چشم‌انداز روز

چشم انداز روز به اندیشه در بارۀ رویدادهای گوناگون ایران، افغانستان و دیگر کشورهای جهان می‌پردازد. در این برنامه همراه با بازیگران و کارشناسان امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دریچه‌ای به وقایع روز می‌گشائیم و برای درک ژرف تر آنها تلاش می‌کنیم. کوشش ما در این گفتگوها آنست که از اسباب‌، انگیزه‌ها و تا آنجا که میسر است نتایج احتمالی پدیده‌ها و رویدادها پرده برداریم و پیوندها و گسستگی‌های میان آنها را آشکار کنیم.

  1. May 7

    غزاله معتمد: راوی پروندۀ پژمان جمشیدی شجاعانه در برابر قهرمان‌سازی از خشونت‌گران ایستاده‌ است

    روز گذشته، آخرین جلسۀ رسیدگی به اتهام تجاوز علیه پژمان جمشیدی، بازیگر و فوتبالیست شناخته‌شدۀ ایرانی، برگزار شد. این پرونده از مهرماه ۱۴۰۴ مطرح شد و از همان ابتدا بازتاب گسترده‌ای در افکار عمومی داشت. هم‌زمان، خروج متهم از کشور به مقصد کانادا، فشارهای رسانه‌ای بر شاکی و حضور فعال متهم در فضای رسانه‌ای در طول روند رسیدگی، پرسش‌ها و بحث‌های متعددی را درباره نحوۀ رسیدگی قضایی به جرائم جنسی و واکنش جامعه به این موارد برانگیخته است. غزاله معتمد، از کنشگران جنبش «من‌هم» و از بنیان‌گذاران بیانیۀ ۸۰۰ زن سینمای ایران، می‌گوید که نسبت به گذشته، جامعه در برخورد با پرونده‌های آزار جنسی از سوی افراد مشهور، با بازماندگان و راویان همدل‌تر است. غزاله معتمد، فعال فمینیست، می‌گوید در یک نگاه کلی، نکتۀ برجسته این پرونده، مراجعۀ شاکی به دادگاه رسمی جمهوری اسلامی ایران در همان ساعات نخست است. به گفتۀ او، پژمان جمشیدی، فردی که علیه او شکایت مطرح شده، در ساختار قدرت، هم در سینما و هم در ورزش، جایگاه دارد. او تأکید می‌کند که رسانه‌ای شدن این پرونده و خروج روایت از فضای شخصی و شبکه‌های اجتماعی به رسانه‌های جریان اصلی، از جمله با تلاش الهه محمدی در روزنامۀ هم‌میهن، ممکن شد. به باور او، شجاعت این راوی زمینه را برای پیش‌قدم شدن دیگر راویان نیز فراهم کرد که در پی آن، روایت‌هایی نیز در رسانه‌های فرانسوی منتشر شد. به عقیدۀ این کنشگر جنبش می‌تو، این وضعیت را می‌توان به مثابه موج دوم جنبش «می‌تو» دانست؛ موجی که می‌تواند برای دیگر راویان الهام‌بخش باشد. به گفتۀ معتمد، شجاعت راوی و پافشاری او بر دادخواهی از نکات برجستۀ این پرونده است. با این حال، در روند رسیدگی به جرائم جنسی در دادگاه‌های ایران، تغییر محسوسی ایجاد نشده است. این جرائم عمدتاً در قالب «زنای به عنف» تعریف می‌شوند و اثبات آن‌ها به شاهد عینی و مدارک فیزیکی نیاز دارد. غزاله معتمد که پروندۀ مربوط به اتهامات پژمان جمشیدی را از نزدیک دنبال کرده است، می‌گوید اینکه یک متهم با پروندۀ کیفری با جرم جنسی، با قید وثیقه از کشور خارج می‌شود، آن هم در حالی که فعالان زنان تحت نظر امنیتی، ممنوع‌الخروج و ممنوع‌الکار هستند، بسیار نگران‌کننده است. هم‌چنین دربارۀ حضور متهم در میان نیروهای امدادی هلال احمر در میان جنگ، می‌گوید که رسانه‌های داخلی انگار پیام واضحی برای زنان دارند: ما صدای شما را خفه می‌کنیم. او که سابقۀ کار طولانی در سینمای ایران دارد، با اشاره به ساختارهای قدرت می‌گوید در شرایطی که سرمایه اجتماعی و اقتصادی به‌صورت مشترک‌المنافع عمل می‌کند، افراد ذی‌نفوذ بدون آن‌که مسئولیت‌پذیر یا پاسخ‌گو باشند، بیش از پیش در موقعیت خود تثبیت می‌شوند؛ وضعیتی که به گفتۀ او پیام‌های دردناکی برای زنان دارد. با این حال، به تأکید او، راویان همچنان پیگیر شکایت‌های خود هستند و از حق دادخواهی عقب‌نشینی نمی‌کنند؛ چنان‌که به نقل از یکی از آن‌ها می‌گوید: «تحت هیچ شرایطی از شکایتم پا پس نمی‌کشم، صرف‌نظر نمی‌کنم و باج نمی‌گیرم.» معتمد در ادامه بر نقش افکار عمومی تأکید می‌کند و می‌گوید جامعه باید خود را به همدلی و دانش فمینیستی مجهز کند، پرسشگر باشد و مسئولیت بپذیرد؛ حتی در شرایط بحرانی نیز نباید در کنار افراد متهم به خشونت بایستد. به باور او، آنچه در ادبیات فمینیستی «قربانی‌نکوهی» نامیده می‌شود، همچنان بازتولید می‌شود: به زنان هشدار داده می‌شود که مورد خشونت قرار نگیرند، بی‌آن‌که به مردان آموزش داده شود خشونت نکنند. به باور او، باید تکثر جامعه ایران را به رسمیت شناخت؛ جامعه‌ای که میان گرایش‌های ارتجاعی و دموکراتیک در نوسان است و در دوره‌هایی، بخش‌هایی از آن توانسته‌اند جنبش‌ها را پیش ببرند. او در عین حال به چالش‌هایی مانند گرایش به تک‌رهبری و نزدیکی برخی چهره‌ها به ساختارهای قدرت اشاره می‌کند، اما تأکید دارد که نشانه‌هایی از تغییر نیز قابل مشاهده است. معتمد می‌گوید میزان همدلی در جامعه افزایش یافته و شکستن تصویرهای قهرمانانه، حاصل تلاش مستمر و اغلب بی‌مزد کنشگران فمینیست است: «با دو قدم عقب، سه قدم جلو می‌رویم.» به گفتۀ او، هرچند هنوز بخشی از جامعه با متهم همدل است، اما نسبت به گذشته، پرسشگری بیشتر شده و تغییر در ادبیات عمومی و افزایش همدلی قابل مشاهده است؛ موضوعی که خود راوی نیز به آن اشاره کرده و از همراهی حامیانش قدردانی کرده است. او در پایان تأکید می‌کند که این دستاوردها به‌سادگی به دست نیامده و برای تثبیت به زمان نیاز دارد. به باور معتمد، برای پیشرو بودن در جهان امروز، نباید به‌سادگی دست به قهرمان‌سازی زد و در عین حال نیز نباید دلسرد شد، چرا که دستاوردها کم نبوده‌اند. او ابراز امیدواری می‌کند روزی راویان بتوانند بی‌واسطه، آزادانه و بدون نگرانی سخن بگویند و در نهایت تأکید می‌کند که در مواجهه با خشونت جنسی باید رویکردی همدلانه داشت، چرا که هر دادخواهی، نفعی جمعی به همراه دارد.

    36 min
  2. Apr 11

    آتنا دائمی: هیچ‌یک از سه طرف درگیر در این جنگ برای «زندگی» ارزش قائل نیستند

    در شرایطی که دسترسی شهروندان ساکن ایران به اینترنت جهانی برای بیش از هزار ساعت قطع شده، اطلاع‌رسانی دربارۀ موارد نقض حقوق بشر در کشور، با دشواری‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌روست. در همین حال، گزارش‌های پراکنده از زمان شروع حملات ایالات متحدۀ آمریکا و اسرائیل به ایران، نشان می‌دهد که بازداشت‌ها شدت گرفته، حقوق ابتدائی زندانیان بارها نقض شده و روند صدور و اجرای احکام اعدام همچنان ادامه دارد. آتنا دائمی، کنش‌گر مدنی و مدافع حقوق بشر، در توصیف وضعیت موجود تأکید می‌کند که جنگ، خود نوعی مجازات مرگ است که بر شهروندان تحمیل می‌شود. آتنا دائمی، کنش‌گر مدنی و مدافع حقوق بشر می‌گوید که جنگ، نه‌تنها جان انسان‌ها را در معرض خطر قرار می‌دهد، بلکه فضای امنیتی را چنان تشدید می‌کند که زندانیان و خانواده‌هایشان در شرایطی بغرنج‌تر از پیش قرار می‌گیرند. در چنین وضعیتی، استرس، نگرانی از جان زندانیان، و ترس از انتقال یا انتقام‌گیری، بار سنگینی بر دوش خانواده‌ها می‌گذارد.  گزارش‌ها از دورۀ جنگ دوازده‌روزه و نیز جنگ کنونی نشان می‌دهد که زندانیان با محدودیت‌های جدی‌تری روبه‌رو شده‌اند. بر اساس این روایت‌ها، مسئولان امنیتی و قضائی به‌جای پاسخ‌گویی دربارۀ نقض حقوق زندانیان، جنگ را دستمایۀ تشدید فشارها قرار داده‌اند. قطع تلفن، قطع ملاقات، انتقال به انفرادی، صدور احکام جدید، و برخوردهای خشن و خصمانه از جمله اقداماتی بوده که در این دوره گزارش شده است. این در حالی‌ست که حقوق ابتدائی زندانیان، در شرایط عادی نیز مکرراً نقض می‌شود. این مدافع حقوق بشر که خود بیش از شش سال را در زندان‌های مختلف ایران محبوس بوده است، می‌گوید که زندانیان سیاسی و عقیدتی در دوره‌های بحران هدف اقدامات تلافی‌جویانۀ حکومت قرار می‌گیرند. در طی جنگ دوازده‌روزه، برخی زندانیان اوین پس از حملۀ اسرائیل به این زندان، به زندان قرچک منتقل شدند، اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که آنان مورد بدرفتاری و سرزنش مستقیم مسئولان زندان قرار گرفتند. بنا بر این گزارش‌ها، زندانبان‌ها به زنان زندانی گفته‌اند که «شما مملکت را به جنگ کشاندید»، در حالی که خود زندانیان هیچ نقشی در تصمیم‌های جنگی و امنیتی نداشته‌اند. چنین برخوردهایی نشان می‌دهد که جنگ به‌جای کاهش خشونت، به تشدید نگاه انتقام‌جویانه در ساختار زندان و قوۀ قضائیه دامن زده است. او معتقد است که جمهوری اسلامی بیش از پیش به سمت انتقام‌گیری رفته و افراد بیشتری در زندان‌ها هستند، به‌ویژه کسانی که صرفا به خاطر انتشار یک ویدئو بازداشت شده‌اند. همچنین بخوانید٣‬٧اُمین روز خاموشی خبری؛ اعدام معترضان، بازداشت شهروندان و توقیف دارایی‌‌ها از سوی دیگر، خانواده‌های زندانیان نیز در معرض فشار مضاعف قرار دارند. در شهرهایی مانند تهران، کردستان و اصفهان که بیشترین حملات را تجربه کرده‌اند، بسیاری از خانواده‌ها حاضر نشدند به مکان امن‌تری بروند، چون نمی‌خواستند از عزیزان زندانی خود دور شوند و می‌ترسیدند که آنان در زندان هدف انتقام‌گیری قرار گیرند. آتنا دائمی می‌گوید با قطعی اینترنت، حتی امکان‌های ساده‌ای مانند گروه‌های تلگرام و واتس‌اپ، یا دیدارهای حضوری در زندان، دادگاه و دادستانی نیز از بین رفته و خانواده‌ها بیش از هر زمان دیگری تنها مانده‌اند. یکی دیگر از نگرانی‌های جدی، وضعیت زندانیان بازداشت‌شده در اعتراضات گسترده و به‌ویژه کسانی است که در بازداشتگاه‌های غیررسمی نگهداری می‌شوند. گزارش‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که برخی از این افراد بدون ثبت رسمی، بدون اطلاع خانواده، و در سکوت کامل رسانه‌ای نگهداری می‌شوند؛ وضعیتی که خطر بدرفتاری و ناپدیدسازی قهری را افزایش می‌دهد. در میان آنان، زندانیان شهرستان و به‌ویژه محکومان به اعدام از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها به شمار می‌روند.  در این میان، نگرانی دربارۀ اجرای احکام اعدام نیز افزایش یافته است. گزارش‌ها از اعدام معترضان دی‌ماه و چند زندانی منتسب به گروه مجاهدین خلق خبر می‌دهند و فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که فضای جنگی می‌تواند بهانه‌ای برای تشدید اعدام‌ها و استفاده از آن به‌عنوان ابزار ارعاب جامعه باشد. آتنا دائمی و دیگر مخالفان مجازات اعدام تأکید می‌کنند که در چنین وضعی، فشار نهادهای بین‌المللی و رسانه‌ها باید بر اولویت دادن به حقوق بشر، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، و لغو اعدام متمرکز شود.  همچنین بخوانیدیک شهروند ساکن ایران: زندان‌بان عوض نشده؛ ما همه در صف مرگ ایستاده‌ایم آتنا دائمی با انتقاد از مواضع برخی چهره‌های شاخص گروه‌های مدعی اپوزیسیون دربارۀ اعدام، می‌گوید: «برخی چهره‌های شاخص گروه‌های مدعی اپوزیسیون، مشخصاً طرفداران آقای پهلوی در این زمینه، گفتند که بله، اسرائیل باید حکم اعدام داشته باشد.» او در ادامه تأکید می‌کند: «جنگ از نظر من مجازات مرگ است؛ مجازات مرگی که یک کشور برای شهروندان کشور دیگر می‌خواهد. کشورهایی که جنگ‌طلب هستند، جان انسان‌ها برایشان اهمیت ندارد و مرگ خط قرمزشان نیست. جنگ در کنار مجازات اعدام قرار می‌گیرد، این دو به هم ارتباط دارند؛ در جنگ، بدون فرایند بازداشت، بمب می‌اندازند و شهروندان را می‌کشند.» این کنش‌گر مدنی می‌گوید تصویب حکم اعدام برای زندانیان فلسطینی در اسرائیل، خیلی هم دور از انتظار هم نبود: «کشوری مثل اسرائیل در دادگاه‌های بین‌المللی در مظن اتهام نسل‌کشی قرار دارد؛ نوعی فریب بود که می‌گفتند ما خیلی دموکراتیک هستیم و حکم اعدام نداریم. جمهوری اسلامی هم از ابتدا بنای خودش را بر اعدام و جنگ‌طلبی گذاشته است.» از نگاه این مدافع حقوق بشر، جنگ نه‌تنها راه‌حلی برای بحران‌های پیشین ارائه نداده، بلکه همۀ دستاوردهای تاکنونی جامعۀ مدنی در زمینۀ مستندسازی، مطالبه‌گری و کنشگری ضد اعدام را نیز به عقب رانده است. او می‌گوید جمهوری اسلامی همواره بر سرکوب، کشتار و اعدام تکیه داشته، اما جنگ این روند را تشدید کرده و به فضای انتقام‌گیری و بی‌پاسخ‌ماندن نقض حقوق بشر دامن زده است. در این شرایط، او می‌گوید که سازمان‌های بین‌المللی، باید برای درج مطالبات حقوق بشری در بندهای مذاکرات اعمال فشار کنند. از جمله این‌که باید خواستار اتصال دوباره اینترنت، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، و توقف کامل اجرای اعدام‌ها شوند. با این‌حال، او با اشاره به رویکردهای سرکوب‌گر هر سه طرف درگیر در جنگ، می‌گوید که امید چندانی به الویت‌دادن به مطالبات مردمی وجود ندارد و همین نشان می‌دهد که جنگ، برخلاف ادعای ایالات متحدۀ آمریکا و اسرائیل، هیچ

    26 min
  3. Apr 3

    بحران تنگۀ هرمز؛ مستوفی: پایان جنگ به سود تهران می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند

    همزمان با تشدید بحران تنگۀ هرمز و افزایش نگرانی‌ها از گسترش جنگ، آرمان مستوفی، تحلیلگر مسائل ایران، هشدار می‌دهد که چگونگی پایان درگیری‌ها نقشی تعیین‌کننده در آیندۀ ثبات منطقه خواهد داشت. به گفتۀ او، اگر این جنگ به‌گونه‌ای خاتمه یابد که تهران خود را در موقعیت برتر ببیند، خطر تشدید تنش‌ها و شکل‌گیری دور تازه‌ای از بی‌ثباتی در منطقه افزایش خواهد یافت. جنگ ایران و به‌ طور مشخص مسئلۀ بسته شدن تنگۀ هرمز، اکنون از سطح یک بحران منطقه‌ای فراتر رفته و به یک موضوع کاملاً بین‌المللی تبدیل شده است. بحرین، که ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر عهده دارد، با حمایت کشورهای عرب منطقه و همچنین آمریکا، پیش‌نویس قطعنامه‌ای را برای بازگشایی این آبراه راهبردی به شورای امنیت ارائه کرده است. دهها کشور دیگر نیز به ابتکار بریتانیا رایزنی برای بازگشایی این آبراه را آغاز کرده اند. علت هم روشن است : بحران تنگۀ هرمز دست‌کم به یکی از عوامل اصلی نگرانی در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. در این میان، موضع‌گیری محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجۀ پیشین جمهوری اسلامی، نیز قابل توجه است: او صراحتاً تهران را به سازش با آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز و محدود کردن برنامه اتمی اش برای مهار تشدید بحران جنگ فراخوانده است با توجه به تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ و نشانه‌های تشدید حملات آمریکا و اسرائیل در هفته‌های آینده تا چه اندازه این خطر وجود دارد که بحران تنگۀ هرمز خود به یک جبهۀ جدید و عامل گسترش جنگ تبدیل شود؟ آیا موضع‌گیری محمدجواد ظریف را می‌توان نشانه‌ای از نگرانی جدی در داخل ایران نسبت به چنین سناریویی تلقی کرد؟ آرمان مستوفی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل ایران، در پاسخ به این پرسش ها از جمله گفته است: «پیش از هر چیز باید بگویم که این بحران تنگۀ هرمز عملاً به یک بحران جهانی تبدیل شده است.  اولاً معلوم نیست که روسیه و چین قطعنامۀ پیشنهادی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به شورای امنیت را وتو نکنند. ثانیاً اصلا فرض کنیم که این قطعنامه تصویب بشود.  مگر در این قطعنامه چه آمده است؟ در آن گفته شده استفاده از همه وسایل ممکن برای بازکردن تنگۀ هرمز، از جمله نیروی نظامی . اما، نیروی نظامی که همین حالا در منطقه هست و اتفاقاً بزرگترین نیروی نظامی جهان است که دارد عمل هم می‌کند. نشست چهل کشور جهان به دعوت بریتانیا نیز نهایتاً به فهرستی از آرزوهای خوب منتهی شد و هیچ نتیجۀ عملی مشخصی از آن بیرون نیامد. یک نکته نیز در مورد مقاله و موضعگیری آقای ظریف باید گفت و آن این است که آقای ظریف خواستار بقای رژیم ایران است نه افتادن آن. اما، در شرایط فعلی نفس ماندن این رژیم صرف نظر از این که چه کسی یا کسانی در رأس آن باشند به این معنا خواهد بود که نظام جمهوری اسلامی در این جنگ پیروز شده و آمریکا ناموفق بوده است. پیشنهاد آقای ظریف در این چارچوب است. او از رژیم ایران می‌خواهد با آمریکا وارد مذاکره شود، در صورت لزوم امتیاز هم بدهد، مثلاً تنگه هرمز را باز بکند. خوب نتیجه در این صورت چه خواهد شد ؟ جنگ تمام می‌شود و جمهوری اسلامی می‌ماند. در خصوص اظهارات مقدماتی شما دربارۀ دونالد ترامپ نیز باید اضافه  کنم که همه می‌دانند ترامپ شب و روز صحبت می‌کند و متأسفانه سخنان ضد و نقیض نیز زیاد می‌گوید. به گمان من برای فهمیدن رئیس جمهوری آمریکا و سیاست این کشور در حال حاضر سخنان ترامپ را نباید گوش کرد و باید به آنچه او در عمل انجام می‌دهد توجه نمود. کارهای ترامپ بیش از سخنان او معنا دارند. تنگه هرمز همین حالا که با هم صحبت می‌کنیم بسته نشده، بلکه مختل شده، هر چند رفت و آمد نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری از طریق آن شدیداً کاهش یافته است. مسئله این است که تشدید حملات آمریکا علیه حتی زیرساخت‌های غیرنظامی ایران به باز شدن تنگۀ هرمز یا عادی شدن وضعیت آن منجر نخواهد شد. میزان موشک‌ها و پهپادهایی که رژیم ایران طی ده‌ها سال فرصت ساختن و پنهان کردن آنها در تونل های زیرزمینی را داشته آنقدر زیاد است که نمی‌توان به سادگی آنها را خنثی کرد. خلاصه این که تنها راه خروج آبرومندانه از بحران جاری این است که حکومت ایران از این جنگ پیروز خارج نشود. در غیر این صورت، یعنی در صورتی که رژیم ایران از این جنگ پیروز بیرون بیاید، بعداً با شدت و با انتقامجویی بیشتر مزاحم همۀ کشورهای منطقه و به ویژه کشورهای عربی خواهد شد... موضع اسرائیل در این جنگ کمی متفاوت است. موضع اسرائیل از روز آغاز این جنگ مطابق اظهارات مقامات این کشور همواره این بوده که باید «سر اختاپوس» را زد. یعنی چه؟ یعنی این که در ایران باید رژیم تغییر کند و به جای آن یک رژیم دوست سر کار بیاید. و اگر این هدف متحقق بشود، آنوقت تمام مسائل مربوط به تنگه هرمز و نفت و منطقه و بحران جهانی اقتصاد ... خودبخود برطرف خواهند شد. به گمان من این هدف، هدف مشترک ایالات متحد آمریکا و اسرائیل است و برای درک آن نباید اصلاً به آنچه دونالد ترامپ علناً می‌گوید توجه کرد. باید دید که رئیس جمهوری آمریکا در صحنۀ عمل بر روی زمین چه می‌کند. کاری که ترامپ می‌کند مهم است و نه آنچه می‌گوید. و آنچه ترامپ در عمل انجام می‌دهد به موازات کاری است که اسرائیل می‌کند. در این چارچوب حتی یک تقسیم کار نانوشته نیز ظاهراً میان آنها صورت گرفته است: بر اساس این تقسیم کار آمریکا تأسیسات موشکی و ایذایی جمهوری اسلامی را هدف قرار می‌دهد در حالی که اسرائیل سران سپاه و نیروهای سرکوب حکومت را آماج قرار می‌دهد و البته هر دو در عین حال پدافندهای هوایی و موشکی، و پرتابگرها و تأسیسات تولید موشک‌ها و پهپادهای حکومت ایران را زده‌اند و همچنان می زنند.»

    11 min
  4. Mar 30

    سمانه سوادی: نیروهای اپوزیسیون ایران باید از جنبش زنان درس بگیرند

    نشست دو روزۀ «کنگرۀ آزادی ایران» به گفتۀ برگزارکنندگانش، بر کثرت‌گرایی و عاملیت شهروندان در گذار به آیندۀ ایران تکیه دارد. این نشست روز شنبه در لندن آغاز شد و روز یک‌شنبه در همین شهر به پایان رسید. سمانه سوادی، حقوق‌دان و کنش‌گر برابری جنسیتی و از سخنرانان این کنگره، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید: «جنبش زنان یکی از موفق‌ترین جنبش‌های تاریخ معاصر ماست و اپوزیسیون باید از آن درس بگیرد». سمانه سوادی، جمع کنش‌گران حاضر در کنگره را یکی از رنگارنگ‌ترین جمع‌های سیاسی‌ توصیف می‌کند که در طی یک دهه فعالیت، شاهدش بوده؛ جمعی که به گفتۀ او بسیار همدل و دغدغه‌مند به نظر می‌رسد.  این کنش‌گر برابری جنسیتی دربارۀ ضرورت برگزاری چنین کنگره‌ای در وضعیت بحرانی ناشی از حملات ایالات متحدۀ آمریکا و اسرائیل به ایران، تأکید می‌کند که حتی «همین حالا هم دیرهنگام است». به گفتۀ او، شروع چنین ابتکاری یک پیام مشخص دارد: «ما هنوز هستیم، هنوز امیدواریم، ضرورت کنار هم ایستادن و با وجود تکثر، کنار هم قدم برداشتن را فهمیده‌ایم، و ناچاریم چنین گامی برداریم».  سمانه سوادی در پنل «جنسیت و دموکراسی»، به انتقاد از مردسالاری و پدرسالاری در میان نیروهای مخالف سیاسی (اپوزیسیون) و حتی خود کنگره پرداخته است. او با انتقاد از کنگره، می‌گوید که حضور زنان در پنل‌ها و در جایگاه سخنران کمرنگ بوده و هم‌چنین، جای زنان ترنس، افراد کوییر، افراد دارای معلولیت و هم‌چنین فعالان محیط زیست، خالی بوده است.  او می‌افزاید: «جنبش زنان یکی از موفق‌ترین جنبش‌های تاریخ معاصر ماست و اپوزیسیون باید از آن درس بگیرد». بنا بر توصیفات او، پنل جنسیت و دموکراسی از جمله پنل‌های موفق در این کنگره بوده و محل ارجاع بسیاری از سخنرانان قرار گرفته است.  این حقوق‌دان هم‌چنین از سویۀ مثبتی در برگزاری کنگره یاد می‌کند و می‌گوید که نسبت به انتقادات، گشودگی وجود داشته است. از جمله این‌که انتقادات از جای خالی پنلی دربارۀ جنگ، باعث شده است که بخشی از پنل عاملیت شهروندان، به فضایی برای گفت‌وگو میان مخالفان و موافقان جنگ تبدیل شود. هم‌چنین، او گفت که انتقادها از حذف نام اعضای حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، باعث شده است که دعوت دوباره‌ای از اعضای این حزب صورت گیرد و آنان در سخنرانی‌ها حضور پیدا کنند.  سمانه سوادی در پایان می‌گوید: «امیدوارم روزی، جوان‌ترهایی که تاریخ را مرور می‌کنند با دیدن این کنگره، به این نتیجه برسند که این دست تشکل‌ها و تجمع‌ها و گردهم‌آمدن‌ها می‌تواند به جای اینکه فضایی برای مجیزگویی و سرسپردگی باشد، جایی باشد برای این‌که افراد نقد بشوند، شنیده بشوند، حرف‌های مخالف یکدیگر را بشنوند، با هم گفت‌وگو کنند، خودانتقادی کنند، و راهی پیدا کنند برای این‌که راه‌حل‌های مشترکی برای رنج‌های مشترکشان پیدا کنند.» گفت‌وگوی بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه را با سمانه سوادی، حقوق‌دان و کنش‌گر برابری جنسیتی بشنوید:

    13 min
  5. Mar 9

    فرزانه روستایی : با مصالحه نمی‌توان ایران را از زیر دندان مافیای سپاه بیرون کشید

    در حالی که واشنگتن از «تسلیم بی‌قید و شرط» جمهوری اسلامی سخن می‌گوید و سرنوشت پایان جنگ با تصمیم مشترک آمریکا و اسرائیل گره خورده است، فرزانه روستایی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل ایران، معتقد است که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای است که با مصالحه نمی‌توان ایران را از زیر دندان مافیای سپاه بیرون کشید. در حالی که وزیر دفاع آمریکا هدف جنگ جاری را به زانو درآوردن جمهوری اسلامی و واداشتن آن به پذیرش بی قید و شرط تسلیم اعلام کرده، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، تأکید کرده است که تنها او و نخست وزیر اسرائیل مشترکاً دربارۀ زمان پایان این جنگ تصمیم می گیرند؟ اما، آیا این جنگ فقط با سرنگون شدن جمهوری اسلامی خاتمه می یابد؟ آیا سناریوی دیگری جز ادامۀ این جنگ قابل تصور نیست؟ فرزانه روستایی، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل ایران در پاسخ به این پرسش ها از  جمله گفته است : «تحقق یا عدم تحقق اظهارات وزیر دفاع آمریکا دربارۀ تسلیم بی قید و شرط جمهوری اسلامی به تحولات و معادلات خود این جنگ بستگی دارد. نباید از یاد برد که ما در ایران با یک نظامی روبرو هستیم با پیچیدگی های شیطانی خود. رژیم اسلامی همچنان قادر است تحرکاتی انجام بدهد که قادرند علاوه بر جامعۀ ایران حکومت‌های آمریکا و اسرائیل را با مشکلاتی روبرو سازند. وقتی که رهبران تهران مجتبی خامنه‌ای، ابزار دست سپاهیان، را به رهبری جمهوری اسلامی برمی گزینند، معنایش این است که حتی یک درصد هم نمی توان احتمال داد که حکومت اسلامی مطابق خواست اعلان شده ایالات متحد آمریکا به تسلیم بی چون و چرا فکر بکند چه برسد به این که به چنین خواستی تن بدهد. به عبارت دیگر رهبران تهران حاضرند به روند و جنگ جاری ادامه بدهند حتی اگر این امر به بهای کشته شدن تمام مردم ایران تمام شود. افزون بر این، با حمله به مخازن نفت که مردم ایران را شوکه کرده به نظر می رسد که یک اختلافی نیز میان تل آویو و واشنگتن شکل گرفته است. اگر یکی دو بار دیگر از این اتفاقات رخ دهد افکار عمومی ایرانیان - که این جنگ را تاکنون نوعی مداخلۀ بشردوستانه می دانستند – ممکن است تغییر جهت داده و معادلات را جابجا کند و نوعی اختلاف نظر میان تل آویو و واشنگتن را تشدید کند. ساختار حکومت ایران دارای دو شاخه است : یک شاخۀ آن دستگاه اجرایی بی قدرتی است که می کوشد امور روزمره را اداره کند و شاخۀ دیگر آن مافیایی است مرکب از سپاه پاسداران، نیروهای امنیتی و سفارت روسیه در تهران. این مافیا که قدرت اصلی را در دست دارد حاضر به پذیرش هیچ تسلیمی نیست حتی اگر این امر به جنگ داخلی و لبنانی شدن اوضاع ایران بینجامد. تنها راهی که می ماند فشار مضاعفی است که بتواند این سیستم مافیایی را مضمحل کند. به همین خاطر ادامه یا دامنه‌دار شدن جنگ فعلی چندان دور از ذهن نیست و این می تواند خسارات و ضایعات زیادی نیز در پی داشته باشد. البته شاید هیچ راه حل دیگری در بین نباشد. چون محال است که مافیای حاکم بر ایران به صورت دموکراتیک یا مسالمت‌آمیز قدرت را به مردم واگذار کند. محال است به این طریق بتوان ایران را از زیر دندان‌های مافیای سپاه و آپاراتچیک های نظام اسلامی ایران بیرون آورد. مجتبی خامنه‌ای که حالا جانشین پدرش شده ناشناسی است که فقط می‌تواند نقش راسپوتین پشت پرده را ایفا کند. تا حال هیچکس نه صدای او را شنیده نه مطلب و کتابی از او خوانده نه او اساساً مبتکر فکر و ایدۀ خاصی بوده است. تنها اخباری که دربارۀ او جریان داشته این است که او با بدترین جناح‌های سپاه پاسداران همواره در ارتباط بوده است. همکاران و همدستان او افرادی نظیر حسین و مهدی طائب بوده‌اند و در فاجعۀ زندان کهریزک او برای سرکوب معترضان اختیار تام به سعید مرتصوی، دادستان وقت داده بود و خود مرتضوی در دفاع از خود صوت ضبط شدۀ فرمان مجتبی خامنه‌ای را برملا کرد. بنابراین چگونه چنین فردی اکنون و در وضعیت حاضر می تواند منشا مصالحه با آمریکا باشد؟ نتیجۀ این وضع چیزی جز ادامۀ جنگ و وارد آمدن خسارات بیشتر به جامعه نیست و در این بین مردم نیز چاره ای جز تحمیل بیشتر این فشارها را ندارند.»

    12 min
  6. Feb 27

    مستوفی: اگر تهران به اعراب حمله کند، جزایر ایران در خلیج فارس در معرض اشغال قرار می‌گیرند

    در پی تهدید صریح علی خامنه‌ای مبنی بر منطقه‌ای کردن هرگونه درگیری نظامی با آمریکا، آرمان مستوفی هشدار می‌دهد که اگر تهران به یکی از کشورهای عرب خلیج فارس حمله کند، این کشورها ممکن است با واکنشی جمعی نه تنها زیرساخت‌های حیاتی ایران را نابود سازند، بلکه جزایر ایران در خلیج فارس را نیز اشغال کنند. در حالی که گفتگوهای تهران و واشنگتن در ژنو زیر سایۀ تهدید اقدام نظامی ادامه دارد، معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحد آمریکا، جی‌دی ‌ونس تأکید کرده است که حملۀ احتمالی آمریکا به ایران به معنای ورود آمریکا به جنگی طولانی در خاورمیانه نخواهد بود. ونس در عین حال تصریح کرده است که همه چیز، یعنی وقوع جنگ «واقعاً به آنچه مقامات ایرانی‌ انجام می‌دهند و می‌گویند بستگی دارد.» آیا سخن معاون رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر این که جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران کوتاه مدت خواهد بود، جهت رفع نگرانی کشورهای منطقه از پی آمدهای یک جنگ درازمدت ابراز شده است؟ آرمان مستوفی، روزنامه نگار و تحلیلگر با سابقه در پاسخ به این پرسش و پرسش های دیگر از جمله گفته است : «از منظر نظامی و فنی اگر جنگی میان ایالات متحد آمریکا و ایران روی دهد، این جنگ بسیار شدید و کوتاه مدت خواهد بود. این امر دلایل زیادی دارد. دلیل سیاسی آن در هر حال کاستن از نگرانی کشورهای عرب منطقه است. ولی این موضوع دلیل نظامی هم دارد. جمهوری اسلامی در حال حاضر نیروی هوایی قدرتمندی ندارد. نیروی دریایی آن در مقابل امکانات و نیروهایی که آمریکا در منطقه مستقر کرده قابل ملاحظه نیست. جنگ زمینی هم که اساسا قرار نیست روی دهد تا ما بخواهیم راجع به توان نیروی زمینی ایران صحبت بکنیم. تنها قدرتی که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد، توان موشکی و انواع موشک‌های آن است : از موشک های زمین به زمین گرفته تا موشک های زمین به دریا، موشک های بالستیکی و پهپادها. منطقاً در صورت وقوع جنگ، ایالات متحد آمریکا خواهد کوشید توان واکنش جمهوری اسلامی ایران را خنثی بکند.  از اینرو نخستین موج حملات احتمالی آمریکا بسیار سنگین و گسترده و درهم کوبنده خواهد بود. در چنین صورتی دلیلی نخواهد داشت که چنین جنگی میان ایران و آمریکا طولانی شود. تحلیلگران نظامی معتقد نیستند که چنین جنگی بیش از دو هفته به درازا بکشد. نگرانی کشورهای منطقه از وقوع چنین جنگی در هر حال بی پایه نیست. فرمانروای حکومت اسلامی ایران، آیت الله خامنه‌ای، همین ده روز پیش صریحاً کشورهای منطقه را تهدید کرد و گفت که اگر جنگی میان ایران و آمریکا دربگیرد، این جنگ منطقه‌ای خواهد بود. سخن خامنه‌ای را سخنگویان مختلف رژیم اسلامی بیشتر توضیح دادند از جمله روزنامۀ کیهان که در میان محافل ژورنالیستی به عنوان سخنگوی بیت رهبری شناخته می شود. در توضیح خود، روزنامۀ کیهان تأکید کرد که در صورت وقوع جنگ اگر کشورهای جنوب خلیج فارس علیه آمریکا موضوع نگیرند، حکومت تهران آنها را نه فقط متحد آمریکا، بلکه دشمن جمهوری اسلامی تلقی خواهد کرد و متناسب با همین ارزیابی با آنها رفتار خواهد نمود. معنای روشن و بی پرده این سخن این است که جمهوری اسلامی ایران به بهانۀ زدن منافع و پایگاه های آمریکا در منطقه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را نیز هدف حمله قرار خواهد داد. چنین حمله ای از نظر نظامی برای جمهوری اسلامی ایران امکانپذیر است. هدف تهران از این تهدید این است که کشورهای عربی را وادارد که با اعمال فشار بر ایالات متحد آمریکا از اقدام نظامی آن علیه جمهوری اسلامی جلوگیری کنند. با این حال، پی آمد حملات احتمالی تهران به کشورهای منطقه برای جمهوری اسلامی ایران بسیار وخیم خواهد بود. تلقی بسیاری از ایرانیان - و نه فقط رهبران جمهوری اسلامی - با واقعیت امروز کشورهای منطقه فاصلۀ نجومی دارد. بسیاری از آنان گمان می کنند که مثلاً ابوظبی یا کویت یا امارات متحد عربی امروز در وضعیت پنجاه سال پیش خود به سر می برند. بسیاری از ایرانیان نمی دانند که اکنون نیروی هوایی قطر یا نیروی هوایی امارات بسیار از نیروی هوایی ایران نیرومندترند و اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد به یکی از این کشورها حمله بکند، در واقعیت خود را با همۀ کشورهای عرب منطقه درگیر می‌کند. واضح بگویم : اگر جمهوری اسلامی ایران به این کشورها حمله نکند، فقط با نیروی نظامی آمریکا و اسرائیل – که این البته بحث جداگانه‌ای را می طلبد – طرف خواهد بود. اما، اگر بخواهد به یکی از کشورهای عرب منطقۀ خلیج فارس حمله بکند، کلیه قوای نظامی شش کشور عرب حوزۀ خلیج فارس را علیه خود بسیج و وارد عمل خواهد کرد. و این برای ایران پی آمدهای بسیار وخیمی خواهد داشت. زیرا ممکن است در چنین صورتی این کشورها کلیه زیرساخت های ایران را هدف قرار بدهند و سه جزیرۀ ایران و حتی کل جزایر ایران در خلیج فارس را اشغال کنند. من امیدوارم که جمهوری اسلامی ایران مرتکب چنین خطایی نشود. [در این میان روسیه نیز به کمک جمهوری اسلامی نخواهد آمد و به این می توان حتی از خلال قرارداد اخیر نظامی دو کشور پی برد که گویا مخفیانه در دسامبر گذشته میان دو طرف امضا شده است]. مناسبات جمهوری اسلامی با روسیه مصداق مهر یک سره است. دلیلش هم واضح است : این جمهوری اسلامی است که خود را متحد راهبردی روسیه می داند. ولی ما هرگز نشنیده ایم که روسیه نیز از جمهوری اسلامی به عنوان متحد راهبردی خود یاد کرده باشد. سیستم های دفاع موشکی که در این قرارداد مورد اشاره قرار گرفته (از نوع «٩ک٣٣٣ وربا») احتمالاً معادل روسی موشک های بسیار قدیمی استینگر آمریکایی است که دولت واشنگتن در اختیار مجاهدان افغانستان در مقابل نیروی هوایی ارتش اشغالگر شوروی سابق قرار داده بود. افزون بر این، حتی قرار نیست که این موشک‌ها را روسیه امروز در اختیار جمهوری اسلامی بگذارد. با این حال، حتی اگر این موشک ها را مسکو همین امروز در اختیار تهران می گذاشت، از آنها در مقابل نیروی نظامی آمریکا کاری ساخته نبود.    در این بین نکته جالب تر این است که در وضعیت بحرانی کنونی که جمهوری اسلامی با خطر یک جنگ بزرگ روبرو است و در حالی که حکومت تهران کل دار و ندار خود - منافع ملی ایران که هیچ حتی منافع خود - را در طبق اخلاص به روسیه تقدیم می کند، دولت مسکو گفته است که همین موشک های «وربا» را نیز در فاصلۀ سال های ٢٠٢٩-٢٠٢٧ در اختیار تهران می گذارد، یعنی به تعبیر عامیانه «بعد از مرگ سهراب»».

    12 min
  7. Feb 24

    منشه امیر: حملۀ نظامی آمریکا به رژیم ایران از اواسط هفته آینده محتمل است

    منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه در اسرائیل، معتقد است که در صورت ناکامی گفتگوهای ژنومیان تهران و واشنگتن، ایالات متحد آمریکا ممکن است از اواسط هفته آینده حملۀ نظامی علیه جمهوری اسلامی را آغاز کند : سناریویی که به‌ گفته او نتیجه بن‌بست در مذاکرات، تمرکز کم‌سابقۀ نیروهای آمریکایی در منطقه و فشارهای راهبردی اسرائیل بر کاخ سفید است. محافل سیاسی و خبری ساعات آینده را برای تصمیم ترامپ درباره ایران سرنوشت‌ساز می دانند: رئیس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، در روزهای آینده یا با جمهوری اسلامی به توافق خواهد رسید یا چنانکه خود گفته و با نیروی نظامی کم سابقه‌ای که در منطقه متمرکز کرده به رژیم اسلامی ایران حمله خواهد کرد. منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه، در اسرائیل، بعید نمی داند که با شکست مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو میان نمایندگان تهران و واشنگتن، ایالات متحد آمریکا از اواسط هفته آینده به رژیم ایران حمله کند. او در توضیح این مطلب در مصاحبه با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه از جمله گفته است:  «حکومت ایران گرفتار یک تناقض بزرگ است هم می‌خواهد با ایالات متحد آمریکا به توافق برسد هم می‌خواهد از حق غنی سازی اورانیوم در داخل برخورد بماند و وقتی می گوید «حق غنی سازی اورانیوم در داخل» منظورش حفظ همۀ تأسیسات و سانتریقیوژهایی است که تاکنون میلیاردها دلار بابت شان هزینه کرده و کشور را به اینجایی که می بینیم رسانده است. حکومت ایران می‌خواهد همه اینها را حفظ کند تا در زمان مقتضی مثلاً در پایان دورۀ ریاست جمهوری پرزیدنت ترامپ برنامه هسته‌ای خود را از سر بگیرد. برنامۀ اتمی ایران در جریان جنگ دوازده روزه به کل نابوده نشد و اخبار و شواهدی در دست هست که نشان می دهند حکومت در پارچین، نطنز و فردو برخی فعالیت‌ها را از سر گرفته و قادر خواهد بود در دو سال آینده برنامۀ اتمی اش را مجدداً از سر بگیرد. ارزیابی من این است که بعد از مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو که امیدهای آمریکا را برای دستیابی به توافق با تهران نقش بر آب خواهد کرد، ایالات متحد آمریکا باید تصمیم بگیرد که جنگ را هر چه سریعتر آغاز بکند. اسرائیل هم آماده است. به گمان من اواسط هفته آینده زمینه برای آغاز جنگ آماده خواهد بود. البته بی تفاوتی و انفعال آقای ترامپ در قبال دهها هزار ایرانی که به دست حکومت ایران در دی ماه گذشته کشته شدند به هیچ وجه قابل پذیرش نیست و کاملاً باید آن را محکوم کرد. همین حالا که با هم گفتگو می کنیم اعتراض‌ها در ایران به ویژه در دانشگاه ها ادامه دارند و ملت ایران به حق انتظار دارد که رئیس جمهوری آمریکا سرکوب معترضان در ایران را ولو به طور لفظی نکوهش و محکوم کند. با این حال ایالات متحد آمریکا به دو علت وارد گفتگو با حکومت ایران شده است: علت اول این است که به کشورهای عرب منطقه، کشورهای اروپایی و سایر دولت‌هایی که با راه حل نظامی علیه رژیم ایران مخالفند نشان بدهد که هفته ها مذاکره با رژیم ایران و انتظار و انعطاف در قبال این حکومت بی نتیجه است و جمهوری اسلامی همچنان سرکشی می کند. علت دوم این است که دولت اسرائیل در تعاملاتش با آقای ترامپ او را متقاعد کرده که باید مشکل را به طور ریشه ای حل کرد. یعنی باید به کمک مردم ایران شتافت و ردۀ بالای سیاسی و نظامی حکومت ایران را نابود کرد و ضربات باید بگونه ای دقیق سپاه پاسداران را آماج قرار دهند تا این نیرو نتواند مردم ایران را سرکوب کند.  و خلاصه این که به این طریق مسیر برای خیزش مردم ایران علیه رژیم اسلامی هموار شود. این همان چیزی که اسرائیل در جریان جنگ داوزده روزه انتظار داشت و متحقق نشد، ولی اینبار می‌تواند عملی شود. برای انجام این مهم ایالات متحد آمریکا به زمان لازم به منظور انجام برخی تمرینات، طرحریزی‌ها و هدفگذاری‌ها و تمرکز نیروها در منطقه نیاز داشت. ارزیابی من این است که بعد از مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو که امیدهای آمریکا را برای دستیابی به توافق با تهران نقش بر آب خواهد کرد، ایالات متحد آمریکا باید تصمیم بگیرد که جنگ را هر چه سریعتر آغاز بکند. اسرائیل هم آماده است. به گمان من اواسط هفته آینده زمینه برای آغاز جنگ آماده خواهد بود. کشورهای عرب منطقه در ظاهر وانمود می کنند که مخالف جنگ با رژیم ایران هستند. ولی در باطن آنان امیدوارند که جنگ آینده رژیم ایران را  کاملاً نابود کند. اگر در فقدان توافق با تهران، ایالات متحد آمریکا منفعلانه منطقه را بدون هیچ اقدامی با ساز و برگ نظامی اش ترک کند و برود، این امر ضربۀ سختی به حیثیت ایالات متحد آمریکا در نزد کشورهای منطقه خواهد زد. به طوری که کشورهای عرب منطقه به متحدان دیگری روی خواهند آورد. چین و روسیه بسیار گستاخ خواهند شد. نهایتاً رژیم ایران نیز گستاخ تر از همیشه برنامه های موشکی و اقدام های بی ثبات کننده اش را در منطقه ادامه خواهد داد و برنامۀ هسته‌ای خود را نیز از سر خواهد گرفت.»

    14 min

Ratings & Reviews

5
out of 5
2 Ratings

About

چشم انداز روز به اندیشه در بارۀ رویدادهای گوناگون ایران، افغانستان و دیگر کشورهای جهان می‌پردازد. در این برنامه همراه با بازیگران و کارشناسان امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دریچه‌ای به وقایع روز می‌گشائیم و برای درک ژرف تر آنها تلاش می‌کنیم. کوشش ما در این گفتگوها آنست که از اسباب‌، انگیزه‌ها و تا آنجا که میسر است نتایج احتمالی پدیده‌ها و رویدادها پرده برداریم و پیوندها و گسستگی‌های میان آنها را آشکار کنیم.

More From ار.اف.ای / RFI فارسی