سازمان فرهنگی، هنری، ورزشی شهرداری قم

Qom Municipality CAS

سازمان با موضوع انجام امور فرهنگی و ورزشی و در چارچوب فعالیت و مأموریت های قانون شهرداری در زمینه مدیریت و اداره امور فرهنگی، تفریحی، ورزشی در قالب وظایف قانونی شهرداری قم فعالیت می نماید و طبق مقررات و اساسنامه این سازمان اداره می شود.

  1. 01/02/2021

    خاتم سلیمانی - امیر حسین آکار

    شعر و اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: گذر گرگ به آبادی شیران افتاد  باز هم قرعه به جمهوری سلمان افتاد    ذوالفقار از جگر یار خبر آورده   پیک از خانه ی عمار خبر آورده     کاسه ی غیرت این شیر یلان لبریز است  مرز ایران چقدر مالک اشتر خیز است    گوش کن خطه سلمان به زبان آمده است  صحبت از وعده ی صادق به میان آمده است    مشت اول به سرت محکم و طوفانی بود   ساعت حمله مان دست سلیمانی بود     صحنه ی عین الاسد نقطه بسم الله ست   سیلی اصلی فرمانده مان در راه ست    برسر مردم ما سایه ی سلطان باشد   رمز پیروزی مان ذکر رضا جان باشد     راستی شیوه ی تهدید تو طنازی بود   حمله ات از نظر ما که فقط بازی بود   فکر کردی علمش روی زمین افتاده  تازه تکثیر شده محسن فخری زاده شیر را کشتی و بالای سرش میخندی  منتظر باش خودت گور خودت را کندی    عقل اندازه ی یک جو به سرت لابد نیست   دیده اید اینکه رجز خوانی مان بیخود نیست     پاسخ شیعه به این فیل دو سر سجیل ست   داعش اصلی این طایفه اسراییل است    ذوالفقار از دل این معرکه سر میخواهد   جنگ با حیدر کرار جگر میخواهد     گفت فرمانده که آینده تان تاریک ست  پیش بینی شده نابودی تان نزدیک ست    پای این قافله تا روز قیامت لنگ ست  صاحب اصلی دنیا که نباشد جنگ ست    بر سر مردم ما سایه ی سلطان باشد   رمز پیروزی مان ذکر رضا جان باشد

    خاتم سلیمانی - امیر حسین آکار
  2. 01/02/2021

    خاتم سلیمانی - علی ذوالقدر

    شعر: علی ذوالقدر اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: خواب بودیم که سرمایه ما را بردند عرشیان گوهر ما را به تماشا بردند او که از هر نظری مایه آرامش بود او که منظومه ای از عاطفه و دانش بود کوله باری ز محبت همه جا همراهش مردم کشور ایران همه خاطرخواهش پیکر داعشیان را قدمش می لرزاند روی دستش همه منطقه را می چرخاند یادمان داد پی حذف ستمگر باشیم با همه مردم مظلوم برادر باشیم چه در ایران و چه لبنان همه در یک راهیم چه عراق و چه یمن امت حزب اللهیم سائل سفره نان و رطب زینب بود حتم داریم که او منتخب زینب بود مقتدر بود ولی گوش به فرمان ولی سخنش بود دقیقاً سخن سید علی شانه در شانه فرمانده قدم بر می داشت دست در دست علمدار علم بر می داشت ماه شب های پر از امنیت ایران بود نور او در همه جا بود و خودش پنهان بود ماه ما پرتویی از نور مه علقمه بود اصلا انگار که مأمور مه علقمه بود ماه ما بود همان خسرو شیرین دهنان » که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان « خبر آمد که شب جمعه شهیدش کردند ماه را کشته ی فرمان یزیدش کردند تن او را چه بگویم، گل پرپر شده بود آه، سردار شبیه علی اکبر شده بود شرح این داغ عیان را به بیان لازم نیست روضه باز است دگر مرثیه خوان لازم نیست چه بگویم خودتان دست قلم را دیدید بدن خونی سردار حرم را دیدید داغ سخت است بزرگ است ولی بی تردید دختر فاطمه بالاتر از این ها را دید آه از آن لحظه که از اسب برادر افتاد آه زینب وسط آن همه لشکر افتاد گفت دست از سر این مرد خدا بردارید ای شیاطین روی آیات قدم مگذارید به خدا سبط رسول است مسلمان است او به لبش آب رسانید که عطشان است او خونِ روی بدنش را احدی پاک نکرد پسر فاطمه را هیچ کسی خاک نکرد

    خاتم سلیمانی - علی ذوالقدر
  3. 01/02/2021

    خاتم سلیمانی - حسین صیامی

    شعر: حسین صیامی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: ما باده ایم... باده صد ساله ایم ما ما داغ دیده ایم گل لاله ایم ما کوهیم کوه منظره های شنیدنی رودیم رود خاطره های چشیدنی با اقتدا به نام علی ایستاده ایم ماییم زخم خورده ولی ایستاده ایم هر چند داغ روی جگر می رسد به ما از آسمان دوباره خبر می رسد به ما یاران به انتظار ولی یار برنگشت عباس شاهد است علمدار برنگشت هر چند برنگشته علمدار کاروان اما علم به خاک نیفتاده بیگمان فریاد میزنیم؛ بدانید و بشنوید در خون حاج قاسم ما غرق میشوید از ما بخواه غیرتمان را نشان دهیم آری بخواه تا که برای تو جان دهیم از مادران بخواه دلاور بیاورند صدهزار مالک اشتر بیاورند آری قسم به تیزی شمشیر و تیرها آری قسم به خون جوانان و پیرها آری قسم به غصه و اندوه و دردها آری قسم به گریه زن ها و مردها گریه نمیکنیم در اندیشه قیام باشد قرار اشک پس از صبح انتقام ما زنده ایم، حافظ این دین و میهنیم بر روی خصم سیلی مردانه میزنیم ماییم و خون غیرت و شمشیر انتقام سخت است انتقام تو سخت است والسلام

    خاتم سلیمانی - حسین صیامی
  4. 01/02/2021

    خاتم سلیمانی - محسن کاویانی

    شعر: محسن کاویانی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: جای دمشق این بار سمت عشق عازم شد اسمش که قاسم بود جسمش نیز قاسم شد در پیکرش دیدم گریز روضه خوان ها را هم روضۀ قطع الیمین هم ارباً اربا را افتاده روی خاک دستی پاک و نورانی انگشتری با خاتم سرخ سلیمانی حالا همه لابی گری را خوب فهمیدیم تضمین امضای کری را خوب فهمیدیم عباس ها را میکشی ای شمر خودکامه زیرا که بیزارند آنها از امان نامه عباس ما رو کرد دست منحرف ها را دیدیم آخر برکت اف ای تی اف ها را ای دشمن خون خوار بنشین و تماشا کن هنگام رزم ماست گورت را مهیا کن ای آنکه با تو پر شده میقات بعضی ها ای کد خدا و قبلۀ حاجات بعضی ها هرچند در داخل تو با یک عده هم دستی لعنت به آنها! بعد از این با ما طرف هستی این خاک رهبر دارد و خاکی پر از رهرو ست آری دگر پایان دوران بزن در رو ست ای کشور محبوب آقازاده های ما چیزی نمانده که بیفتی تو به پای ما دیدی چگونه باختی حالا قمارت را سردار ما با رفتن خود ساخت کارت را ما را تو با این کار خود بیدار تر کردی سردار ما را شک نکن سردار تر کردی او کاوه بود و رفت بالا تر درفش او حتی سرت ارزش ندارد قدر کفش او با مرگ هم دیگر در این طوفان نمی میریم چیزی نمانده! انتقامی سخت می گیریم چیزی نمانده تا که برخیزیم سوی تو هم رنگ مویت می شود از ترس روی تو چیزی نمانده تا بفهمی آه یعنی چه در صفحه هامان ذکر بسم الله یعنی چه چیزی نمانده تا ببینی با پریشانی در پایتخت خود اتوبان سلیمانی موشک به خاکت می خورد از چند ناحیه کاخ سفیدت می شود فردا حسینیه ما با تو می جنگیم تا وقتی نفس داریم ما پشتمان عمریست طوفان طبس داریم دنیای بی سردارمان هرچند تاریک است فردای روشن می رسد، خورشید نزدیک است

    خاتم سلیمانی - محسن کاویانی

About

سازمان با موضوع انجام امور فرهنگی و ورزشی و در چارچوب فعالیت و مأموریت های قانون شهرداری در زمینه مدیریت و اداره امور فرهنگی، تفریحی، ورزشی در قالب وظایف قانونی شهرداری قم فعالیت می نماید و طبق مقررات و اساسنامه این سازمان اداره می شود.