رادیو جامعه (پادکست اجتماعی)

IndependentPersian / ایندیپندنت فارسی

پرونده، پادکست هفتگی ایندیپندنت فارسی است که فراتر از اخبار روزانه نگاهی متفاوت به موضوعات مهم مربوط به ایران دارد

  1. 4d ago

    صدوبیستمین سالروز صدور فرمان مشروطیت؛ قانون در برابر قدرت بلامنازع شاه و شریعت

    حکمرانی دودمان قاجاریه در ایران با گذشت بیش از صد سال، به دو دهه پایانی رسیده بود. قدرت مطلق در دست شاه، حکام محلی، و برخی روحانیون مرتجع بود که به هیچ نهاد انتخابی پاسخگو نبودند. فشار اقتصادی، ناامنی، نابرابری، شکست‌های نظامی پی‌درپی و دخالت آشکار بیگانگان، مردم را به ستوه آورده بود. روحانیون به پشتگرمی احکام شرع، موقوفات، منبر و پیوندهای گسترده با بازار، به یکی از پرنفوذترین کانون‌های قدرت تبدیل شده بودند. دستگاه قضایی میان حکومت و روحانیون تقسیم شده بود و نبود دادگستری مستقل و قانون واحد، مردم را در برابر احکام متناقض، مجازات‌ خودسرانه و زورگویی‌های حکومتی بی‌پناه می‌گذاشت. در همین حال، شکست‌های نظامی ایران در برابر روسیه، گسترش نفوذ روسیه و بریتانیا، دریافت وام‌های خارجی و واگذاری امتیازهای اقتصادی، استقلال و منابع کشور را به مخاطره انداخته بود. تنگناهای اقتصادی، گرانی کالاهای ضروری، ناامنی راه‌ها، اختلال در تجارت، و مالیات سنگین نیز بازرگانان، پیشه‌وران و دیگر طبقات جامعه را زیر فشار قرار داده بود.

    صدوبیستمین سالروز صدور فرمان مشروطیت؛ قانون در برابر قدرت بلامنازع شاه و شریعت
  2. Aug 2

    مسجد کبود بلخ؛ از مزار شریف علی‌ابن ابیطالب تا راز «آرامگاه» زرتشت

    امروز یکی از مهم‌ترین آیین‌های مزار شریف که توجه بسیاری از تاریخ‌پژوهان و مردم‌شناسان را به خود جلب کرده، مراسم «ژنده‌ بالا» یا «جهنده‌ بالا» در نخستین روز نوروز است. در این مراسم، علم بزرگی که به «ژنده شاه اولیا» شهرت دارد، در صحن مسجد روضه شریف برافراشته می‌شود و آغاز جشن ۴۰ روزه‌ای را اعلام می‌کند که به مناسبت شکوفایی دشت‌های شقایق بلخ، «جشن گل سرخ» نام گرفته است.«ژنده» یا «جهنده» در زبان محلی به معنای درفش یا پرچم بزرگ است. این علم بلند با پارچه‌های رنگارنگ، عمدتا سبز، پوشانده می‌شود و در میان فریادهای «یا علی مدد» در حضور هزاران زائر، بالا می‌رود. در باورهای مردمی، چگونگی برافراشته شدن آن می‌تواند نشانه‌ای از برکت یا دشواری‌های سال پیش رو باشد.هم‌زمانی این آیین با نوروز باعث شده است برخی پژوهشگران آن را نمونه‌ای از درهم‌آمیزی سنت‌های اسلامی و آیین‌های کهن‌تر منطقه بدانند. از نظر آنان اگرچه منشا دقیق ژنده‌بالا همچنان محل بحث است، این مراسم می‌تواند نمونه‌ای از تداوم و بازتفسیر سنت‌های فرهنگی بلخ مانند اهتزاز درفش کاویانی در قالبی اسلامی باشد.این فرضیه وقتی قوی‌تر می‌شود که به یاد بیاوریم در گاهشماری زرتشتی، ششم فروردین که «نوروز بزرگ» یا «خردادروز» نامیده می‌شود، از مقدس‌ترین روزهای سال است. بر اساس متون پهلوی، از جمله دینکرد و رساله «ماه فروردین، روز خرداد»، زرتشت ششم فروردین به دنیا آمد و در همین روز در سن ۳۰ سالگی، به پیامبری (بعثت) برگزیده شد و باز در همین روز بود که گشتاسب‌شاه در دربار بلخ آیین او را پذیرفت و فرمان برافراشتن درفش دین را داد.در دوران باستان، پادشاهان در این روز مراسم «برافراشتن درفش شاهی» را به‌عنوان نماد نو شدن جهان برپا می‌کردند. ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه» درباره ششم فروردین می‌نویسد: «در بامداد این روز، شخص غایب و پنهانی بر کوه پوشنگ ظاهر می‌شود که پارچه‌ای سپید در دست دارد و نوید برکت می‌دهد.»این ایده دقیقا با رسم امروزی جهنده بالا تطبیق دارد و کنار هم چیدن قطعات پازل تاریخ این احتمال را تقویت می‌کند که آیین‌های این منطقه از بین نرفته‌اند و تنها بازآفرینی شده‌اند تا بقای آن‌ها تضمین شود.

    مسجد کبود بلخ؛ از مزار شریف علی‌ابن ابیطالب تا راز «آرامگاه» زرتشت
  3. Jul 28

    قلعه الموت؛ آشیانه عقاب و میراث حیرت‌انگیز حسن صباح بر فراز صخره‌های البرز

    در نخستین روزهای مرداد ۱۴۰۵، کمیته میراث جهانی یونسکو در چهل‌وهشتمین اجلاس خود در بوسان کره جنوبی، «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» را به عنوان سی‌امین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت کرد. این دژ افسانه‌ای در شمال‌شرقی روستای گازرخان، در منطقه رودبار الموت شرقی استان قزوین قرار دارد و در منابع تاریخی با نام‌های «الموت» و «قلعه الموت» شناخته می‌شود. برای آن عناوینی چون «بلدة الاقبال» و «دارالملک اسماعیلیان» را نیز به کار برده‌اند. برخی نام‌ها چون قلعه یا دژ حسن صباح یا قلعه گازرخان نیز از نام‌های متأخر آن به شمار می‌روند. بسیاری هم آن را با عنوان «آشیانه عقاب» می‌شناسند. حمدالله مستوفی در کتاب «نزهة‌القلوب» درباره وجه تسمیه این لقب می‌نویسد: «آن قلعه را در اول اَلَه‌آموت گفته‌اند، به معنی آشیانه عقاب که بچگان را بر او آموزش کردی؛ به مرور الموت شد.» در این تفسیر، «اَلَه» به معنای عقاب و «آموت» به معنای آشیانه یا محل آموزش جوجه‌های عقاب گرفته شده است. نام و آوازه این دژ تاریخی هرچه باشد، شهرت افسانه‌ای آن با نام حسن صباح، بنیان‌گذار حکومت اسماعیلیان نزاری در ایران پیوند دارد.

    قلعه الموت؛ آشیانه عقاب و میراث حیرت‌انگیز حسن صباح بر فراز صخره‌های البرز
  4. Jul 19

    شاهنشاه آریامهر در چهل‌وششمین سالگرد درگذشت؛ از آخرین اراده تا پاسخ به تاریخ

    از بیست‌وششم دی‌ماه ۱۳۵۷، روزی که محمدرضاشاه پهلوی خاک ایران را ترک کرد، تا پنجم مردادماه ۱۳۵۹ که در قاهره چشم از جهان فروبست، حدود یک سال و هفت ماه طول کشید. شاهنشاه ایران در این مدت کوتاه، به‌رغم مبارزه با بیماری صعب‌العلاج، تلاش کرد روایت خود از اهتمام برای توسعه ایران، امید به نسل جوان و نگرانی عمیق برای سرنوشت میهن را ثبت و ماندگار کند. این دغدغه‌ها، افزون بر گفت‌وگوهای او با برخی رسانه‌های بین‌المللی، به‌طور مشخص در کتاب «پاسخ به تاریخ» و وصیت‌نامه‌ شاهنشاه آریامهر که با صدای شهبانو فرح پهلوی در تارنمای رسمی ایشان منتشر شده، بازتاب یافته است. اینک به مناسبت چهل‌وششمین سالروز درگذشت محمدرضاشاه، با رجوع به این دو سند، یعنی کتاب «پاسخ به تاریخ» و وصیت‌نامه او، نگرانی‌ها، آرزوها و امیدهایش برای آینده ایران را بازخوانی می‌کنیم. شگفت اینکه هر دو سند گواه گویایی است از یک عمر زندگی و تکاپوی پادشاهی که میهن را فراتر از خود می‌دید و حتی در آخرین روزهای حیات و در بستر بیماری نیز، درد و رنج میهن از جانش بیشتر می‌کاست. با این حال، همچنان که نگران سرنوشت ایران بود، به «رستاخیز ملی» نیز امید داشت. محمدرضاشاه گویی از پیش می‌دانست که چندین دهه پس از استقرار جمهوری اسلامی در ایران، نسلی ظهور خواهد کرد که درباره آنچه در سال‌های پادشاهی او رخ داد، کنجکاوی زیادی خواهد داشت. از همین رو، در کتاب «پاسخ به تاریخ» تلاش کرد به پرسش‌های نسل‌های پس از خود درباره کارنامه‌اش پاسخ دهد. نخستین نسخه کتاب «پاسخ به تاریخ» به زبان فرانسوی و در مکزیک با همکاری هانری بونیه، نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی، تدوین شد و انتشارات آلبن میشل در پاریس نیز در دسامبر سال ۱۹۷۹ آن را منتشر کرد. پس از آن نیز شاه ایران در واپسین روزهای زندگی‌اش در قاهره، مطالبی را به نسخه انگلیسی آن افزود.

    شاهنشاه آریامهر در چهل‌وششمین سالگرد درگذشت؛ از آخرین اراده تا پاسخ به تاریخ
  5. Jul 12

    راز شباهت کلاه‌های آیینی؛ از ایران باستان تا یهودیت و اسلام

    چرا «کیپا» در یهودیت، «عرق‌چین» در اسلام و کلاه موبدان زرتشتی تا این اندازه به یکدیگر شباهت دارند و تاریخ درباره منشأ این همانندی چه می‌گوید؟ پوشاندن سر در سنت‌های دینی و آیینی مشرق‌زمین یکی از کهن‌ترین نشانه‌های مذهبی به شمار می‌رود. مروری بر آیین‌های سرزمین‌هایی که از شبه‌قاره هند و فلات ایران تا بین‌النهرین و کرانه‌های شرقی دریای مدیترانه امتداد دارند، نشان می‌دهد که بسیاری از پیروان ادیان گوناگون، هنگام نیایش، اجرای مناسک یا حضور در مکان‌های مقدس، از انواع مختلف پوشش سر استفاده می‌کرده‌اند. در میان این پوشش‌ها، سه نمونه‌ وجود دارد که علاوه بر کاربرد مشترک، از نظر شکل و ساختار نیز شباهت چشمگیری دارند: «کیپا» در یهودیت، «عرق‌چین» یا «طاقیه» در اسلام، و کلاه موبدان در آیین زرتشتی. از این رو، این فرضیه مطرح می‌شود که آیا ممکن است این همسانی ساختاری نشانه تأثیرپذیری متقابل آنها از هم یا دست‌کم تبادل فرهنگی میان تمدن‌های همسایه باشد؟

    راز شباهت کلاه‌های آیینی؛ از ایران باستان تا یهودیت و اسلام
  6. Jun 28

    کانال محرمانه پاکستان برای آمریکا؛ از نیکسون و مائو تا ترامپ و پزشکیان

    امروز نام پاکستان و کانال‌های محرمانه این کشور در قلب یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های امنیتی جهان، یعنی مذاکرات  ایران و آمریکا، مطرح است. اما این اتفاق جدیدی نیست. ۵۵ سال پیش، پاکستان کانال محرمانه‌ مذاکرات تاریخی آمریکا و چین بود. رویدادی که جهان را دگرگون کرد. تابستان ۱۹۷۱، هنری کسینجر، مشاور امنیت ملی ریچارد نیکسون، در سفری رسمی وارد پاکستان شد. همه چیز عادی به نظر می‌رسید. تا اینکه ناگهان اعلام شد او به دلیل ناراحتی گوارشی برنامه‌هایش را لغو کرده و برای استراحت به اقامتگاهی کوهستانی رفته است. خبرنگاران می‌پرسیدند چرا او را به بیمارستان منتقل نمی‌کنند؟ پاسخ این بود که نمی‌خواهد میزبانان پاکستانی را معذب کند. اما حقیقت چیز دیگری بود: کسینجر اصلا در پاکستان نبود. مانند امروز که پاکستان «کانال محرمانه مذاکرات ایران و آمریکا» است در آن زمان هم در پشتی برای مذاکره دولت نیکسون و چین کمونیست بود.  کسینجر مخفیانه به فرودگاه راولپندی منتقل شد و با یک پرواز عادی خطوط هوایی پاکستان راهی پکن شد؛ سفری که حتی خدمه هواپیما هم از حضور مشاور امنیت ملی آمریکا در پرواز خبر نداشتند. در آنجا، کسینجر دور از چشم جهان، با ژو انلای، نخست‌وزیر چین، درباره عادی‌سازی روابط آمریکا و چین، آینده تایوان، جنگ ویتنام و موازنه قدرت در آسیا مذاکره کرد. نتیجه این دیدار محرمانه، سفر تاریخی ریچارد نیکسون به چین در سال ۱۹۷۲ و یکی از بزرگ‌ترین چرخش‌های ژئوپلیتیکی قرن بیستم بود؛ چرخشی که موازنه جنگ سرد را به سود آمریکا تغییر داد و چین را از انزوای بین‌المللی خارج کرد. گاهی یک «دل‌پیچه دروغین» می‌تواند مسیر تاریخ جهان را عوض کند. اما شاید آنچه میان نیکسون و مائو در دیدارشان رد و بدل شد مهم‌تر از این دل‌پیچه هم بود.  هفت ماه بعد، در ۲۱ فوریه ۱۹۷۲، نیکسون وارد پکن شد. هیئت آمریکایی تصور می‌کرد نخستین دیدار رسمی با ژو انلای خواهد بود، اما چند ساعت پس از ورود، پیامی نامنتظره دریافت کرد: مائو تسه‌تونگ مایل است رئیس‌جمهور آمریکا را همین امروز ملاقات کند.

    کانال محرمانه پاکستان برای آمریکا؛ از نیکسون و مائو تا ترامپ و پزشکیان

Ratings & Reviews

5
out of 5
7 Ratings

About

پرونده، پادکست هفتگی ایندیپندنت فارسی است که فراتر از اخبار روزانه نگاهی متفاوت به موضوعات مهم مربوط به ایران دارد

You Might Also Like