فضا و دیالکتیک

فضا و دیالکتیک

نشریه‌ی انتقادیِ آنلاین در حوزه‌ی مطالعات شهری، نظریه‌ی معماری، جغرافیای انسانی، و جغرافیای سیاسی

  1. 03/27/2022

    جلسه چهاردهم موخره

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    33 min
  2. 03/26/2022

    جلسه سیزدهم بخش دوم

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    1h 14m
  3. 03/25/2022

    جلسه سیزدهم بخش اول

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    1h 9m
  4. 03/24/2022

    جلسه دوازدهم بخش دوم

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    49 min
  5. 03/23/2022

    جلسه دوازدهم بخش اول

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    1h 45m
  6. 03/22/2022

    جلسه یازدهم

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    1h 25m
  7. 03/21/2022

    جلسه دهم بخش سوم

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    1h 12m
  8. جلسه دهم بخش دوم

    03/20/2022

    جلسه دهم بخش دوم

    برنامه‌ریزی شهری به عنوان نهادی مدرن، محصولِ روشنگری و عقلانیت مدرن است. گرچه می‌توان رد پای آن را در پلیس یونانی یافت و به همان سیاق بنیان‌های فکرِ برنامه‌ریزی را در آراء ارسطو و افلاطون رصد کرد، اما یک تفاوت بنیادیِ نهاد برنامه‌ریزی با سایر نهادها، در خودِ جهان غرب، متأخربودن آن است. تقریباً از اواخر دهه‌ی 1950 و اوایل دهه‌ی 1960 با تلاش‌های بنجامین هندلر و جان دایکمن و دیگران بود که نظریه‌پردازی و تأمل جدیِ نظری در باب برنامه‌ریزی آغاز شد و قلمروی نظریه‌ی برنامه‌ریزی به عنوان یک حوزه‌ی پژوهشی مستقل در اندیشکده‌ها و دانشکده‌های برنامه‌ریزی شهری متولد شد. از نخستین تلاش‌های قابل اشاره در این زمینه متونی هستند که کوشیدند با تکیه بر علوم سیاسی و اجتماعی در باب نقش برنامه‌ریزی و برنامه‌ریز در سپهر واقعیت غور و خوض کنند. در این دو دهه، به موازات تحولاتی که در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رخ می‌داد و موجبِ دگردیسی بسترهایی می‌گشت که برنامه‌ریزی شهری بر آنها بالیده بود، تأملات نظری در خصوص این قلمروی نوپدید نیز روز به روز شدت می‌گرفت و عرصه‌های تازه‌ای در آن گشوده می‌شد. این جریان پس از گذشت قریب به 70 سال همچنان در حال تحول و صیرورت است. با این همه، هنوز هیچ نشانی از اجماع میان پژوهشگران برنامه‌ریزی در باب چیستی قلمرو ی«نظریه‌ی برنامه‌ریزی» به چشم نمی‌خورد. باری، تلاش‌هایی برای دسته‌بندی نظریه‌ها انجام شده است. یکی از این دسته‌بندی‌ها نظریه‌های برنامه‌ریزی را به دوگانه‌ی محتوایی-رویه‌ای و تجویزی-توصیفی تقسیم می‌کند، بطوریکه حاصل آن چهار نوع نظریه‌ی رویه‌ای-تجویزی، رویه‌ای-توصیفی، محتوایی-تجویزی و محتوایی-توصیفی است. این سلسله جلسات، بر این اساس، می‌کوشد پس از اشاره‌ای مقدماتی به شرایط عینی و فکری ظهور برنامه‌ریزی شهری، به بررسی و تأمل در باب نظریه‌های رویه‌ای-هنجاری، از سال‌های دهه‌ی 1950 تا 1990، بپردازد.

    1h 38m

About

نشریه‌ی انتقادیِ آنلاین در حوزه‌ی مطالعات شهری، نظریه‌ی معماری، جغرافیای انسانی، و جغرافیای سیاسی