ایران و آمریکا دربگیرد، این جنگ منطقه‌ای خواهد بود. سخن خامنه‌ای را سخنگویان مختلف رژیم اسلامی بیشتر توضیح دادند از جمله روزنامۀ کیهان که در میان محافل ژورنالیستی به عنوان سخنگوی بیت رهبری شناخته می شود. در توضیح خود، روزنامۀ کیهان تأکید کرد که در صورت وقوع جنگ اگر کشورهای جنوب خلیج فارس علیه آمریکا موضوع نگیرند، حکومت تهران آنها را نه فقط متحد آمریکا، بلکه دشمن جمهوری اسلامی تلقی خواهد کرد و متناسب با همین ارزیابی با آنها رفتار خواهد نمود. معنای روشن و بی پرده این سخن این است که جمهوری اسلامی ایران به بهانۀ زدن منافع و پایگاه های آمریکا در منطقه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را نیز هدف حمله قرار خواهد داد. چنین حمله ای از نظر نظامی برای جمهوری اسلامی ایران امکانپذیر است. هدف تهران از این تهدید این است که کشورهای عربی را وادارد که با اعمال فشار بر ایالات متحد آمریکا از اقدام نظامی آن علیه جمهوری اسلامی جلوگیری کنند. با این حال، پی آمد حملات احتمالی تهران به کشورهای منطقه برای جمهوری اسلامی ایران بسیار وخیم خواهد بود. تلقی بسیاری از ایرانیان - و نه فقط رهبران جمهوری اسلامی - با واقعیت امروز کشورهای منطقه فاصلۀ نجومی دارد. بسیاری از آنان گمان می کنند که مثلاً ابوظبی یا کویت یا امارات متحد عربی امروز در وضعیت پنجاه سال پیش خود به سر می برند. بسیاری از ایرانیان نمی دانند که اکنون نیروی هوایی قطر یا نیروی هوایی امارات بسیار از نیروی هوایی ایران نیرومندترند و اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد به یکی از این کشورها حمله بکند، در واقعیت خود را با همۀ کشورهای عرب منطقه درگیر می‌کند. واضح بگویم : اگر جمهوری اسلامی ایران به این کشورها حمله نکند، فقط با نیروی نظامی آمریکا و اسرائیل – که این البته بحث جداگانه‌ای را می طلبد – طرف خواهد بود. اما، اگر بخواهد به یکی از کشورهای عرب منطقۀ خلیج فارس حمله بکند، کلیه قوای نظامی شش کشور عرب حوزۀ خلیج فارس را علیه خود بسیج و وارد عمل خواهد کرد. و این برای ایران پی آمدهای بسیار وخیمی خواهد داشت. زیرا ممکن است در چنین صورتی این کشورها کلیه زیرساخت های ایران را هدف قرار بدهند و سه جزیرۀ ایران و حتی کل جزایر ایران در خلیج فارس را اشغال کنند. من امیدوارم که جمهوری اسلامی ایران مرتکب چنین خطایی نشود. [در این میان روسیه نیز به کمک جمهوری اسلامی نخواهد آمد و به این می توان حتی از خلال قرارداد اخیر نظامی دو کشور پی برد که گویا مخفیانه در دسامبر گذشته میان دو طرف امضا شده است]. مناسبات جمهوری اسلامی با روسیه مصداق مهر یک سره است. دلیلش هم واضح است : این جمهوری اسلامی است که خود را متحد راهبردی روسیه می داند. ولی ما هرگز نشنیده ایم که روسیه نیز از جمهوری اسلامی به عنوان متحد راهبردی خود یاد کرده باشد. سیستم های دفاع موشکی که در این قرارداد مورد اشاره قرار گرفته (از نوع «٩ک٣٣٣ وربا») احتمالاً معادل روسی موشک های بسیار قدیمی استینگر آمریکایی است که دولت واشنگتن در اختیار مجاهدان افغانستان در مقابل نیروی هوایی ارتش اشغالگر شوروی سابق قرار داده بود. افزون بر این، حتی قرار نیست که این موشک‌ها را روسیه امروز در اختیار جمهوری اسلامی بگذارد. با این حال، حتی اگر این موشک ها را مسکو همین امروز در اختیار تهران می گذاشت، از آنها در مقابل نیروی نظامی آمریکا کاری ساخته نبود.    در این بین نکته جالب تر این است که در وضعیت بحرانی کنونی که جمهوری اسلامی با خطر یک جنگ بزرگ روبرو است و در حالی که حکومت تهران کل دار و ندار خود - منافع ملی ایران که هیچ حتی منافع خود - را در طبق اخلاص به روسیه تقدیم می کند، دولت مسکو گفته است که همین موشک های «وربا» را نیز در فاصلۀ سال های ٢٠٢٩-٢٠٢٧ در اختیار تهران می گذارد، یعنی به تعبیر عامیانه «بعد از مرگ سهراب»».

    12 min
  2. FEB 24

    منشه امیر: حملۀ نظامی آمریکا به رژیم ایران از اواسط هفته آینده محتمل است

    منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه در اسرائیل، معتقد است که در صورت ناکامی گفتگوهای ژنومیان تهران و واشنگتن، ایالات متحد آمریکا ممکن است از اواسط هفته آینده حملۀ نظامی علیه جمهوری اسلامی را آغاز کند : سناریویی که به‌ گفته او نتیجه بن‌بست در مذاکرات، تمرکز کم‌سابقۀ نیروهای آمریکایی در منطقه و فشارهای راهبردی اسرائیل بر کاخ سفید است. محافل سیاسی و خبری ساعات آینده را برای تصمیم ترامپ درباره ایران سرنوشت‌ساز می دانند: رئیس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، در روزهای آینده یا با جمهوری اسلامی به توافق خواهد رسید یا چنانکه خود گفته و با نیروی نظامی کم سابقه‌ای که در منطقه متمرکز کرده به رژیم اسلامی ایران حمله خواهد کرد. منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه، در اسرائیل، بعید نمی داند که با شکست مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو میان نمایندگان تهران و واشنگتن، ایالات متحد آمریکا از اواسط هفته آینده به رژیم ایران حمله کند. او در توضیح این مطلب در مصاحبه با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه از جمله گفته است:  «حکومت ایران گرفتار یک تناقض بزرگ است هم می‌خواهد با ایالات متحد آمریکا به توافق برسد هم می‌خواهد از حق غنی سازی اورانیوم در داخل برخورد بماند و وقتی می گوید «حق غنی سازی اورانیوم در داخل» منظورش حفظ همۀ تأسیسات و سانتریقیوژهایی است که تاکنون میلیاردها دلار بابت شان هزینه کرده و کشور را به اینجایی که می بینیم رسانده است. حکومت ایران می‌خواهد همه اینها را حفظ کند تا در زمان مقتضی مثلاً در پایان دورۀ ریاست جمهوری پرزیدنت ترامپ برنامه هسته‌ای خود را از سر بگیرد. برنامۀ اتمی ایران در جریان جنگ دوازده روزه به کل نابوده نشد و اخبار و شواهدی در دست هست که نشان می دهند حکومت در پارچین، نطنز و فردو برخی فعالیت‌ها را از سر گرفته و قادر خواهد بود در دو سال آینده برنامۀ اتمی اش را مجدداً از سر بگیرد. ارزیابی من این است که بعد از مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو که امیدهای آمریکا را برای دستیابی به توافق با تهران نقش بر آب خواهد کرد، ایالات متحد آمریکا باید تصمیم بگیرد که جنگ را هر چه سریعتر آغاز بکند. اسرائیل هم آماده است. به گمان من اواسط هفته آینده زمینه برای آغاز جنگ آماده خواهد بود. البته بی تفاوتی و انفعال آقای ترامپ در قبال دهها هزار ایرانی که به دست حکومت ایران در دی ماه گذشته کشته شدند به هیچ وجه قابل پذیرش نیست و کاملاً باید آن را محکوم کرد. همین حالا که با هم گفتگو می کنیم اعتراض‌ها در ایران به ویژه در دانشگاه ها ادامه دارند و ملت ایران به حق انتظار دارد که رئیس جمهوری آمریکا سرکوب معترضان در ایران را ولو به طور لفظی نکوهش و محکوم کند. با این حال ایالات متحد آمریکا به دو علت وارد گفتگو با حکومت ایران شده است: علت اول این است که به کشورهای عرب منطقه، کشورهای اروپایی و سایر دولت‌هایی که با راه حل نظامی علیه رژیم ایران مخالفند نشان بدهد که هفته ها مذاکره با رژیم ایران و انتظار و انعطاف در قبال این حکومت بی نتیجه است و جمهوری اسلامی همچنان سرکشی می کند. علت دوم این است که دولت اسرائیل در تعاملاتش با آقای ترامپ او را متقاعد کرده که باید مشکل را به طور ریشه ای حل کرد. یعنی باید به کمک مردم ایران شتافت و ردۀ بالای سیاسی و نظامی حکومت ایران را نابود کرد و ضربات باید بگونه ای دقیق سپاه پاسداران را آماج قرار دهند تا این نیرو نتواند مردم ایران را سرکوب کند.  و خلاصه این که به این طریق مسیر برای خیزش مردم ایران علیه رژیم اسلامی هموار شود. این همان چیزی که اسرائیل در جریان جنگ داوزده روزه انتظار داشت و متحقق نشد، ولی اینبار می‌تواند عملی شود. برای انجام این مهم ایالات متحد آمریکا به زمان لازم به منظور انجام برخی تمرینات، طرحریزی‌ها و هدفگذاری‌ها و تمرکز نیروها در منطقه نیاز داشت. ارزیابی من این است که بعد از مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو که امیدهای آمریکا را برای دستیابی به توافق با تهران نقش بر آب خواهد کرد، ایالات متحد آمریکا باید تصمیم بگیرد که جنگ را هر چه سریعتر آغاز بکند. اسرائیل هم آماده است. به گمان من اواسط هفته آینده زمینه برای آغاز جنگ آماده خواهد بود. کشورهای عرب منطقه در ظاهر وانمود می کنند که مخالف جنگ با رژیم ایران هستند. ولی در باطن آنان امیدوارند که جنگ آینده رژیم ایران را  کاملاً نابود کند. اگر در فقدان توافق با تهران، ایالات متحد آمریکا منفعلانه منطقه را بدون هیچ اقدامی با ساز و برگ نظامی اش ترک کند و برود، این امر ضربۀ سختی به حیثیت ایالات متحد آمریکا در نزد کشورهای منطقه خواهد زد. به طوری که کشورهای عرب منطقه به متحدان دیگری روی خواهند آورد. چین و روسیه بسیار گستاخ خواهند شد. نهایتاً رژیم ایران نیز گستاخ تر از همیشه برنامه های موشکی و اقدام های بی ثبات کننده اش را در منطقه ادامه خواهد داد و برنامۀ هسته‌ای خود را نیز از سر خواهد گرفت.»

    14 min
  3. FEB 3

    دستگیری اتباع خارجی در اعتراضات ایران؛ مصطفی مدثر: هیچ دیوار کوتاه‌تری از مهاجران افغانستان وجود ندارد

    رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده‌اند که پس از بررسی پرونده بازداشت‌شدگان ناآرامی‌های اخیر در استان یزد، مشخص شده‌است که ۱۳۹ نفر از این معترضان، از اتباع خارجی بوده‌اند. مصطفی مدثر، کارشناس روابط بین‌الملل به بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید: «به استثنای افغانستان، حضور شهروند خارجی در ایران بسیار اندک است» و مراد از «تبعۀ خارجی» کسی جز افغانستانی‌های مهاجر در ایران نیست. در این گفت‌وگو آقای مدثر می‌گوید؛ از آن‌جایی که در افغانستان دولت مشروع و پاسخگویی وجود ندارد، بنابراین، استفادۀ سیاسی از شهروندان مهاجر این کشور در ایران به مثابۀ «مقصر اصلی» کم‌هزینه و بدون درد سر است. او می‌افزاید که جمهوری اسلامی با انجام چنین کاری، سعی دارد از فشار افکار عمومی که در پی سرکوب خونین هفته‌های اخیر به میان آمده، بکاهد. او هم‌چنین در پاسخ به این سوال که آیا دستگیری‌های کنونی، موج تازه‌ای از بازداشت و اخراج گستردۀ مهاجران افغانستانی را در پی خواهد داشت؛ می‌گوید که با توجه به تجربۀ جنگ ١٢ روزه در تابستان سال گذشته، بعید نیست که این بار نیز کارزار تبلیغاتی جمهوری اسلامی، به اخراج نظام‌مند مهاجران نسل دوم و سوم افغانستان در ایران بینجامد. تفصیل این گفت‌وگو را در چشم‌انداز روز بشنوید:

    8 min
  4. JAN 28

    رسول پارسی، اسلام‌شناس: طالبان فراتر از اسلام‌اند

    وزارت دادگستری/عدلیۀ رژیم طالبان در پاسخ به اعتراض‌ها به «اصول‌نامه جزایی محاکم» این رژیم، هرگونه اعتراض به قوانین «امارت اسلامی» را معادل اعتراض به اسلام دانسته و معترضان را به پیگرد قضایی تهدید کرده‌است؛ موضعی که به گفته کارشناسان، تلاشی برای یکی‌انگاری دین و قدرت و خاموش‌کردن هر صدای مخالف است. بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه امروز، چهارشنبه ۸ بهمن/دلو، در گفت‌وگویی با رسول پارسی، اسلام‌شناس و زندانی پیشین طالبان، به بررسی اهداف این دستور و پیامدهای آن پرداخته است. رسول پارسی در این گفت‌وگو تأکید می‌کند که طالبان خود را فراتر از متن‌های حقوقی و فقهی قرار داده‌اند و آنچه به نام اسلام اجرا می‌کنند، در واقع اقتدار طالبانی است که بر جامعه تحمیل می‌شود. به گفتۀ او، «چیزی به نام اسلام واقعی و واحد در تاریخ وجود نداشته‌است» و طالبان با مصادرۀ دین و معرفی خود به‌ عنوان مرجع نهایی، هرگونه نقد، تفسیر متفاوت یا اعتراض اجتماعی را غیرمشروع جلوه می‌دهند؛ روندی که می‌تواند دامنۀ سرکوب را از عرصۀ قانون‌گذاری تا زندگی روزمرۀ شهروندان گسترش دهد. مشروح این گفت‌وگو و پاسخ‌های رسول پارسی به پرسش‌های بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه را در فایل صوتی چشم‌انداز روز بشنوید.

    11 min
  5. 07/01/2025

    منشه امیر : من شخصاً هنوز بوی جنگ به مشامم می‌رسد

    منشه امیر : "من شخصاً هنوز بوی جنگ به مشامم می‌رسد. از چشم‌انداز کوتاه‌مدت نمی‌توان سخن قطعی گفت، اما در بلندمدت یقین دارم که جمهوری اسلامی فروخواهد پاشید. حتی پیش از جنگ دوازده‌روزه نیز این حکومت در تمامی زمینه‌ها به بن‌بست رسیده و فلج شده بود. جنگ اخیر ضربه‌ای هولناک به آن زد؛ به‌ویژه به سپاه پاسداران، که متحمل خسارات سنگینی شد. بسیاری از نهادهای سرکوبگر نیز متحمل آسیب‌های جدّی شدند. این شرایط، مردم را به کنش‌گری  تشویق می‌کند و ممکن است ابتکار عمل را از دل خیابان به دست آنان بسپارد". از خلال سخنان مقامات جمهوری اسلامی و رئیس‌جمهوری ایالات متحد آمریکا می‌توان چنین دریافت که فعلاً از گفتگویی میان نمایندگان تهران و واشنگتن خبری نیست؛ و دست‌کم از نگاه رئیس‌جمهوری آمریکا، چنین مذاکره‌ای دیگر آن اهمیت و فوریت پیشین را ندارد. اما آیا این به آن معناست که اسرائیل و آمریکا به اهداف نظامی خود دست یافته‌اند و دیگر گفتگو با تهران موضوعیتی ندارد؟ منشه امیر، روزنامه‌نگار باسابقه و تحلیل‌گر مسائل ایران و خاورمیانه، در پاسخ به این پرسش و چند پرسش دیگر چنین می‌گوید: «نه، مذاکره با حکومت ایران منتفی نشده. ولی اذعان می‌کنم که تأسیسات اتمی ایران ضربات سختی دیده و به‌طور جدّی فلج شده‌اند. با این حال، هنوز روشن نیست که این تأسیسات تا کی فلج خواهند ماند. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گفته است جمهوری اسلامی ظرف یکی دو ماه آینده می‌تواند فعالیت‌های هسته‌ای خود را از سر بگیرد. بنابراین، گفتگو با تهران همچنان ضرورت دارد. حکومت ایران باید وادار شود که به‌صورت کتبی تعهد دهد دست از تلاش‌های هسته‌ای بردارد؛ وگرنه این اجازه را به اسرائیل، آمریکا و متحدان اروپایی‌شان می‌دهد که یا دوباره دست به حمله بزنند، یا «مکانیسم ماشه» را به اجرا گذارند و تحریم‌های سازمان ملل را بازگردانند. در نتیجه، مذاکرات همچنان حیاتی‌اند؛ اما انتظار رئیس‌جمهوری آمریکا این است که رژیم جمهوری اسلامی تمام و کمال شروط ایالات متحد آمریکا را بپذیرد. با این همه، احتمال رسیدن به توافق در چنین مذاکره‌ای بسیار اندک است. من شخصاً هنوز بوی جنگ به مشامم می‌رسد. پیروزی نظامی اسرائیل بر جمهوری اسلامی درخشان و در نوع خود بی‌سابقه بود—اگرچه اینجا فرصت شرح و بسط آن نیست. اما نباید از نظر دور داشت که اسرائیل به تمام اهداف نظامی‌اش در حمله به تأسیسات اتمی و زیرساخت‌های نظامی ایران نرسید. برای تحقق کامل این اهداف، دست‌کم دو یا سه روز دیگر عملیات لازم بود، که متأسفانه آقای ترامپ اجازه‌اش را نداد. قرار است دوشنبه آینده آقای نتانیاهو برای چهارمین بار به کاخ سفید برود و با آقای ترامپ دیدار کند. بی‌گمان در این دیدار، مسئلۀ ایران و این‌که «چه باید کرد؟» محور گفتگوها خواهد بود. چه بسا در این جلسه تصمیم‌هایی اتخاذ شود که پیامدهای آن در هفته‌های آینده رخ بنمایند. از دولت نفتالی بنت تا یائیر لاپید، و اکنون در دولت بنیامین نتانیاهو، در میان نخبگان اسرائیل این تصور قوت گرفته که سر مار را باید در تهران کوبید؛ و اگر چنین شود، فتنه‌گری در غزه و یمن و دیگر جاها نیز پایان می‌یابد. اما هنوز روشن نیست که مقصود از «کوبیدن سر مار» کشتن شخص خامنه‌ای است یا براندازی کلیت رژیم ایران. تا امروز، هیچ‌یک از مقامات اسرائیلی، از جمله بنیامین نتانیاهو، نگفته‌اند که هدف‌شان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است. با این حال، در آغاز جنگ دوازده‌روزه، نخست‌وزیر اسرائیل گفته بود حمله‌ها مسیر را برای تغییر رژیم به دست خود ایرانیان هموار می‌سازد. به بیان دیگر، براندازی جمهوری اسلامی یا حذف فیزیکی رهبر آن هرگز به‌عنوان هدف علنی در دستور کار دولت اسرائیل یا آمریکا قرار نداشته است. با این همه، زمانی که رژیم جمهوری اسلامی سرنگون شود، امید این است که مردم ایران حکومتی را برپا دارند که خدمت‌گزار ملت باشد، با همسایگان بر مدار صلح و دوستی حرکت کند، و فرد یا گروهی جبار جایگزین مستبدان فعلی نشود. در هر حال، اسرائیل نه می‌خواهد و نه حق دارد در شکل و محتوای حکومت آیندۀ ایران دخالتی داشته باشد؛ ایالات متحد آمریکا نیز همین‌طور. تعیین نوع حکومت آینده، حقی است منحصراً متعلق به مردم ایران—و نخستین شرط تحقق دموکراسی در این کشور. من امیدوارم که پس از فروپاشی رژیم کنونی، در یک دوران گذار یک‌ساله، مردم ایران در فضایی آزاد و آگاهانه، پس از آشنایی با آرای گروه‌های سیاسی گوناگون، درباره نظام آیندۀ کشورشان به شکلی دموکراتیک تصمیم بگیرند. از چشم‌انداز کوتاه‌مدت نمی‌توان سخن قطعی گفت، اما در بلندمدت یقین دارم که جمهوری اسلامی فروخواهد پاشید. حتی پیش از جنگ دوازده‌روزه نیز این حکومت در تمامی زمینه‌ها به بن‌بست رسیده و فلج شده بود. اگر آن جنگ هم رخ نمی‌داد، دیر یا زود نظام فرو می‌ریخت. اما جنگ اخیر ضربه‌ای هولناک به آن زد؛ به‌ویژه به سپاه پاسداران، که متحمل خسارات سنگینی شد. بسیاری از نهادهای سرکوبگر نیز متحمل آسیب‌های جدّی شدند. این شرایط، مردم را به کنش‌گری  تشویق می‌کند و ممکن است ابتکار عمل را از دل خیابان به دست آنان بسپارد".

    14 min
  6. 06/25/2025

    رامین احمدی : تصفیه‌های خونینی در درون سپاه پیش از واگذاری قدرت در پیش است

    رامین احمدی : در ماه‌های پیش رو ظهور یک نیروی جدید نظامی در ایران نامحتمل نیست و با ظهور این نیرو آخرین پایۀ نظام ولایت فقیه از بین خواهد رفت. این نیروی جدید تلاش خواهد کرد در ائتلاف با باقی ماندۀ نیروهای اصلاح طلب با کمترین خونریزی از صحنۀ سیاسی قدرت ناپدید شود.اینان هدف شان جان سالم بدر بردن از بحران جاری و بحران‌های سخت تر پیش رو است و می دانند که این با وجود نظام ولایت فقیه دیگر ممکن نیست. به همین خاطر در ماه‌های پیش رو تصفیه‌های خونینی در درون سپاه پاسداران رخ خواهد داد... در جنگی که از هفتم اکتبر 2023 در منطقه به راه افتاد، بی اغراق جنگ دوازده روزه میان اسرائیل و ایران روزهایی بوده‌اند که چهرۀ خاورمیانه و ایران را برای دوره‌ای طولانی تغییر خواهند داد. اما، مختصات مهم این تغییر در مورد ایران و رژیم جمهوری اسلامی ایران کدام‌ها خواهند بود؟ در پاسخ به این پرسش دکتر رامین احمدی از جمله گفته است؟   "واقعیت امر این است که رهبران جمهوری اسلامی یک چنین جنگی را با اسرائیل نمی‌خواستند و انتظار آن را هم نداشتند. جمهوری اسلامی ایران همواره راهبرد نظامی خود را در قبال آمریکا و اسرائیل در چارچوب جنگ نامتقارن تعریف کرده بود و نظریه‌پرداز این جنگ در بین فرماندهان سپاه پاسداران که هنوز هم زنده است، سردار عزیز جعفری است که کتابی نیز در این زمینه نوشته است. در واقع، نه فقط رهبران ایران، بلکه خود سپاه پاسداران هرگز خواستار چنین رویارویی مستقیمی با اسرائیل نبود، زیرا، توان و توازن قوا را به سود خود در چنین رویارویی نمی دیدند. آنان همواره راغب بودند که جنگ غیرمستقیم و محدود خود را در خارج از مرزهای ایران از طریق نیروهای نیابتی شان علیه اسرائیل یا منافع آمریکا دنبال کنند. به همین خاطر من بعید نمی دانم که جمهوری اسلامی از نو بخواهد به جنگ نامتقارن، یعنی به انجام عملیات تروریستی محدود از طریق آنچه از نیروهای نیابتی‌اش باقی مانده روی آورد... یادآوری می کنم که مهمترین خصوصیت جامعۀ ایران پس از پایان جنگ ایران و عراق صعود و قدرت‌گیری سپاه پاسداران بود در تمام عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره. در قیاس با این قدرت واقعی ولایت فقیه نوعی آرایش بوده است، زیرا، قدرت اصلی دست سپاه بود و سپاه پاسداران تنها و آخرین تکیه‌گاه نظام اسلامی تا همین دورۀ اخیر به شمار می رفت. اکنون اما، این پایه متحمل شکست‌، ریزش‌ها و حتا فروپاشی درونی شده است. در جریان خیزش "زن، زندگی، آزادی" حکومت اسلامی فقط با اتکاء به قدرت سرکوب سپاه و بسیج توانست دوام بیاورد و اکنون این تکیه‌گاه دچار شکاف‌های درونی سنگینی شده است. به بیان دیگر با فروپاشی سپاه، پایه‌های نظام ولایت فقیه فروپاشیده است. به همین خاطر وقوع سناریویی نظیر نظامیان آرژانتین پس از شکست فالکلند در ایران نامحتمل نیست. بسیاری از فرماندهان سپاه خانواده‌هایشان را از ایران خارج کرده‌اند که فکر نمی کنم به ایران بازگردند. در ماه‌های پیش رو ظهور یک نیروی جدید نظامی در ایران نامحتمل نیست و با ظهور این نیرو آخرین پایۀ نظام ولایت فقیه از بین خواهد رفت. این نیروی جدید تلاش خواهد کرد در ائتلاف با باقی ماندۀ نیروهای اصلاح طلب با کمترین خونریزی از صحنۀ سیاسی قدرت ناپدید شود. اتفاقاً این تمایل در بین فرماندهانی که از ادبیاتی تُند در این روزها استفاده می‌کنند قوّی‌تر است، اشخاصی نظیر محمدباقر قالیباف. این که او و اشخاصی نظیر او در درون سپاه در جنگ اخیر با اسرائیل کشته نشدند اصلاً تصادفی نیست. وظیفۀ آنان هدایت فرآیند واگذاری تدریجی قدرت با کمترین خونریزی و هزینه برای سپاه است. اینان هدف شان جان سالم بدر بردن از بحران جاری و بحران‌های سخت تر پیش رو است و می دانند که این با وجود نظام ولایت فقیه دیگر ممکن نیست. به همین خاطر در ماه‌های پیش رو تصفیه‌های خونینی در درون سپاه پاسداران رخ خواهد داد...

    16 min
  7. 06/25/2025

    حسین علیزاده : سرکوب‌های جاری نشانۀ ترس حکومت ایران از اعتراض‌های پیش‌رو است

    به گفتۀ حسین علیزاده "رژیم اسلامی ایران برای جبران خفت شکستی که در جنگ با اسرائیل متحمل شده قصد انتقام‌گیری از مردم را دارد.به گفتۀ او با دستگیری‌ها و اعدام‌های جاری، جمهوری اسلامی ایران با زبان بی زبانی وقوع اعتراض‌های جدید خیابانی را بسیار محتمل می دادند و برای پیشگیری از وقوع آنها از حالا به سرکوب و ارعاب و اعدام روی آورده است به ویژه اینکه با از هم پاشیده شدن پایه‌ها و ساختارهای قدرت در نتیجۀ جنگ با اسرائیل ای بسا میزان و شدت اعتراض‌های خیابانی آینده بمراتب گسترده‌تر از دفعات قبل باشند." در پی پذیرش آتش-بس با اسرائیل، حکومت ایران موج تازه‌ای از دستگیری‌ها و اعدام‌ها را در این کشور به بهانۀ جاسوسی برای اسرائیل یا همکاری با موساد از سرگرفته است. آیا هدف حکومت ایران همچون موارد مشابه گذشته احیاء اقتدار از دست رفتۀ خود با ایجاد فضای رعب و وحشت است؟ حسین علیزاده، کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به این پرسش و پرسش‌های دیگر از جمله گفته است : "دستگیری‌های گستردۀ جاری در ایران و اعدام برخی از دستگیرشدگان به اتهام جاسوسی برای اسرائیل یا همکاری با موساد نوعی بازگشت به تنظیمات کارخانۀ [سرکوب] جمهوری اسلامی است. به گفتۀ او مشابه همین اقدام‌ها در پایان جنگ ایران و عراق و عمدتاً با اعدام هزاران زندانی سیاسی رُخ داد که در اصل نوعی انتقام از جانب جمهوری اسلامی به خاطر شکستی بود که در جنگ با عراق متحمل شده بود. به گفتۀ حسین علیزاده الان هم رژیم اسلامی برای جبران خفت شکستی که در جنگ با اسرائیل متحمل شده قصد انتقام‌گیری از مردم را دارد. علیزاده یادآوری می‌کند که پیش از وقوع جنگ اخیر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه‌ای وقوع جنگ را – هر گونه جنگی – کاملاً منتفی دانسته بود و در عوض با ادبیات خاص خود وقوع اعتراض‌های اجتماعی را بسیاری محتمل خوانده و تصریح کرده بود که البته پاسخ اعتراض‌های مردمی همچون گذشته سرکوب خواهد بود." حسین علیزاده در ادامه گفته است : "با دستگیری‌ها و اعدام‌های جاری جمهوری اسلامی ایران با زبان بی زبانی وقوع اعتراض‌های جدید خیابانی را بسیار محتمل می دادند و برای پیشگیری از وقوع آنها از حالا به سرکوب و ارعاب و اعدام روی آورده است، به ویژه اینکه با از هم پاشیده شدن پایه‌ها و ساختارهای قدرت در نتیجۀ جنگ با اسرائیل ای بسا میزان و شدت اعتراض‌های خیابانی آینده بمراتب گسترده‌تر از دفعات قبل باشند." حسین علیزاده در پایان گفته است : "در هر حال، تا جمهوری اسلامی هست متاسفانه در بر همین پاشنه می‌چرخد و از گرگ نمی‌توان انتظاری جز این  داشت."

    10 min

Ratings & Reviews

5
out of 5
2 Ratings

About

چشم انداز روز به اندیشه در بارۀ رویدادهای گوناگون ایران، افغانستان و دیگر کشورهای جهان می‌پردازد. در این برنامه همراه با بازیگران و کارشناسان امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دریچه‌ای به وقایع روز می‌گشائیم و برای درک ژرف تر آنها تلاش می‌کنیم. کوشش ما در این گفتگوها آنست که از اسباب‌، انگیزه‌ها و تا آنجا که میسر است نتایج احتمالی پدیده‌ها و رویدادها پرده برداریم و پیوندها و گسستگی‌های میان آنها را آشکار کنیم.

More From ار.اف.ای / RFI فارسی

You Might Also Like