رضا براهنی | با صدای خودش

شهروز کبیری

اینجا شعرهای دکتر رضا براهنی را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

  1. Jul 9

    رضا براهنی | مختاری (مرثیه)

    ▨ نام شعر: مختاری ▨ شاعر: رضا براهنی ▨ با صدای: رضا براهنی ▨ پالایش و تنظیم: شهرور کبیری ـــــــــــــــــ چشم‌هایت را که ببندند مختاری مختاری مختاری باغ­‌هایت را که ببندند مختاری مختاری مختاری این کویر زن آن کویر مرد این کویر کودک آن کویر آهو این کویر طاووس آن کویر کفتر همه می‌گویند مختاری مختاری مختاری های هایا هایا هایا ها ها های هایا مختاری مختاری مختاری مرد می‌گوید ما این‌جوری هستیم این‌جوری این‌جوری مرد می‌گوید دریا را ما خالی می‌خواهیم خالی خالی خالی مرد می‌گوید دریا را بی ماهی می‌خواهیم جنگل را بی چلچله بی کفتر بی آهو می‌خواهیم و خشن می‌گوید یک یک می گوید می‌خواهیم می‌خواهیم و تماشا را بی طاووس اما های هایا هایا هایا ها ها های هایا مختاری مختاری مختاری باد می­‌آید دریا می­‌آید ماهی­ ها می­‌آیند رؤیاها می‌آیند اما اما اما اشک­ ها می­‌آیند چشم‌های عاشق­‌ها می‌آیند و زنی می‌گوید اما اما اما آب می­‌آید بابا می­‌آید مادر می­‌آید و نفس می­‌آید و صدا می‌آید عشق می­‌آید زن زن زن زن زن آن فتنه‌ی زیبا می‌آید های هایا هایا هایا ها ها های هایا مختاری مختاری مختاری داغ می‌خواند سینه، داغ می‌خواند زانو، داغ می‌خواند خواهر، داغ می‌خواند مادر و کفن‌ها و پرچم‌ها و دکان­‌ها و خیابان­‌ها و دهان­‌ها و دندان­‌ها هرچه هرچا و هرکه هرجا و حتی خود قاتل­‌ها خود آمر‌ها خود عامل­‌ها حتی خود او که آن بالاست، بالای بالای بالای بالای بالای ما می گوید های هایا هایا ها یا ها ها های هایا هایا هایا مختاری مختاری مختاری ممد مختاری ممد مختاری ممد مختاری مختاری مختاری مختاری” ▨ رضا براهنی

  2. 12/16/2025

    رضا براهنی | نیامد

    ▨ نام شعر: نیامد ▨ شاعر: رضا براهنی ▨ با صدای: رضا براهنی ▨ پالایش و تنظیم: شهرور کبیری ـــــــــــــــــ نیامد دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می ریخت که آفتاب بیاید نیامد به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند که آفتاب بیاید نیامد چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم، دریدم شبانه روز دریدم، دریدم که آفتاب بیاید نیامد چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید نیامد کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو چو آمدم به خیابان دو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید نیامد اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را ولی گریستن نتوانستم نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم که آفتاب بیاید نیامد. ▨ رضا براهنی

  3. 05/25/2025

    رضا براهنی | دست‌هایی شبیه بوسه

    ▨ نام شعر: ستایش (دست‌هایی شبیه بوسه) ▨ شاعر: رضا براهنی ▨ با صدای: رضا براهنی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ صدای کف زدنت کبک‌های کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار می‌کنند منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ ولی شکفته بادا لبان من که نیمه‌ماهِ نیم‌رخانِ تو را شبانه می‌بوسند فدای تو دو چشم من که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند ‌ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است که از هزار پنجره‌ی نور می‌وزد هر صبح و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی! منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه روی می‌آریم و، گریه به رو، کجا؟ و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو می‌آید چه دست‌هایی داری   شبیه بوسه! و خاک از تو که لبریز می‌شود ببین چه جلگه‌ای آنجا که شانه می‌خورد از بوسه‌ها و نسیم کدام دست نیی چون تو را زده قَط شبیه بوسه چه انگشت های سرسبزی داری نرو به من بگو  به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند وَ ما به گریه روی می‌آریم و، گریه به رو، کجا؟ بمان! منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ ▨ دوم آبان ۱۳۷۰ - تهران از کتاب خطاب به پروانه ها، صفحه ۵۰

  4. 04/29/2025

    رضا براهنی | آرابا (گاری)

    ▨ نام شعر: آرابای {گاری} ▨ شاعر: رضا براهنی ▨ با صدای: رضا براهنی ▨ ترجمه فارسی به آذری: ایواز طاها ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــ تذکر: ترجمه هر سطر، داخل آکولاد آمده است. ــــــــــــــ قاپینی دابانیندان چیخاریب قالدیردیلار {در را از جايش كندند بلند كردند} قاپینی آرابایا چاتیب آپاردیلار. {در را به روى گارى انداختند بردند} ــ ایندی قاپی‌نین بوم‌بوش کانداری، یالقیز سوسوز ایتین آغزی کیمی گونش آلتیندا تؤوشومکده‌دیر ــ {ـ حالا فضاى خالى در چون دهان سگى تشنه و تنها در زير آفتاب له‌له‌زنان است‌ـ} اوتاق‌لاری آپاردیلار. {اتاقها را بردند} ــ کسکین سینیق شوشه‌لرله پنجره‌لرین بوش و سارسیلمیش دیوار‌لاری یالقیز قالمیش ــ {ـ با سطح شيشه‌هاى تيز و شكسته ديوارهاى خالى و مغبون پنجره‌ها تنها مانده‌ست ـ} ائویمیزی ده آپاردیلار گؤردون! {ديدى كه خانه‌ی ما را هم بردند} ایندی ایسه دویغولاریمیز دیده‌رگین آری‌لار سایاغی بیربیر ایتکین پتک‌لر آرخاسینجا گزیرلرــ {ـ احساس‌هاى ما حالا زنبورهاى سرگردانى هستند كه تك‌تك دنبال كندوى گمشده‌شان مى‌گردندـ} سونرا نؤوبه ساوالانا چاتدی. {آنگاه نوبت سبلان آمد} بیز اوشاق‌لار داغین چئوره‌سینده چنبر قوروب دوْنوخدوق {ما بچه‌ها اطراف كوه حلقه زديم تماشا كرديم} بیزی سایمازجا اؤز ایش‌لرینه قاریشمیشدی باش‌لاری {بى‌اعتنا به ما مشغول كار خود شده بودند} بیتیردیلر. سونرا گوجه‌نه‌ـ‌گوجه‌نه ساوالانی سؤکوب آرابا اوستونده داشیدیلار { فارغ شدند. و بعد: هن‌هن‌كنان سبلان را انداختند روى گارى بردند} تبریزین اولد

  5. 04/29/2025

    رضا براهنی | یئمه‌لی گؤزلریوی آچ

    ▨ نام شعر: رضا براهنی - یئمه‌لی گؤزلریوی آچ {چشم‌های خوردنی‌ات را باز کن} ▨ شاعر: رضا براهنی ▨ با صدای: رضا براهنی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــ تذکر: ترجمه‌ی فارسی شعر در انتها آمده است. ــــــــــــــ یئمهلی گؤزلَرووی آچ گؤزلیم آچ او یئمهلی گؤزلَرووی باغریما باسیم چییینلریوی او آغ گولدَن آغراخ چییین لریوی دِنه دِنه دِنه گینه او دئمهلی سؤزلریوی سَنه بَلهشیم بیردن بیره یار یاواش یاواش اؤلوم سَنی دیریلیم سنی اؤلو دیریلیم سنی هویوخ قالیم سَنی هویوخ، هویوخ،هویوخلوغون دیبینه قَدَر یِمهلی گؤزلرووی آچ گؤزَلیم آچ او گوزلَرووی هییی آباالم هییی آباالممم آغ یومورتا بویالی دیرناخالر سورمه َ نی پیکاسو چَکمیش، اَیاغی رودَن بِج)ر(تمیش شاقال سَنی گؤتورموش گؤتورموش هییی او گؤیلَره هییی نَنه سی گؤزَل، اؤزوده گؤزل، باالسیدا اولسا باالدا بیر گؤزل هیییی اوتور دیزیم اوستونده قوی اوتورسون گؤزَللیک بو قارا دونیایه بیر اُد کیمی یاندیر یاندیر یاندیر اورهییمی قوی اؤلوم هییی هیییی سونرا آچیم گؤزومی گؤروم دونیا تازاالنیب، قارانلیخ گئدیب، تازالیخ گَلیب، آزادلیخ گلیب، سَنی آلیب قوجاغینا گئدیر گئدیر اوبیری یئرلره یئللَنه یئللَنه اوبیری یئرلره باخ ایندی یئرده او یئللَنن تئللره تئللره هیییی آباالم هییی آباالممم قوخمالی بیر گؤزَلسین اؤتورون مَنی دیهجاغام، دِئمهلییَ

About

اینجا شعرهای دکتر رضا براهنی را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk