احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

شهروز کبیری

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

  1. Jul 5

    احمد شاملو | اشارتی

    ▨ نام شعر: اشارتی ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ پیش از تو       صورتگران            بسیار از آمیزه‌ی برگ‌ها           آهوان برآوردند؛ یا در خطوطِ کوهپایه‌یی              رمه‌یی که شبان‌اش در کج و کوجِ ابر و ستیغِ کوه                          نهان است؛ یا به سیری و سادگی در جنگلِ پُرنگارِ مه‌آلود گوزنی را گرسنه که ماغ می‌کشد. تو خطوطِ شباهت را تصویر کن: آه و آهن و آهکِ زنده دود و دروغ و درد را. ــ که خاموشی         تقوای ما نیست. □ سکوتِ آب می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛ سکوتِ گندم می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛ همچنان که سکوتِ آفتاب                ظلمات است ــ اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست: غریو را تصویر کن! عصرِ مرا در منحنی‌ تازیانه به نیش‌خطِ رنج؛ همسایه‌ی مرا بیگانه با امید و خدا؛ و حرمتِ ما را که به دینار و درم برکشیده‌اند و فروخته. □ تمامی‌ِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم       که به کار آید چرا که تنها یک سخن              یک سخن در میانه نبود: ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن! ▨  احمد شاملو - چهاردهم اسفند ماه ۱۳۵۱ از دفتر شعر ابراهیم در آتش

    احمد شاملو | اشارتی
  2. Jun 14

    احمد شاملو | کسی را اعتراضی هست؟

    ▨ نام گردانه: کسی را اعتراضی هست؟ ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ ... (کسی را اعتراضی هست؟) و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز از تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست. ... دیری‌ است تا دَم بر نیاورده‌ام اما اکنون هنگامِ آن است که از جگر فریادی برآرم که سرانجام اینک شیطان که بر من دست می‌گشاید. ... صفِ پیادگانِ سرد آراسته است و پرچم با هیبتِ رنگین برافراشته. تشریفات در ذُروه‌ی کمال است و بی‌نقصی است راست در خورِ انسانی که برآنند تا همچون فتیله‌ی پُردودِ شمعی بی‌بها به مقراضش بچینند. ... (کسی را اعتراضی هست؟)  ▨  احمد شاملو - ۲۰ تیرِ ۱۳۶۳  بخشی از شعر در جدال با خاموشی از دفتر شعر «مدایح بی‌صله» ـــــــــــــــ پی‌نوشت اول: سه‌نقطه یعنی شعر در آنجا برش خورده و پیوسته نیست. پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخۀ چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد { } آمده است.

    احمد شاملو | کسی را اعتراضی هست؟
  3. Jun 9

    احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش دوم)

    ▨ نام شعر: در جدال با خاموشی (بخش دوم) ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ ۲ در بیمارستانی که بسترِ من در آن به جزیره‌یی در بی‌کرانگی می‌مانَد گیج و حیرت‌زده به هر سویی چشم می‌گردانم: این بیمارستان از آنِ خنازیریان نیست. سلاطونیان و زنانِ پرستارش لازم و ملزومِ عشرتی بی‌نشاطند. جذامیان آزادانه می‌خرامند، با پلک‌های نیم‌جویده و دو قلب در کیسه‌ی فتق و چرکابه‌یی از شاش و خاکشی در رگ با جاروهای پَر بر سرنیزه‌ها به گردگیریِ ویرانه. راهروها با احساسِ سهمگینِ حضورِ سایه‌یی هیولا که فرمانِ سکوت می‌دهد محورِ خوابگاه‌هایی‌ست با حلقه‌های آهن در دیوارهای سنگ و تازیانه و شمشیر بر دیوار. اسهالیان شرم را در باغچه‌های پُرگُل به قناره می‌کشند و قلبِ عافیت در اتاقِ عمل می‌تپد در تشتکِ خلاب و پنبه میانِ خُرناسه‌ی کفتارها زیرِ میزِ جراح. اینجا قلبِ سالم را زالو تجویز می‌کنند تا سرخوش و شاد همچون قناری مستی به شیرین‌ترین ترانه‌ی جانت نغمه سردهی تا آستانِ مرگ که می‌دانی امنیت بلالِ شیرْدانه‌یی‌ست که در قفس به نصیب می‌رسد، تا استوارِ پاسدارخانه برگِ امان در کَفَت نهد و قوطی مُسکن‌ها را در جیبِ روپوشت: ــ یکی صبح یکی شب، با عشق! □ اکنون شبِ خسته از پناهِ شمشادها می‌گذرد و در آشپزخانه هم‌اکنون دستیارِ جراح برای صبحانه‌ی سرپزشک شاعری گردنکش را عریان می‌کند (کسی را اعتراضی هست؟)  و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز از تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست. □ عُریان بر میزِ عمل چاربندم اما باید نعره‌یی برکشم شرفِ کیهانم آخر هابیلم من و در کدوکاسه‌ی جمجمه‌ام چاشتِ سرپزشک را نواله‌یی هست. به غریوی تلخ نواله را به کامش زهرِ افعی..

    احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش دوم)
  4. Jun 7

    احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش اول)

    ▨ نام شعر: در جدال با خاموشی (بخش اول) ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ ۱ من بامدادم سرانجام خسته بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم. هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست، که پیش از آنکه باره برانگیزی آگاهی که سایه‌ی عظیمِ کرکسی گشوده‌بال بر سراسرِ میدان گذشته است: تقدیر از تو گُدازی خون‌آلوده در خاک کرده است و تو را دیگر از شکست و مرگ گزیر نیست. من بامدادم شهروندی با اندام و هوشی متوسط. نَسبَم با یک حلقه به آوارگانِ کابل می‌پیوندد. نامِ کوچکم عربی‌ست نامِ قبیله‌یی‌ام تُرکی کُنیَتَم پارسی. نامِ قبیله‌یی‌ام شرمسارِ تاریخ است و نامِ کوچکم را دوست نمی‌دارم (تنها هنگامی که تواَم آواز می‌دهی این نام زیباترین کلامِ جهان است و آن صدا غمناک‌ترین آوازِ استمداد). در شبِ سنگینِ برفی بی‌امان بدین رُباط فرود آمدم هم از نخست پیرانه خسته. در خانه‌یی دلگیر انتظارِ مرا می‌کشیدند کنارِ سقاخانه‌ی آینه نزدیکِ خانقاهِ درویشان. (بدین سبب است شاید که سایه‌ی ابلیس را هم از اول همواره در کمینِ خود یافته‌ام). در پنج‌سالگی هنوز از ضربه‌ی ناباورِ میلادِ خویش پریشان بودم و با شغشغه‌ی لوکِ مست و حضورِ ارواحیِ خزندگانِ زهرآگین برمی‌بالیدم بی‌ریشه بر خاکی شور در برهوتی دورافتاده‌تر از خاطره‌ی غبارآلودِ آخرین رشته‌ی نخل‌ها بر حاشیه‌ی آخرین خُشک‌رود. در پنج‌سالگی بادیه بر کف در ریگزارِ عُریان به دنبالِ نقشِ سراب می‌دویدم پیشاپیشِ خو

    احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش اول)
  5. Jun 7

    احمد شاملو | من مرگ را

    ▨ نام شعر: من مرگ را ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که در من می‌گذرد. اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چون جوبارِ آهن در من می‌گذرد. اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چونان دریایی از پولاد و سنگ در من می‌گذرد. □ در گذرگاهِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردم در گذرگاهِ باران سرودی دیگرگونه آغاز کردم در گذرگاهِ سایه سرودی دیگرگونه آغاز کردم. نیلوفر و باران در تو بود خنجر و فریادی در من، فواره و رؤیا در تو بود تالاب و سیاهی در من. در گذرگاهت سرودی دیگرگونه آغاز کردم. □ من برگ را سرودی کردم سرسبزتر ز بیشه من موج را سرودی کردم پُرنبض‌تر ز انسان من عشق را سرودی کردم پُرطبل‌تر ز مرگ سرسبزتر ز جنگل من برگ را سرودی کردم پُرتپش‌تر از دلِ دریا من موج را سرودی کردم پُرطبل‌تر از حیات من مرگ را سرودی کردم. ▨  احمد شاملو - آذر ماه ۱۳۴۰ از دفتر لحظه‌ها و همیشه

    احمد شاملو | من مرگ را

Ratings & Reviews

5
out of 5
5 Ratings

About

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

You Might Also Like