آوای سرو

cypressbook

پادکستی برای مهاجران ایرانی کاری از کتاب سرو

  1. 13h ago

    اپیزود 29 - کتاب چگونه در هر بازاری پول در بیاوریم، در بازار سهام چه کنیم و بازنشستگی خوبی داشته باشیم

    در علم اقتصاد، مفهومی وجود دارد به نام «هزینه فرصت» (Opportunity Cost)؛ بهایی که برای انتخاب‌هایمان می‌پردازیم، نه لزوماً از جیبمان، بلکه از فرصت‌هایی که هرگز به دست نمی‌آوریم. عجیب اینجاست که این هزینه هیچ‌وقت در صورت‌حساب بانکی ظاهر نمی‌شود. هیچ پیامکی برایمان نمی‌آید که بگوید امروز، به خاطر تصمیمی که نگرفتید، چقدر از آینده مالی‌تان را از دست داده‌اید. حالا فکر کنید سال‌ها در کشوری زندگی کرده‌ایم که نگه‌داشتن پول، تقریباً معادل از دست دادن ارزش آن بوده است. یاد گرفته‌ایم برای نجات پس‌اندازمان از تورم، به طلا، دلار و ملک پناه ببریم. بعد مهاجرت کرده‌ایم؛ به کشوری با قواعد اقتصادی متفاوت، با فرصت‌هایی که شاید حتی نامشان را هم نشنیده باشیم. اما یک سؤال مهم وجود دارد: آیا ذهن اقتصادی ما هم همراه خودمان مهاجرت کرده است؟ یا هنوز با همان ترس‌ها و همان نسخه‌های قدیمی، برای آینده‌ای تصمیم می‌گیریم که دیگر در گذشته ما تعریف نمی‌شود؟ شاید عجیب باشد، اما ما مهاجران، در کنار تمام هزینه‌های آشکاری که برای ساختن یک زندگی تازه پرداخته‌ایم، هزینه پنهان دیگری هم بپردازیم؛ هزینه فرصت‌هایی که صرفاً به دلیل ناآشنایی با نظام مالی کشور جدید، از کنارشان عبور می‌کنیم. فرصت‌هایی که شاید بتوانند در بیست سال آینده، تفاوت میان یک بازنشستگی همراه با نگرانی و یک زندگی با آسودگی مالی باشند. و اینجاست که پرسشی جدی‌تر شکل می‌گیرد: نکند بزرگ‌ترین ریسک مالی ما در مهاجرت، نه از دست دادن پول، بلکه از دست دادن فرصت رشد آن باشد؟

  2. Oct 20

    ایپزود 28 - مهاجرت و رازهای ارتباط بی‌نقص در جامعه جدید

    مهاجرت فقط تغییر جغرافیایی، زبان جدید یا پیدا کردن خانه نیست؛ بزرگ‌ترین چالش مهاجرت، وصل‌شدن به جامعه جدید و ساختن دوباره شبکه ارتباطی است. بسیاری از ما ایرانیان خارج از کشور، حتی پس از تسلط کامل به زبان انگلیسی یا زبان کشور مقصد، همچنان در Small Talk (گپ‌وگفت‌های روزمره)، شبکه‌سازی کاری (Networking)، یا سر صحبت را باز کردن در جمع‌های غریبه احساس ناآرامی یا سردرگمی می‌کنیم. کتاب «چگونه با هر کسی صحبت کنیم» (How to Talk to Anyone) دقیقا دست روی همین نقطه ضعف می‌گذارد. نویسنده کتاب، لیل لوندز (Leil Lowndes)، با ارائه ۹۲ تکنیک ریز و کاربردی به ما نشان می‌دهد که ارتباط‌گران موفق، جادو نمی‌کنند؛ بلکه جزئیات رفتاری و غیرکلامی کوچکی را می‌دانند که باعث می‌شود در همان ۵ ثانیه اول، فردی صمیمی، بااعتمادبه‌نفس و قابل‌اعتماد به نظر برسند.   «زبان جدید به شما حق زندگی در کشور جدید را می‌دهد، اما مهارت‌های ارتباطی به شما حس «تعلق» و «موفقیت» در آن جامعه را می‌بخشد.» این کتاب ابزاری است برای اینکه از قالب «یک مهاجر ایزوله و غریبه» خارج شوید و به فردی تبدیل شوید که در هر جمع، کار یا جامعه‌ای به‌زیبایی می‌درخشد و ارتباطات عمیق می‌سازد.

  3. Oct 11

    اپیزود 27 - پرورش فرزندان شایسته در مهاجرت

    کتاب  Raising Good Humans نوشته‌ی هانتر کلارک فیلدز، تحت عنوان «پرورش انسان‌های شایسته»، از همین پرسش آغاز می‌شود؛ از جایی عمیق‌تر از تکنیک‌های فرزندپروری. از این حقیقت که برای پرورش کودکی مهربان، مستقل و بااعتمادبه‌نفس، شاید پیش از هر چیز لازم باشد به انسانی نگاه کنیم که خودمان، در کنار او، هستیم.   این کتاب بیش از آنکه مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها برای کنترل رفتار کودک باشد، دعوتی است برای شناخت رفتار خودمان. برای اینکه پیش از پرسیدن «چطور بچه‌ام را عوض کنم؟» از خودمان بپرسیم: «وقتی عصبانی، خسته، ترسیده یا نگرانم، چه اتفاقی درون من می‌افتد؟»   و این پرسش برای والد مهاجر، پرسشی بسیار مهم است.   مهاجرت فقط تغییر کشور نیست. گاهی تغییر تمام قواعدی است که با آن‌ها بزرگ شده‌ایم. ممکن است ما در خانواده‌ای رشد کرده باشیم که اطاعت کودک نشانه‌ی تربیت خوب بوده است؛ اما فرزندمان در مدرسه‌ای بزرگ شود که از او می‌خواهند سؤال کند، نظر بدهد و از عقیده‌ی خودش دفاع کند. شاید برای ما جواب دادن به بزرگ‌تر بی‌احترامی تلقی می‌شد، در حالی که کودک ما در محیطی رشد می‌کند که بیان احساسات و مخالفت محترمانه بخشی از استقلال اوست. اینجاست که یک رفتار ساده می‌تواند برای والد و کودک دو معنای کاملاً متفاوت داشته باشد.

  4. Oct 4

    اپیزود 26 - کتاب پتانسیل پنهان: در مهاجرت چه آدم دیگری می‌توانم بشوم؟

    اگر موفق‌ترین آدم‌های اطرافتان را به یاد بیاورید، احتمالاً اولین توضیحی که برای موفقیتشان پیدا می‌کنید «استعداد» است. باهوش بود، توانایی‌اش را داشت، از همان ابتدا معلوم بود که پیشرفت می‌کند. اما آدام گرنت در کتاب «پتانسیل پنهان» سؤال دیگری مطرح می‌کند: اگر آنچه ما استعداد می‌نامیم، فقط بخش کوچکی از داستان باشد چه؟ اگر مهم‌تر از اینکه امروز چقدر توانمندیم، این باشد که چقدر تواناییِ رشد کردن داریم؟   این سؤال برای یک مهاجر معنای متفاوتی پیدا می‌کند. چون مهاجرت یکی از معدود موقعیت‌های زندگی است که می‌تواند آدم را از محیطی که توانایی‌هایش در آن شناخته شده بود، بیرون بیاورد و در جایی قرار دهد که هنوز کسی نمی‌داند او چه چیزهایی بلد است. اینجا دیگر مسئله فقط پیدا کردن یک شغل نیست؛ مسئله این است که چگونه تخصص و تجربه‌ای را که با خود آورده‌ایم دوباره بشناسیم، چگونه آن را با نیازهای جامعهٔ تازه پیوند بزنیم و حتی توانایی‌هایی را در خودمان کشف کنیم که شاید در زندگی قبلی هرگز فرصتی برای ظهور نداشتند، شکوفا کنیم..   «پتانسیل پنهان؛ علم دستیابی به دستاوردهای بزرگ‌تر» نوشتهٔ آدام گرنت، دربارهٔ آدم‌های نابغه و استثنایی نیست. دربارهٔ فاصله‌ای است که انسان می‌تواند میان جایی که امروز ایستاده و جایی که فردا قادر است به آن برسد، طی کند. گرنت می‌خواهد نگاهمان را از این سؤال که «چقدر استعداد داری؟» بردارد و به سؤال مهم‌تری برساند: «چقدر می‌توانی رشد کنی؟»   و شاید برای کسی که مهاجرت کرده، سؤال دیگری هم بتوان به آن اضافه کرد:   در سرزمین تازه، با تمام آنچه از زندگی گذشته‌ام با خود آورده‌ام، چه آدم دیگری می‌توانم بشوم؟

  5. Sep 27

    اپیزود 25 - مهاجرت و کمک به فرزندان برای داشتن استقلال

    ما از چه زمانی باید فرزندمان را برای روزهایی که به تنهایی عهده‌دار زندگیش میشود، آماده کنیم؟ از هجده‌سالگی؟ از روزی که پذیرش دانشگاهش آمد؟ از وقتی که بلیت هواپیما خرید؟ یا شاید خیلی زودتر؛ از همان روزی که چهارساله بود و می‌خواست دکمه‌ی لباسش را خودش ببندد و ما، چون عجله داشتیم، گفتیم: «بده من انجامش می‌دم»؟ کتاب «کمک به فرزندم برای داشتن استقلال»،  نوشته‌ی استفانی کوتوریه و کامیل بنوآ، توسط خانم پرستو آقایی از فرانسه به فارسی ترجمه شده. این کتاب  درباره‌ی همین لحظه‌های کوچک صحبت میکنه؛ لحظه‌هایی که شاید در ظاهر هیچ ارتباطی با آینده‌ی فرزندمان نداشته باشند، اما آرام‌آرام انسانی را می‌سازند که روزی باید بدون حضور دائمی ما زندگی کند. یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب ساده اما کمی دردناک است: گاهی کاری که ما از سر عشق برای فرزندمان انجام می‌دهیم، ممکن است فرصت توانمند شدن را از او بگیرد.

  6. Sep 20

    اپیزود 24- کتاب مسیر جایگزین: وطن دوم، برنامه دوم

    آدم گاهی باید از زندگی قبلی‌اش فاصله بگیرد تا بفهمد چقدر از هویتش به چیزهای کوچکی وابسته بوده است: به زبان مادری، به آدم‌هایی که گذشته‌اش را می‌شناختند، به خیابان‌هایی که برای پیدا کردن مسیرشان به نقشه احتیاج نداشت، به شغلی که در آن جایگاهش معلوم بود، به پدر و مادری که دیدنشان نیاز به خرید بلیت هواپیما نداشت. نوشته‌ی شریل سند برگ و آدام گرانت، با اینکه کتابی درباره‌ی مهاجرت نیست، حرف‌های زیادی برای مهاجران دارد. این کتاب که به نام «مسیر جایگزین»، به ترجمه خانم بنفشه جعفر به فارسی ترجمه شده، و درباره‌ی یکی از دشوارترین پرسش‌های زندگی حرف می‌زند: وقتی زندگی از مسیری که برایش تصور کرده بودیم خارج می‌شود، چگونه دوباره آن را می‌سازیم؟ داستان این کتاب با یک فقدان بزرگ آغاز می‌شود. در سال ۲۰۱۵، شریل سند برگ، مدیر ارشد اجرایی فیس‌بوک، همراه همسرش دیو گلدبرگ برای تعطیلات به مکزیک رفته بود. دیو برای ورزش به باشگاه رفت و همان‌جا به‌طور ناگهانی از دنیا رفت.

  7. Sep 13

    فصل دوم - اپیزود 23 - دوستی در مهاجرت

    این اپیزود درباره کتابی است که موضوعش شاید در نگاه اول خیلی ساده و آشنا به نظر برسد: دوستی. کتاب Friendship: The Evolution, Biology, and Extra Ordinary Power of Life’s Fundamental Bond، نوشته‌ی لیدیا دنورث.   Lydia denworth این کتاب به فارسی هم ترجمه شده و با عنوان «نیروی پنهان دوستی و رفاقت: از دوستی، چه عایدمان می‌شود؟» با ترجمه‌ی بنفشه شریفی‌خو توسط انتشارات بذر خرد منتشر شده است. خوانش ما از این کتاب از پنجره دوستی در مهاجرت است و این که دوستی ها را در مهاجرت چطور ببینیم و چطور بسازیم.  دوستی چیزی است که تقریباً همه ما تجربه‌اش کرده‌ایم. از کودکی دوست پیدا می‌کنیم، بعضی دوستی‌ها را از دست می‌دهیم، بعضی آدم‌ها سال‌ها در زندگی‌مان می‌مانند و بعضی‌ها فقط در یک دوره کوتاه کنارمان هستند. اما شاید کمتر پیش بیاید که به دوستی به چشم یک موضوع جدی علمی نگاه کنیم. این‌که اصلاً چرا انسان دوست پیدا می‌کند؟ چرا بعضی آدم‌ها برای ما تبدیل به آدم‌های مهم زندگی می‌شوند؟ چرا از دست دادن یک دوست می‌تواند تا این اندازه دردناک باشد؟ و مهم‌تر از همه، دوستی واقعاً چه تأثیری بر مغز، بدن و سلامت ما دارد؟

  8. Aug 25

    فصل دوم - اپیزود 22 - نگاه فلسفی به مهاجرت

    آدم می‌تواند هزاران کیلومتر از یک سرزمین فاصله بگیرد، اما کافی است یک بو، یک صدا یا حتی یک کلمه سر راهش قرار بگیرد تا تمام آن فاصله در چند ثانیه از بین برود. شاید این یکی از عجیب‌ترین تجربه‌های مهاجرت باشد: ما از یک کشور خارج می‌شویم، اما آن کشور لزوماً از ما خارج نمی‌شود. در این اپیزود، کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه یا Consolations of Philosophy ، نوشته‌ی آلن دوباتن را از نگاه یک مهاجر ایرانی بررسی می کنیم و به این سوال می پردازیم: فلسفه چه تسلی‌ای برای کسی دارد که زندگی‌اش بین دو سرزمین تقسیم شده است؟ دوباتن نویسنده و متفکری معاصر است که بخش بزرگی از کارش به یک سؤال ساده اما مهم برمی‌گردد: اندیشه و فلسفه، بیرون از دانشگاه و کتابخانه، واقعاً چه کمکی به زندگی روزمره‌ی ما می‌کنند؟ او به جای اینکه فلسفه را مجموعه‌ای از نظریه‌های پیچیده معرفی کند، سراغ دردهای کاملاً معمول انسانی می‌رود: اینکه دیگران ما را قبول ندارند، پول کافی نداریم، شکست خورده‌ایم، احساس ناکافی بودن می‌کنیم، عاشق شده‌ایم و جواب نگرفته‌ایم، یا زندگی مطابق انتظارمان پیش نرفته است.

About

پادکستی برای مهاجران ایرانی کاری از کتاب سرو