مهدی اخوان ثالث | با صدای خودش

شهروز کبیری

اینجا شعرهای مهدی اخوان ثالث را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

  1. مهدی اخوان ثالث | هستن

    06/03/2025

    مهدی اخوان ثالث | هستن

    ▨ نام شعر: هستن ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث ▨ با صدای: مهدی اخوان ثالث ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ گفت و گو از پاک و ناپاک است وز کم و بیشِ زلالِ آب و آیینه وز سبوی گرم و پرخونی که هر ناپاک یا هر پاک دارد اندر پستوی سینه هر کسی پیمانه‌ای دارد که پرسد چند و چون از وی گوید این ناپاک و آن پاک است این به سانِ شبنم خورشید وآن به سانِ لیسکی لولنده در خاک است نیز من پیمانه‌ای دارم با سبوی خویش، کز آن می‌تراود خون (زهر) گفت و گو از دردناک افسانه‌ای دارم؛ ما اگر چون شبنم از پاکان یا اگر چون لیسکان ناپاک گر نگینِ تاجِ خورشیدیم ورنگونِ ژرفنای خاک هرچه‌ایم، آلوده‌ایم، آلوده‌ایم، ای مرد آه، می‌فهمی چه می‌گویم؟ ما به «هست» آلوده‌ایم، آری همچنان هستان هست و بودگان بوده‌ایم، ای مرد نه چو آن هستان اینک جاودانی نیست افسری زر وَش هلال‌آسا، به سرهامان ز افتخارِ مرگِ پاکی، در طریقِ پوک در جوار رحمت ناراستینِ آسمان بغنوده‌ایم، ای مرد که دگر یادی از آنان نیست ور بود، جز در فریب شوم دیگر پاکجانان نیست گفت و گو از پاک و ناپاک است ما به هست آلوده‌ایم، ای پاک! و ای ناپاک پست و ناپاکیم ما هستان گر همه غمگین، اگر بی‌غم پاک می‌دانی کیان بودند؟ آن کبوترها که زد در خونشان پرپر سربیِ سردِ سپیده‌دم سبز خطانی که الواحِ سحر را سرخ‌رو کردند بی جدال و جنگ ای به خون خویشتن آغشتگان کوچیده زین تنگ آشیانِ ننگ ای کبوترها کاشکی پر می‌زد آنجا مرغ دَردم، ای کبوترها که من ار مستم، اگر هوشیار گر چه می‌دانم به هست آلوده مَردم، ای کبوترها در سکوت برجِ بی‌کس مانده‌تان هموار نیز در برج سکوت و عصمت غمگینتان جاوید های پاکان! های پاکان! گوی می‌خروشم زار ▨ مهدی اخوان ثالث متخلص به م. امید از دفتر شعر زمستان منتشر شده به سال ۱۳۳۵ ــــــــــ پی‌نوشت: شعر در نسخه‌ی چاپ شده، با نسخه‌ی این خوانش، جای واژه‌ی «خون»، واژه‌ی «زهر» آمده است

    5 min
  2. مهدی اخوان ثالث | خطبه اردیبهشت

    05/07/2025

    مهدی اخوان ثالث | خطبه اردیبهشت

    ▨ نام شعر: خطبهٔ اردیبهشت ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث ▨ با صدای: مریم کوشا ▨ موسیقی: تکنوازی کیا طبسیان در ماهور ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ منشور فرودین چو زمان رد کند همی اردیبهشت تکیه به مسند کند همی گوید که فرودین، رضی اللهُ عَنه، رفت تا در بهشت خانۀ سرمد کند همی او گفته بود ابر کند حیلتی که خاک کافورها بَدَل به زُمرَّد کند همی فرشی لطیف گسترد و نقشهای نغز در آن ز لعل و بُسَّد و عَسجَد کند همی در آن شگفت‌فرش به بس نقش و بس نگار آذین‌های دلکشِ بی‌حدّ کند همی اشجار را به نسبت خَود سبزجامه‌ای زینت‌فزای و نقشگرِ قد کند همی بهر شکو‌ه‌پوشان، هم زآن نَسیجِ وَحد جامه‌یْ دوم مهیا بر ید کند همی جدّم بهار گفت: که بایست فرودین «عالم بسانِ خلدِ مُخلد کند همی« اما دریغ او نتوانست کارها چونان‌که گفته بود بدو جد کند همی ما آمدیم اینک و خرداد راضی است کین سلطنت برادرِ ارشد کند همی خرداد مَه، برادر من، کودکی‌ست خُرد

    11 min
  3. مهدی اخوان ثالث | هیچیم و چیزی کم

    04/30/2025

    مهدی اخوان ثالث | هیچیم و چیزی کم

    ▨ نام شعر: هیچیم و چیزی کم ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث ▨ با صدای: مهدی اخوان ثالث ▨ پالایش و تنظیم: شهروز _________ هیچیم هیچیم و چیزی کم ما نیستیم از اهلِ این عالم که می‌بینی وز اهل عالم‌های دیگر هم یعنی چه؟ پس اهل کجا هستی؟ از عالمِ هیچیم و چیزی کم، گفتم غم نیز چون شادی برای خود خدایی، عالمی دارد نورِ سیاه مبهمی دارد پس زنده باشد مثل شادی، غم ما دوست‌دارِ سایه‌های تیره هم هستیم و مثل عاشق، مثل پروانه اهل نمازِ شعله و شبنم اما هیچیم و چیزی کم. □ رفتم فراز بام خانه، سخت لازم بود شب بود و مظلم بود و ظالم بود آن‌جا چراغ افروختم، اطراف روشن شد و پشه‌ها و سوسک‌ها بسیار دیدم که اینک روشنایم خورده خواهد شد کِشتم اسیرِ بی‌مروت زرده خواهد شد باغِ شبم افسرده، خونِ مرده خواهد شد خاموش کردم روشنایم را و پشه‌ها و سوسک‌ها رفتند غم رفت، شادی رفت و هول و حسرت ترک من گفتند و اختران خفتند آنگاه دیدم آن طرف‌تر از سه‌کنجِ بام یک دختر زیباتر از رویای شبنم‌ها تنها انگار روحِ آبی و آب است انگار هم بیدار، هم خواب است انگار غم در کسوتِ شادی ست انگار تصویر خدا در بهترین قاب است انگارها بگذار بیمار! او آن «نمی‌دانی و می‌دانی» ست او لحظهٔ فرّار جادویی او جادوانه جاودان‌تاب است محضِ خلوص و مطلقِ ناب است □ از بام پایین آمدیم، آرام همراه با مشتی غم و شادی و با گروهی زخم‌ها و عدّه‌ای مرهم گفتیم بنشینیم نزدیک سالی مهلتش یک دم مثل ظهور اولین پرتو مثل غروب آخرین عیسایِ بن مریم مثل نگاه غمگنانهٔ ما مثل بچهٔ آدم آنگاه نشستیم و به خوبی خوب فهمیدیم باز آن چراغ روز و شب خامش‌تر از تاریک باز ما باز هیچیم و چیزی کم. ▨ مهدی اخوان ثالث متخلص به م. امید ـــــــــــ پی‌نوشت: متن فوق از روی صدای شاعر پیاده شده و با متن چاپ شده در کتاب، کم و بیشی‌هایی دارد.

    5 min
  4. مهدی اخوان ثالث | چاووشی

    04/23/2025

    مهدی اخوان ثالث | چاووشی

    ▨ نام شعر: چاووشی ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث ▨ موسیقی: کارن همایونفر ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــ به سانِ رهنوردانی که در افسانه‌ها گویند گرفته کولبارِ زادِ ره بر دوش فشرده چوب‌دستِ خیزران در مشت گهی پُرگوی و گه خاموش در آن مِه‌گون فضای خلوتِ افشانگی‌شان راه می‌پویند ما هم راه خود را می‌کنیم آغاز سه ره پیداست نوشته بر سرِ هریک به سنگ‌اندر حدیثی که‌ش نمی‌خوانی بر آن دیگر نخستین: راه نوش و راحت و شادی به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی دو دیگر: راه نیم‌اش ننگ، نیم‌اش نام اگر سر برکُنی غوغا، و گر دم درکِشی آرام سه دیگر: راه بی‌برگشت، بی‌فرجام من این‌جا بس دلم تنگ است و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است بیا ره‌توشه برداریم قدم در راهِ بی‌برگشت بگذاریم ببینیم آسمانِ هرکجا آیا همین رنگ است؟ تو دانی کاین سفر هرگز به سوی آسمان‌ها نیست سوی بهرام، این جاویدِ خون‌آشام سوی ناهید، این بدبیوه‌گرگِ قحبهٔ بی‌غم که می‌زد جامِ شومش را به جامِ حافظ و خیام و می‌رقصید دست‌افشان و پاکوبان به سانِ دخترِ کولی و اکنون می‌زند با ساغرِ مک نیس* یا نیما و فردا نیز خواهد زد به جامِ هرکه بعد از ما سوی این‌ها و آن‌ها نیست به سویِ پهن‌دشتِ بی‌خداوندی‌ست که با هر جنبشِ نبضم هزاران اخترش پژمرده و پرپر به خاک افتند بِهِل کاین آسمانِ پاک چراگاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کآن خوبان پ

    10 min
  5. مهدی اخوان ثالث | تکیه‌گاه | با صدای فروغ فرخزاد

    04/14/2025

    مهدی اخوان ثالث | تکیه‌گاه | با صدای فروغ فرخزاد

    ▨ نام شعر: تکیه‌گاه (غزل ۳)  ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث ▨ با صدای فروغ فرخ‌زاد ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــ ای تکیه‌گاه و پناه زیباترین لحظه‌های پر عصمت و پر شکوهِ تنهایی و خلوت من ای شطِ شیرینِ پر شوکتِ من ای با تو من گشته بسیار در کوچه‌های بزرگِ نجابت ظاهرنه‌بن‌بستِ عابرفریبنده‌ی استجابت در کوچه‌های سرور و غمِ راستینی که‌مان بود در کوچه‌باغِ گلِ ساکتِ نازهایت در کوچه‌باغِ گلِ سرخِ شرمم در کوچه‌های نوازش در کوچه‌های چه شب‌های بسیار تا ساحل سیمگونِ سحرگاه رفتن در کوچه‌های مه‌آلودِ بس گفت‌وگوها بی هیچ از لذتِ خواب گفتن در کوچه‌های نجیبِ غزل‌ها که چشم تو می‌خواند گهگاه اگر از سخن باز می‌ماند افسون پاکِ مَنَش پیش می‌راند ای شطِ پر شوکتِ هر چه زیباییِ پاک ای شطِ زیبای پر شوکتِ من ای رفته تا دوردستان آنجا بگو تا کدامین ستاره‌ست روشن‌ترین هم‌نشینِ شب غربت تو؟ ای هم‌نشینِ قدیم شبِ غربتِ من ای تکیه‌گاه و پناه غمگین‌ترین لحظه‌های کنون بی‌نگاهت تهی مانده از نور در کوچه‌باغِ گلِ تیره و تلخِ اندوه در کوچه‌های چه شب‌ها که اکنون همه کور آن‌جا بگو تا کدامین ستاره‌ است که شب‌فروزِ تو خورشید پاره‌ست؟ ▨ مهدی اخوان ثالث (متخلص به م. امید) از دفتر شعر «آخر شاهنامه» منتشر شده به سال ۱۳۳۸ ــــــــــــــــ پی‌نوشت: این شعر با صدای شاعر، یعنی مهدی اخوان ثالث نیز موجود است و قبلا منتشر شده است.

    4 min
  6. مهدی اخوان ثالث | زمستان

    02/24/2025

    مهدی اخوان ثالث | زمستان

    ▨ نام شعر: زمستان ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث ▨ با صدای: مهدی اخوان ثالث ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیشِ پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آوَرَد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس کز گرم‌گاهِ سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیشِ چشمانت نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟ مسیحای جوان مردِ من ای ترسای پیرِ پیرهن‌چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آی... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای! منم من میهمان هر شبت لولی‌وشِ مغموم منم من سنگ تیپا‌خورده‌ی رنجور منم، دشنام پست آفرینش نغمه‌ی ناجور نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگِ بیرنگم بیا بگشای در بگشای دلتنگم حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد تگرگی نیست مرگی نیست صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد فریبت می‌دهد برآسمان، این سرخیِ بعد از سحرگه نیست حریفا! گوشِ سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است و قندیل سپهر تنگ‌میدان مرده یا زنده به تابوت ستبر ظلمت نُه توی مرگ اندود پنهان است حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دست‌ها پنهان نفس‌ها، ابر دل‌ها خسته و غمگین درختان اسکلت‌های بلورآجین زمین دل‌مرده سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است ▨ مهدی اخوان ثالث متخلص به م. امید از دفتر شعر زمستان منتشر شده به سال ۱۳۳۵

    7 min

About

اینجا شعرهای مهدی اخوان ثالث را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk