مهدی حمیدی شیرازی

شهروز کبیری

اینجا شعرهای دکتر مهدی حمیدی شیرازی را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

  1. مهدی حمیدی شیرازی | نامه‌ای به دخترم

    01/25/2025

    مهدی حمیدی شیرازی | نامه‌ای به دخترم

    ▨ نام شعر: نامه ای به دخترم ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ از تهران به نیویورک ــــــــــــــــــ نازنین، ای سپیدیِ روزم واپسین شادیِ شب‌افروزم ای ز یک لحظه اشتباهِ پدر چون پدر، غرق در گناهِ پدر بی‌گنه‌تفته ز آتشِ هستی داده کفارّهٔ دمی مستی از که نالم، که دشمنِ تو منم اهرمن کیست؟ من خود اهرمنم ما همه کشتگانِ یک نفسیم در قفس‌ماندگانِ یک هوسیم از بنِ خاک تا برِ افلاک خاک بر فرق هرکه آمد، خاک خرّما کشورا که آن عدم است نه در آن شام، نه سپیده‌دم است چند در بندِ این ریا بودن که نبودن به است یا بودن؟ گفت دانا که «بود» رنج‌کشی‌ست کاهشِ رنج، لذّت است و خوشی است هر که را در بلایِ بود شکی‌ست خوب‌وبدناشناخته محکی‌ست گر کسی بنگرد به باریکی  هست کمبودِ نور، تاریکی نور و ظلمت چو تار و پود نیَند ناخوشی و خوشی، دو بود نیَند ناخوشی‌ها همه ز هستی‌هاست دردِ هستی خمارِ مستی‌هاست گر مرا پایِ این خمار نبود دستِ تو در دهانِ مار نبود ور گناهی مرا به عالم نیست گر همین یک گنه بوَد کم نیست چه گناهی بتر ز کاشتن است؟ زرد کردن ز تشنه‌داشتن است؟ گر نه دانسته‌ای و نه دانی اینْت گفتارهای یزدانی خلقِ حوا و آدمِ شیدا رمزِ پنهان و قصهٔ پیدا معنیِ آن نکویِ زشت‌شده چون شده خلق، از بهشت شده معنیِ گول‌خورده و تفته چون به خود آمده ز خود رفته از بلندی خزیده زی پستی یعنی؛ از نیستی سوی هستی گندمی داده دردِ کاستنش یعنی؛ آتش کشیده خواستنش من تو را میلِ کاستن دادم هستی و دردِ خواستن دادم از حریم نهانی‌ات کندم در ضمیرِ ج

    7 min
  2. مهدی حمیدی شیرازی | مدرسه‌ها باز شده است

    01/22/2025

    مهدی حمیدی شیرازی | مدرسه‌ها باز شده است

    ▨ نام شعر: مدرسه ها باز شده است ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ پنجاه سال روز و شبم در تعب گذشت  تا اوستاد گشتم و مردِ مُجرّبی  امروز پای تا سر لرزم به خود چو بید  بینم چو کودکی بشتابد به مکتبی دانم که بینوا چه زبر زیرها شود  با عامل زمانه چنان اسم مُعربی گر وارهد ز جنگ و ز آتشفشان و سیل وز پنجه ی وبایی و سرطانی و تبی وآن‌هم خدا بخواهد و شیطان پر فریب هر لحظه‌اش به حیله نخواند به مذهبی   روزی که مویِ او همه چون پنبه شد سفید  یابد زمانه او را در خوردِ منصبی وآنگه اگر ز دیدهٔ او بنگری بر او  کبکی در هوای {آرزوی} عقابّی و مخلبی ***  جانم به لب رسید و بدینجا رسیده‌ام  کز آسمان نخواهم جز جان بر لبی  یعنی ز هرچه هست جز این آرزوم نیست  کاندر میانِ خواب ز گیتی روم شبی  چندان امان نیابم چون برق زود میر  کز سینه بر لب آرم فریاد یا ربی ▨ دکتر مهدی حمیدی شیرازی اول مهر ماه ۱۳۴۹ - تهران از کتاب فنون شعر و کالبدهای پولادین آن، صفحه ۱۳۹ ـــــــــ پی‌نوشت: مخلب: چنگال

    4 min
  3. مهدی حمیدی شیرازی | کرم پیله

    01/22/2025

    مهدی حمیدی شیرازی | کرم پیله

    ▨ نام شعر: کرمِ پیله ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ پاسخی به فریدون توللی عزیز ــــــــــــــــــ گر احوالم بخواهی ای سخندان همان احوال شومِ دردمندان نبینی گر مرا تا بنگری حال بزیر پتک بنگر حال سندان بگرید جان به زاری هر سحرگاه که در تن ماند و سر زد صبحِ خندان چو کرمِ پیله از تاری که رشتم درون خانهٔ خویشم به زندان به ببر استخوان‌بشکسته مانم که بهراسد ز سُمّ گوسفندان توانایی‌ست عین ناتوانی چو پستی گیرد اقبالِ بلندان به تار عنکبوت افتند در بند بسا رویین‌تنان و دیوبندان کَنند از بچه‌شیران، مورکان پوست بنالد شیر با آن چنگ و دندان لگدمالم به پای گاوریشان* گرفتارم به دست ریشخندان** به سوز مبهمی در گرمی خواب جهم از جای هر دم چون سپندان نه شادم از دم سنگین‌ضمیران نه مستم از لب نازک‌پرندان چه حاصل با سواران زمین‌گیر سخن گفتن ز جولان سمندان اگر زندان تن نشکستم از قهر گمان بردم که باقی نیست چندان بزرگا آنکه غمها کشت و دل بست به سیمین‌ساق این زرین‌کمندان ▨ دکتر مهدی حمیدی شیرازی دوازدهم امرداد ۱۳۵۰ - تهران از کتاب فنون شعر و کالبدهای پولادین آن، صفحه ۱۴۰ ـــــــــ پی‌نوشت اول: گاوریشان به معنی احمق‌ها پی‌نوشت دوم: ریشخندان به معنی مردم مسخره، مسخرگان

    4 min
  4. مهدی حمیدی شیرازی | دریای گوهر

    01/21/2025

    مهدی حمیدی شیرازی | دریای گوهر

    ▨ نام شعر: دریای گوهر ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ این شعر به فریدون توللی تقدیم شده است. ــــــــــــــــــ ای فریدون تا تو زادی بی‌گمان شهرِ من دریایی از گوهر بزاد با تو از ملک سخن در نظم و نثر آفتاب از پشت دوپیکر بزاد دهر را سحار زان خواند خرد کآنچه ناید عقل را باور بزاد ای بس آتشپارهٔ هستی‌فروز کز دلِ قرنی چو خاکستر بزاد بت‌شکن از پشتِ بتگر شد پدید دانی ابراهیم از آزر بزاد پس عجب ناید که از قحط وفا مهرورزی چون تو نام‌آور بزاد گر نه من ماندم نه صورتگر* چه باک گر سرآمد عمر نی شکر بزاد صبح صادق گر بشد در باختر پرتو خورشید از خاور بزاد رو بخوان در وصف خود با حکم عقل آنچه از آن کلک افسونگر بزاد "چون زمان عهد سنائی درنوشت آسمان چون من سخن‌گستر بزاد اول شب بوحنیفه درگذشت شافعی آخرشب از مادر بزاد"** ▨ دکتر مهدی حمیدی شیرازی ـــــــــ پی‌نوشت اول: مراد از صورتگر، لطفعلی صورتگر، از دوستان مشترک شاعر و فریدون توللی است. درکتر حمیدی شیرازی شعری در رثای لطفعلی صورتگر نیز سروده است که نام آن پادشاه بی‌تخت است و قبلا منتشر شد.  پی‌نوشت دوم: در بیت آخر از خاقانی است.

    3 min
  5. مهدی حمیدی شیرازی | ایران چه می‌گوید؟

    01/18/2025

    مهدی حمیدی شیرازی | ایران چه می‌گوید؟

    ▨ نام شعر: ایران چه می‌گوید ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ می‌کشندم از دو جانب این به سویی آن به سویی مُفتیان عقدم به شویی بسته، قاضی‌ها به شویی این گرفته گیسویم، آن یک گریبانم، خدایا هر دو گویندم گُلی، گل را نباشد پشت و رویی ای خدا، ای آسمان، ای آسمان‌ها، ای خدایان! همنشینِ سنگ خارا کی شود، کی شد، سبویی؟ من هنوز از طاقِ بستان دارم از عدلی نشانی من هنوز از تختِ جم دارم ز فرّی گفت و گویی داشتم مُلکی که می‌پیمود خورشیدش به روزی یعنی از سویی‌ش پیدا می‌شد و پنهان به سویی از حلب تا کاشغر بر خاتمم حرفِ نگینی آب و جاهِ سنجرم از بحرِ بی‌پایاب جویی دید این خورشید و می‌داند که روی این زمین‌ها از اسیران جهان بشنید روزی های و هویی دید این خورشید و می‌داند که شاهان جهان را بوسه بر درگاه من می‌بود سنگین آرزویی بی‌گمان زآن رفتگان اکنون کسی گر باز گردد اشک‌ریزان گوید ای ایران! تو ایرانی؟ تو اویی؟ من دیاری بودم از فرخندگی رشک بهشتی! من زمینی بودم از خوبی چو رخسار نکویی سر به سر نخجیرگاهی از پیِ نخجیرگاهی! جا به جا لغزنده جویی از بَرِ لغزنده جویی! آنک آن‌جا بود، کانجا کرد پرویزی شکاری! اینک این‌جا بود، کاین‌جا شانه زد شیرین به مویی! خود همین‌جا بود؛ کاین‌جا تاخت بهرامی به گوری پای آهویی ز پیکان دوخت بر پشت سروئی!(1) بوسه زد بر سمّ ِ اسبِ شاه، این‌جا پادشاهی ضبط کرد این نقش را کوهی و تصدیقِ عدویی! خم شد این‌جا پشت قیصر تا ببوسد سمّ ِ اسبی! خرد شد آن‌جا سپاهی، ملّتِ پرخاشجویی! بود در هرگوشه‌ای چون بیشه شیری، نامداری! بود در هر دامنی چون کوه‌ببری، تندخویی

    9 min

About

اینجا شعرهای دکتر مهدی حمیدی شیرازی را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk