رادیو جامعه (پادکست اجتماعی)

IndependentPersian / ایندیپندنت فارسی

پرونده، پادکست هفتگی ایندیپندنت فارسی است که فراتر از اخبار روزانه نگاهی متفاوت به موضوعات مهم مربوط به ایران دارد

  1. Sep 6

    مهسا امینی، دختری که هرگز نمرد

    مهسا امینی سی‌ام شهریور ۱۳۷۸ در سقز چشم به جهان گشود. امجد امینی و مژگان افتخاری، پدر و مادرش، نامش را در شناسنامه «مهسا» ثبت کردند، اما او را در خانه «ژینا»  صدا می‌زدند؛ دختری که بهار زندگی‌اش در آستانه ۲۳ سالگی، خزان شد و نامش به اسم رمز همبستگی مردمی تبدیل شد که برای نجات از اهریمن، به پا خاستند.  در سال‌های کودکی و نوجوانی مهسا، خانواده‌اش از نظر وضعیت اقتصادی، جزو خانواده‌های متوسط شهر سقز محسوب می‌شدند. پدرش کارمند سازمان تامین اجتماعی بود و نزد مردم شهر اعتبار و آبرویی ویژه داشت. به گواهی نزدیکان خانواده، او مردی خانواده‌دوست و خوشنام در سقز است و همین ویژگی در مورد مادرش نیز مصداق دارد.  مهسا سال‌های کودکی‌ را در شهرک دانشگاه سقز سپری کرد و در همین محله به دبستان رسالت رفت. در آن سال‌ها، خانواده چهار نفره امینی با آمدن اشکان که در خانه «کیارش» صدایش می‌کردند، کنار هم زندگی آرام و خوبی داشتند.

    مهسا امینی، دختری که هرگز نمرد
  2. Aug 30

    زندگی و میراث استاد پرویز ناتل خانلری؛ قافله‌سالار ۲۵۰۰ ساله تاریخ، فرهنگ و ادب فارسی

    در تاریخ معاصر ایران، کمتر چهره‌ای را می‌توان یافت که هم‌زمان در عرصه‌های زبان و ادبیات، آموزش، فرهنگ و سیاست اثرگذار بوده باشد. دکتر پرویز ناتل خانلری در زمره همین چهره‌های انگشت‌شمار بود؛ زبان‌شناس، پژوهشگر، شاعر، نویسنده و سیاستمداری ایران‌دوست که زندگی گرانمایه‌اش را وقف توسعه آموزش و اعتلای فرهنگ و ادبیات ایران کرد.تاسیس بنیاد فرهنگ ایران و سپاه دانش و گسترش آموزش در روستاها و مناطق محروم، نقش‌آفرینی در سازمان پیکار با بی‌سوادی و تالیف ده‌ها کتاب و مقاله، از جمله مجموعه سه‌جلدی «تاریخ زبان فارسی» تنها بخشی از کارنامه پربار علمی و فرهنگی دکتر خانلری است. یکم شهریور ۱۴۰۵، سی‌وششمین سالروز درگذشت او بود؛ ادیبی جامع‌الاطراف که دانش و سیاست را در خدمت توسعه فرهنگی ایران به کار گرفت و نامش با بخش مهمی از تحولات آموزشی و ادبی معاصر ایران پیوند خورده است.خانلری عاشق ایران بود و از همین رو در هر موقعیت و جایگاهی که قرار گرفت برای توسعه و اعتلای میهن تلاش کرد. حتی در نامه‌ای خطاب به فرزند خردسالش نیز از او خواست که در زمره کسانی قرار بگیرد که برای «آبروی ایران» می‌کوشند. او در تیرماه ۱۳۵۴ در جشنواره توس که با هدف بزرگداشت فردوسی در مشهد برگزار شد، تاکید کرد که احساس تعلق به ایران و وحدت ملی، ریشه‌ای دیرینه در تاریخ این سرزمین دارد.

    زندگی و میراث استاد پرویز ناتل خانلری؛ قافله‌سالار ۲۵۰۰ ساله تاریخ، فرهنگ و ادب فارسی
  3. Aug 15

    روایت سقوط کابل و به قدرت رسیدن طالبان در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰

    ناگفته‌هایی از چگونگی سقوط کابل، فرار رئیس جمهوری و تحویل قدرت به طالبان در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰. سردبیر ایندیپندنت فارسی، کاملیا انتخابی فرد در شهریورماه ۱۴۰۰ با چهره های کلیدی در دولت محمد اشرف غنی احمدزی گفتگو داشته و این متن بر اساس مستندات و مشاهدات مقامات ارشد دولتی نوشته شده است.   صبح روز یکشنبه ۲۴ مرداد، نزدیک به ۲۰۰ نفر از نیروهای گارد ویژه ریاست جمهوری افغانستان به ساختمان وزارت دفاع افغانستان آمدند تا مقدمات حضور رئیس جمهوری محمد اشرف غنی را برای بازدید فراهم کنند. کمی پیشتر، به ژنرال بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع وقت، اطلاع داده بودند که رئیس جمهوری قصد بازدید از وزارتخانه و گفت‌‌وگو با وزیر را دارد. برنامه بازدید از وزارت دفاع، حقه‌ای بود که بخشی از گارد ریاست جمهوری را به ساختمان وزارت دفاع بفرستند و آن‌ها را مشغول کنند، و از سوی دیگر، شیر پیر پنجشیری، یعنی ژنرال بسم‌الله محمدی را که سالیان سال در رکاب احمدشاه مسعود مبارزه کرده و دنیا دیده بود، را نیز با برنامه بازدید مشغول نگاه دارند.

    روایت سقوط کابل و به قدرت رسیدن طالبان در ۲۴ مرداد ۱۴۰۰
  4. Aug 9

    صدوبیستمین سالروز صدور فرمان مشروطیت؛ قانون در برابر قدرت بلامنازع شاه و شریعت

    حکمرانی دودمان قاجاریه در ایران با گذشت بیش از صد سال، به دو دهه پایانی رسیده بود. قدرت مطلق در دست شاه، حکام محلی، و برخی روحانیون مرتجع بود که به هیچ نهاد انتخابی پاسخگو نبودند. فشار اقتصادی، ناامنی، نابرابری، شکست‌های نظامی پی‌درپی و دخالت آشکار بیگانگان، مردم را به ستوه آورده بود. روحانیون به پشتگرمی احکام شرع، موقوفات، منبر و پیوندهای گسترده با بازار، به یکی از پرنفوذترین کانون‌های قدرت تبدیل شده بودند. دستگاه قضایی میان حکومت و روحانیون تقسیم شده بود و نبود دادگستری مستقل و قانون واحد، مردم را در برابر احکام متناقض، مجازات‌ خودسرانه و زورگویی‌های حکومتی بی‌پناه می‌گذاشت. در همین حال، شکست‌های نظامی ایران در برابر روسیه، گسترش نفوذ روسیه و بریتانیا، دریافت وام‌های خارجی و واگذاری امتیازهای اقتصادی، استقلال و منابع کشور را به مخاطره انداخته بود. تنگناهای اقتصادی، گرانی کالاهای ضروری، ناامنی راه‌ها، اختلال در تجارت، و مالیات سنگین نیز بازرگانان، پیشه‌وران و دیگر طبقات جامعه را زیر فشار قرار داده بود.

    صدوبیستمین سالروز صدور فرمان مشروطیت؛ قانون در برابر قدرت بلامنازع شاه و شریعت
  5. Aug 2

    مسجد کبود بلخ؛ از مزار شریف علی‌ابن ابیطالب تا راز «آرامگاه» زرتشت

    امروز یکی از مهم‌ترین آیین‌های مزار شریف که توجه بسیاری از تاریخ‌پژوهان و مردم‌شناسان را به خود جلب کرده، مراسم «ژنده‌ بالا» یا «جهنده‌ بالا» در نخستین روز نوروز است. در این مراسم، علم بزرگی که به «ژنده شاه اولیا» شهرت دارد، در صحن مسجد روضه شریف برافراشته می‌شود و آغاز جشن ۴۰ روزه‌ای را اعلام می‌کند که به مناسبت شکوفایی دشت‌های شقایق بلخ، «جشن گل سرخ» نام گرفته است.«ژنده» یا «جهنده» در زبان محلی به معنای درفش یا پرچم بزرگ است. این علم بلند با پارچه‌های رنگارنگ، عمدتا سبز، پوشانده می‌شود و در میان فریادهای «یا علی مدد» در حضور هزاران زائر، بالا می‌رود. در باورهای مردمی، چگونگی برافراشته شدن آن می‌تواند نشانه‌ای از برکت یا دشواری‌های سال پیش رو باشد.هم‌زمانی این آیین با نوروز باعث شده است برخی پژوهشگران آن را نمونه‌ای از درهم‌آمیزی سنت‌های اسلامی و آیین‌های کهن‌تر منطقه بدانند. از نظر آنان اگرچه منشا دقیق ژنده‌بالا همچنان محل بحث است، این مراسم می‌تواند نمونه‌ای از تداوم و بازتفسیر سنت‌های فرهنگی بلخ مانند اهتزاز درفش کاویانی در قالبی اسلامی باشد.این فرضیه وقتی قوی‌تر می‌شود که به یاد بیاوریم در گاهشماری زرتشتی، ششم فروردین که «نوروز بزرگ» یا «خردادروز» نامیده می‌شود، از مقدس‌ترین روزهای سال است. بر اساس متون پهلوی، از جمله دینکرد و رساله «ماه فروردین، روز خرداد»، زرتشت ششم فروردین به دنیا آمد و در همین روز در سن ۳۰ سالگی، به پیامبری (بعثت) برگزیده شد و باز در همین روز بود که گشتاسب‌شاه در دربار بلخ آیین او را پذیرفت و فرمان برافراشتن درفش دین را داد.در دوران باستان، پادشاهان در این روز مراسم «برافراشتن درفش شاهی» را به‌عنوان نماد نو شدن جهان برپا می‌کردند. ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه» درباره ششم فروردین می‌نویسد: «در بامداد این روز، شخص غایب و پنهانی بر کوه پوشنگ ظاهر می‌شود که پارچه‌ای سپید در دست دارد و نوید برکت می‌دهد.»این ایده دقیقا با رسم امروزی جهنده بالا تطبیق دارد و کنار هم چیدن قطعات پازل تاریخ این احتمال را تقویت می‌کند که آیین‌های این منطقه از بین نرفته‌اند و تنها بازآفرینی شده‌اند تا بقای آن‌ها تضمین شود.

    مسجد کبود بلخ؛ از مزار شریف علی‌ابن ابیطالب تا راز «آرامگاه» زرتشت
  6. Jul 28

    قلعه الموت؛ آشیانه عقاب و میراث حیرت‌انگیز حسن صباح بر فراز صخره‌های البرز

    در نخستین روزهای مرداد ۱۴۰۵، کمیته میراث جهانی یونسکو در چهل‌وهشتمین اجلاس خود در بوسان کره جنوبی، «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» را به عنوان سی‌امین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت کرد. این دژ افسانه‌ای در شمال‌شرقی روستای گازرخان، در منطقه رودبار الموت شرقی استان قزوین قرار دارد و در منابع تاریخی با نام‌های «الموت» و «قلعه الموت» شناخته می‌شود. برای آن عناوینی چون «بلدة الاقبال» و «دارالملک اسماعیلیان» را نیز به کار برده‌اند. برخی نام‌ها چون قلعه یا دژ حسن صباح یا قلعه گازرخان نیز از نام‌های متأخر آن به شمار می‌روند. بسیاری هم آن را با عنوان «آشیانه عقاب» می‌شناسند. حمدالله مستوفی در کتاب «نزهة‌القلوب» درباره وجه تسمیه این لقب می‌نویسد: «آن قلعه را در اول اَلَه‌آموت گفته‌اند، به معنی آشیانه عقاب که بچگان را بر او آموزش کردی؛ به مرور الموت شد.» در این تفسیر، «اَلَه» به معنای عقاب و «آموت» به معنای آشیانه یا محل آموزش جوجه‌های عقاب گرفته شده است. نام و آوازه این دژ تاریخی هرچه باشد، شهرت افسانه‌ای آن با نام حسن صباح، بنیان‌گذار حکومت اسماعیلیان نزاری در ایران پیوند دارد.

    قلعه الموت؛ آشیانه عقاب و میراث حیرت‌انگیز حسن صباح بر فراز صخره‌های البرز
  7. Jul 19

    شاهنشاه آریامهر در چهل‌وششمین سالگرد درگذشت؛ از آخرین اراده تا پاسخ به تاریخ

    از بیست‌وششم دی‌ماه ۱۳۵۷، روزی که محمدرضاشاه پهلوی خاک ایران را ترک کرد، تا پنجم مردادماه ۱۳۵۹ که در قاهره چشم از جهان فروبست، حدود یک سال و هفت ماه طول کشید. شاهنشاه ایران در این مدت کوتاه، به‌رغم مبارزه با بیماری صعب‌العلاج، تلاش کرد روایت خود از اهتمام برای توسعه ایران، امید به نسل جوان و نگرانی عمیق برای سرنوشت میهن را ثبت و ماندگار کند. این دغدغه‌ها، افزون بر گفت‌وگوهای او با برخی رسانه‌های بین‌المللی، به‌طور مشخص در کتاب «پاسخ به تاریخ» و وصیت‌نامه‌ شاهنشاه آریامهر که با صدای شهبانو فرح پهلوی در تارنمای رسمی ایشان منتشر شده، بازتاب یافته است. اینک به مناسبت چهل‌وششمین سالروز درگذشت محمدرضاشاه، با رجوع به این دو سند، یعنی کتاب «پاسخ به تاریخ» و وصیت‌نامه او، نگرانی‌ها، آرزوها و امیدهایش برای آینده ایران را بازخوانی می‌کنیم. شگفت اینکه هر دو سند گواه گویایی است از یک عمر زندگی و تکاپوی پادشاهی که میهن را فراتر از خود می‌دید و حتی در آخرین روزهای حیات و در بستر بیماری نیز، درد و رنج میهن از جانش بیشتر می‌کاست. با این حال، همچنان که نگران سرنوشت ایران بود، به «رستاخیز ملی» نیز امید داشت. محمدرضاشاه گویی از پیش می‌دانست که چندین دهه پس از استقرار جمهوری اسلامی در ایران، نسلی ظهور خواهد کرد که درباره آنچه در سال‌های پادشاهی او رخ داد، کنجکاوی زیادی خواهد داشت. از همین رو، در کتاب «پاسخ به تاریخ» تلاش کرد به پرسش‌های نسل‌های پس از خود درباره کارنامه‌اش پاسخ دهد. نخستین نسخه کتاب «پاسخ به تاریخ» به زبان فرانسوی و در مکزیک با همکاری هانری بونیه، نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی، تدوین شد و انتشارات آلبن میشل در پاریس نیز در دسامبر سال ۱۹۷۹ آن را منتشر کرد. پس از آن نیز شاه ایران در واپسین روزهای زندگی‌اش در قاهره، مطالبی را به نسخه انگلیسی آن افزود.

    شاهنشاه آریامهر در چهل‌وششمین سالگرد درگذشت؛ از آخرین اراده تا پاسخ به تاریخ

Ratings & Reviews

5
out of 5
7 Ratings

About

پرونده، پادکست هفتگی ایندیپندنت فارسی است که فراتر از اخبار روزانه نگاهی متفاوت به موضوعات مهم مربوط به ایران دارد

You Might Also Like