شعر با صدای شاعر

Schahrouz Kabiri

شعر معاصر و ادبیات ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید. دانلود و شعرهای بیشتر در تلگرام ما. ادبیات | شعر | غزل | ترانه | شعر نو | هنر | هوشنگ ابتهاج | احمد شاملو | شعرخوانی | براهنی | شهریار Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  1. سیاوش کسرایی | پس از من شاعری آید

    1d ago

    سیاوش کسرایی | پس از من شاعری آید

    ▨ نام شعر: پس از من شاعری آید ▨ شاعر: سیاوش کسرایی ▨ با صدای: سیاوش کسرایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــ  پس از من شاعری آید  که اشکی را که من در چشم رنج افروختم  خواهد سِتُرد پس از من شاعری آید  که قدرِ ناله‌هایی را که گستردم نمی‌داند  گلوی نغمه‌های درد را  خواهد فشرد پس از من شاعری آید  که در گهوارهٔ نرمِ سخن‌هایم، شنیده لای‌لایِ من  که پیوندِ طلایی دارد او با من  و این پیوندِ روشن، قطره‌های شعرهای بی‌کرانِ ماست  ولی بیگانه‌ام با او  و او در دشت‌های دیگری گردونه می‌تازد پس از من شاعری آید  که شعر او بهارِ بارور در سینه اندوزد  نمی‌انگیزدش رقص شکوفه‌های شومِ شاخهٔ پاییز  که چشمانش نمی‌پوید  سکوتِ ساحل تاریک را، چون دیدهٔ فانوس و او شعری برای رنجِ یک حسرت  که بر اشکی‌ست آویزان  نمی‌سازد پس ازمن شاعری آید  که می‌خندند اشعارش که می‌بویند آواهای خودرویش  چو عطرِ سایه‌دار و دیرمانِ یک گلِ نارنج  که می‌روبند الحانش غبارِ کاروان‌های قرونِ درد و خاموشی پس از من شاعری آید  که رنگی تازه دارد رنگدانِ او  زداید صورتِ خاکستر از کانون آتش‌های گرمِ خاطرِ فردا  زند بر نقشِ خونینِ ستم  رنگِ فراموشی پس از من شاعری آید  که توفان را نمی‌خواهد  نمی‌جوید امیدی را درون یک صدف در قعرِ دریاها  نمی‌شوید به موجِ اشک  چشمِ آرزویش را  پس از من شاعری ‌آید  که می‌روبد بساط شعرهای پیش که می‌کوبد همه گل‌ها به پایِ خویش نمی‌گیرد به خود زیباییِ پرپر  نگاهِ جست و جویش را پس از من شاعری آید  که با چشمم ندارد آشنایی آسمان‌های خیالِ او  و او شاید نداند  می‌مکد نشت جوانی را ز لب‌های جهانِ من  و یا شاید نداند  غنچه‌های عمرِ ناسیرابِ من بشکفته در کامش و یا شاید نداند  در سحرگاهِ ورودش همچو شب من رنگ خواهم باخت پس از من شاعری آید  که من لب‌های او را در دهانِ شعرهای خویش می‌بوسم  اگرچه او نخواهد ریخت اشکی بر مزارِ من  من او را در میانِ اشک و خون خلق می‌جویم  و من او را درونِ یک سرودِ فتح خواهم ساخت ▨ سیاوش کسرایی بیست‌وچهارم آذر ماه سال ۱۳۳۰ از دفتر شعر آوا Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  2. محمد مختاری | بی‌خوابی

    4d ago

    محمد مختاری | بی‌خوابی

    ▨ نام شعر: بی‌خوابی ▨ شاعر: محمد مختاری ▨ با صدای: محمد مختاری ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ______________________ چه فرق می‌کرد زندانی در چشم‌انداز باشد یا دانشگاهی؟ اگر که رویا تنها احتلامی بود بازی‌گوشانه تشنج پوستم را که می‌شنوم، سوزن سوزن که می‌شود کف پا علامت این است که چیزی خراب می‌شود دمی که یک کلمه هم زیادی‌ست درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار سایه‌ی دستی‌ست که می‌پندارد دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل ِجسم حد ِزبان را رعایت کند؟ چه تازیانه کف پا خورده باشد چه از فشار ِخونی موروث در رنج بوده باشی قرار جایش را می‌سپارد به بی‌قراری که وقت و بی‌وقت سایه به سایه رگ به رگ دنبالت کرده است تا این خواب تظاهرات تورم را طی می‌کنم در گذر دلالان سر چهار راه صدای درشت می‌پرسد ویدئو مخرب‌تر است یا بمب اتم؟ مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند صدای زنگ ِ فلز در دندان‌های طلا و خارش کپک در لاله‌های گوش نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است نه سینما و نه مهمانی در تاریخ هجوم کاشفانی با تاخیر ِحضور هزار کس می‌آیند و هزار کس می‌روند و هیچ‌کس هیچ‌کس را به خاطر نمی‌آورد صدا همان که می‌شنوی نیست سگ از سکوت به وجد می‌آید و دزد بر سر بام بلند سماع می‌کند با ماه زبان عزیز‌تر است اکنون یا دهان؟ که سنگ راه ِ دهان را هزار بار تمرین کرده است صدا که می‌شکند حرف که چرک می‌کند جمله‌ها که نقطه‌چین می‌شوند پیری یا بچه‌ای که خود را می‌کُشد تازه معنا روشن می‌شود سگی که می‌افتاد در نمکزار و این نمک که خود افتاده است خلاف رای اولوا الالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد یا شب مثل آزادی زنگ زَنَد گچ ِسفید جای سرت را نشان می‌دهد که چند سالی انگار در اینجا می‌نشسته‌ای و رد انکارت افتاده است بر دیوار یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت گذاره‌ای اصلا نا‌تمام و تازه این بی‌تابی که هیچ چیز آرامَش نمی‌کند در التهاب درهایی که باز می‌شوند و درهایی که بسته می‌شوند کتاب‌هایی که باز می‌شوند و دست‌هایی که بسته می‌شوند دست‌هایی که سنگ‌ها را می‌پرانند و سارهایی که از درخت‌ها می‌پرند درخت‌هایی که دار می‌شوند دهان‌هایی که کج می‌شوند زبان‌هایی که لال‌مانی می‌گیرند صدای گُنگ و چشم‌انداز ِگُنگ و خواب گُنگ و همهمه که می‌انبوهد می‌ترکد رویا که تکه‌تکه می‌پراکند دانشگاهی که حل می‌شود در زندانی و چشم اندازی که از هم می‌پاشد خوابی که می‌شِکَند در چشم و چشم که میخ می‌شود در نقطه‌ای و نقطه که می‌ماند مَنگ در گوشه‌ای از کاسه سَر که همچنان غلت می‌خورد غلت می‌خورد غلت می‌خورد ▨ محمد مختاری - تهران ۱۸ امرداد ماه ۱۳۷۴   از مجموعه شعر وزن دنیا صفحه‌ی ۷۵ ______________________ این خوانش در تاریخ ۱۸ فروردین ماه ۱۳۷۷ انجام شده؛ یعنی نه ماه پیش از قتل دردناک او Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    6 min
  3. بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب

    5d ago

    بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب

    ▨ نام شعر: بنشینم و صبر پیش گیرم، دنبالهٔ کار خویش گیرم ▨ شاعر: سعدی ▨ با صدای: دکتر محمدجعفر محجوب ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــ ای سرو بلندِ قامت دوست وه وه که شمایلت چه نیکوست در پای لطافت تو میراد هر سرو سهی که بر لب جوست نازک بدنی که می‌نگنجد در زیر قبا چو غنچه در پوست مه پاره به بام اگر برآید که فرق کند که ماه یا اوست؟ آن خرمن گل نه گل که باغ است نه باغ ارم که باغ مینوست این {آن} گوی مُعَنْبَرست در جَیب؟ یا بوی دهان عنبرین بوست؟ خون دل عاشقان مشتاق در گردن دیدهٔ بلاجوست در حلقهٔ صَولَجان زلفش بیچاره دلم فتاده {دل اوفتاده} چون گوست می‌سوزد و همچنان هوادار می‌میرد و همچنان دعاگوست من بندهٔ لعبتان سیمین کاخر دل آدمی نه از روست بسیار ملامتم بکردند کاندر پی او مرو که بدخوست ای سخت‌دلان سست‌پیوند {سست‌پیمان} این شرط وفا بوَد که بی‌دوست بنشینم و صبر پیش گیرم؟ دنبالهٔ کار خویش گیرم؟  [بند ۱] بگذشت و نظر {نگه} نکرد با من در پای کشان، ز کبر دامن دو نرگسِ مستِ نیم‌خوابش در پیش و به حسرت از قفا من ای قبلهٔ عاشقان {دوستان} مشتاق گر با همه آن کنی که با من بسیار کسان که جان شیرین در پای تو ریزد اوّلا من گویندم ازو نظر بپرهیز پرهیز ندانم از قضا من گفتم که شکایتی بخوانم از دست تو نزد {پیش} پادشا من کاین سخت‌دلی و سست‌مهری جرم از طرف تو بود یا من؟ دیدم که نه شرط مهربانی‌ست گر بانگ برآرم از جفا من گر سر برود فدای پایت دست از تو نمی‌کنم رها من جز وصل توام حرام بادا حاجت که بخواهم از خدا من هرگز نشنیده‌ام {نشنیده‌ای} که یاری بی‌یار صبور بود تا من بنشینم و صبر پیش گیرم دنبالهٔ کار خویش گیرم [بند ۸] ای روی تو آفتاب عالم انگشت نمای آل آدم احیای روان مردگان را بویت نفس مسیح مریم بر جان عزیزت آفرین باد بر جسم شریفت اسم اعظم محبوب منی چو دیدهٔ راست ای سرو روان به ابروی خم دستان که تو داری ای پری‌روی بس دل ببری به کَفّ و مِعْصَم تنها نه منم اسیر عشقت خلقی مُتَعَشِّقند و من هم شیرین جهان تویی به تحقیق بگذار حدیث ما تَقَدَّم خوبیت مُسَلَّمست و ما را صبر از تو نمی‌شود مُسَلَّم تو عهد وفای خود شکستی وز جانب ما هنوز محکم مگذار که خستگان بمیرند دور از تو در {به} انتظار مرهم بی‌ما تو به سر بری همه عمر من بی‌تو گمان مبر که یک‌دم بنشینم و صبر پیش گیرم دنبالهٔ کار خویش گیرم [بند ۹] ▨ سعدی ــــــــــــــــ پی‌نوشت اول: آنچه می‌شنوید، خوانش دکتر محمدجعفر محجوب از بندهای ۱ و ۸ و ۹ از ترجیع‌بند مشهور سعدی است. این خوانش مربوط است به تدریس درس فارسی پیشرفته توسط دکتر محجوب، در دانشگاه برکلی آمریکا. پی‌نوشت دوم: متن شعر با خوانش دکتر محجوب تفاوتهایی دارد. بعضاً برخی ابیات خوانده نمی‌شود و یا در خوانش، توالی ابیات متفاوت است. برای تفاوتهای واژگان بین نسخۀ نوشتاری و خوانش؛ شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  4. شهیار قنبری | حرف

    Jun 12

    شهیار قنبری | حرف

    ▨ نام شعر (ترانه): حرف ▨ شاعر: شهیار قنبری ▨ با صدای: شهیار قنبری ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــ اگه سبزم، اگه جنگل اگه ماهی، اگه دريا اگه اسمم همه‌جا هست روی لب‌ها، تو كتابا اگه رودم؛ رودِ «گنگ»ام مث بودا*، اگه پاک اگه نوری به صليبم اگه گنجی زير خاک واسه تو قدِ يه برگم پيشِ تو؛ راضی به مرگم اگه پاكم مث معبد اگه عاشق مث هندو مث بندر واسه قايق واسه قايق، مث پارو اگه عكس «چل‌ستون»ام اگه شهری بی‌حصار واسه آرش تيرِ آخر واسه جاده يه سوار واسه تو قدِ يه برگم پيشِ تو؛ راضی به مرگم اگه قيمتی‌ترين سنگِ زمينم توی تابستونِ دستایِ تو برفم اگه حرفای قشنگِ هر كتابم برای اسم تو چند تا دونه حرفم اگه سيلم، پيش تو قد يه قطره اگه كوهم، پيش تو قد يه سوزن اگه تن‌پوشِ بلند هر درختم پيش تو اندازه‌ی دگمه‌ی پيرهن واسه تو قدِ يه برگم پيشِ تو؛ راضی به مرگم اگه تلخی مث نفرين اگه تندی مث رگبار اگه زخمی، زخم كهنه بغضِ يک در، رو به ديوار اگه جامِ شوكرانی تو عزيزی، مث آب اگه ترسی، اگه وحشت مثِ مردن توی خواب واسه تو قد يه برگم پيشِ تو؛ راضی به مرگم ▨ شهیار قنبری لندن ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) از کتاب «دریا در من» چاپ نگاه صفحه ۱۶۶ ــــــــــــــــ * در اجرا واژه‌ی «بودا»، «مریم» شده‌است. پی‌نوشت: آهنگ و تنظیم این ترانه را واروژان انجام داده و خانم گوگوش اجرا کرده است. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    4 min
  5. اسماعیل خویی | وقتی که من بچه بودم

    Jun 11

    اسماعیل خویی | وقتی که من بچه بودم

    ▨ نام شعر: وقتی که من بچه بودم ▨ شاعر: اسماعیل خویی ▨ با صدای: اسماعیل خویی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ وقتی که من بچه بودم پروازِ یک بادبادک می‌بردَت از بام‌های سحرخیزیِ پلک تا نارنج‌زارانِ خورشید آه آن فاصله‌های کوتاه وقتی که من بچه بودم خوبی زنی بود که بوی سیگار می‌داد و اشک‌های درشتش از پشت آن عینک ذره‌بینی با صوت قرآن می‌آمیخت وقتی که من بچه بودم آب و زمین و هوا بیشتر بود و جیرجیرک شب‌ها در متن موسیقیِ ماه و خاموشی ژرف آواز می‌خواند وقتی که من بچه بودم لذت خطی بود از سنگ تا زوزۀ آن سگِ پیرِ رنجور آه آن دست‌های ستمکارِ معصوم {مظلوم} وقتی که من بچه بودم می‌شد ببینی آن قمری ناتوان را که بالش زین سوی قیچی با باد می‌رفت می‌شد آری می‌شد ببینی و با غروری به بی‌رحمی بی‌ریایی تنها بخندی وقتی که من بچه بودم در هر هزاران و یک شب یک قصه بس بود تا خواب و بیداری خوابناکت سرشار باشد وقتی که من بچه بودم زور خدا بیشتر بود وقتی که من بچه بودم بر پنجره‌های لبخند اهلی‌ترین سارهای سرور آشیان داشتند. آه! آن روزها گربه‌های تفکر چندین فراوان نبودند وقتی که من بچه بودم مردم نبودند وقتی که من بچه بودم غم بود اما کم بود ▨  اسماعیل خویی ــــــــــــــــــــــــ پی‌نوشت اول: این شعر با صدای فرهاد مهراد و در آلبوم برف، اجرا شده است. پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    4 min

Ratings & Reviews

5
out of 5
4 Ratings

About

شعر معاصر و ادبیات ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید. دانلود و شعرهای بیشتر در تلگرام ما. ادبیات | شعر | غزل | ترانه | شعر نو | هنر | هوشنگ ابتهاج | احمد شاملو | شعرخوانی | براهنی | شهریار Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

You Might Also Like