احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

شهروز کبیری

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

  1. May 19

    احمد شاملو | از عموهایت | نسخه‌ی سوم با صدای پسر شاملو

    ▨ نام شعر: از عموهایت (نسخه‌ی سوم)  ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: سیروس شاملو (پسر شاعر) ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــ تقدیم نامه‌ی شاعر: برای سیاوش کوچک (توضیح: این شعر در رثای مرتضی کیوان سروده شده) ــــــــــــــــ نه به‌خاطر آفتاب نه به‌خاطر حماسه به‌خاطر سایه‌ی بام کوچک‌اش به‌خاطر ترانه‌یی کوچک‌تر از دست‌های تو نه به‌خاطر جنگل‌ها نه به‌خاطر دریا به‌خاطر یک برگ به‌خاطر یک قطره روشن‌تر از چشم‌های تو نه به‌خاطر دیوارها ــ به‌خاطر یک چپر نه به‌خاطر همه انسان‌ها ــ به‌خاطر نوزاد دشمن‌اش شاید نه به‌خاطر دنیا ــ به‌خاطر خانه‌ی تو به‌خاطر یقین کوچک‌ات که انسان دنیایی است به‌خاطر آرزوی یک لحظه‌ی من که پیش تو باشم به‌خاطر دست‌های کوچک‌ات در دست‌های بزرگ من و لب‌های بزرگ من بر گونه‌های بی‌گناه تو به‌خاطر پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله‌می‌کنی به‌خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای به‌خاطر یک لبخند هنگامی که مرا در کنار خود ببینی به‌خاطر یک سرود به‌خاطر یک قصه در سردترین شب‌ها تاریک‌ترین شب‌ها به‌خاطر عروسک‌های تو، نه به‌خاطر انسان‌های بزرگ به‌خاطر سنگ‌فرشی که مرا به تو می‌رساند، نه به خاطر شاه‌راه‌های دوردست به‌خاطر ناودان، هنگامی که می‌بارد به‌خاطر کندوها و زنبورهای کوچک به‌خاطر جار سپید ابر در آسمان بزرگ آرام به‌خاطر تو به‌خاطر هر چیز کوچک هر چیز پاک برخاک‌افتادند به‌یادآر عموهای‌ات را می‌گویم از مرتضا سخن‌می‌گویم. ▨  احمد شاملو ۱۳۳۴ ــــــــــــ مرتضی کیوان در پی پناه دادن به سه تن از نظامیان فراری حزب توده در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستگیر و به جرم خیانت، در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد

    3 min
  2. 12/22/2025

    احمد شاملو | سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

    ▨ نام شعر: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــــــــــ قناعت‌وار      تکیده بود باریک و بلند چون پیامی دشوار            که در لغتی   با چشمانی از سوآل و       عسل و رُخساری برتافته از حقیقت و        باد. مردی با گردشِ آب مردی مختصر         که خلاصه‌ی خود بود. خرخاکی‌ها در جنازه‌ات به سوءِظن می‌نگرند. □ پیش از آن که خشمِ صاعقه خاکسترش کند تسمه از گُرده‌ی گاوِ توفان کشیده بود. آزمونِ ایمان‌های کهن را بر قفلِ معجرهای عتیق               دندان فرسوده بود. بر پرت‌افتاده‌ترینِ راه‌ها              پوزار کشیده بود رهگذری نامنتظر که هر بیشه و هر پُل آوازش را می‌شناخت. □ جاده‌ها با خاطره‌ی قدم‌های تو بیدار می‌مانند که روز را پیشباز می‌رفتی، هرچند     سپیده        تو را از آن پیش‌تر دمید که خروسان        بانگِ سحر کنند. □ مرغی در بال‌هایش شکفت زنی در پستان‌هایش باغی در درختش. ما در عتابِ تو می‌شکوفیم در شتابت ما در کتابِ تو می‌شکوفیم در دفاع از لبخندِ تو            که یقین است و باور است. دریا به جُرعه‌یی که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند. ▨  احمد شاملو تهران ۱۳۴۸ از

    3 min
  3. 12/15/2025

    احمد شاملو | مرثیه | در خاموشی فروغ فرخ‌زاد

    ▨ نام شعر: مرثیه ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــــــــــ در خاموشیِ فروغ فرخ‌زاد ـــــــــــــــــــــــــ به جُستجوی تو بر درگاهِ کوه می‌گریم، در آستانه‌ی دریا و علف. به جُستجوی تو در معبرِ بادها می‌گریم در چارراهِ فصول، در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی که آسمانِ ابرآلوده را             قابی کهنه می‌گیرد. به انتظارِ تصویرِ تو این دفترِ خالی          تا چند تا چند     ورق خواهد خورد؟ □ جریانِ باد را پذیرفتن و عشق را که خواهرِ مرگ است. ــ و جاودانگی        رازش را            با تو در میان نهاد. پس به هیأتِ گنجی درآمدی: بایسته و آزانگیز           گنجی از آن‌دست که تملکِ خاک را و دیاران را                  از اینسان                       دلپذیر کرده است! □ نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد ــ متبرک باد نامِ تو! ــ و ما همچنان دوره می‌کنیم شب را و روز را هنوز را… ▨  احمد شاملو بیست‌ونهم بهمن ماه ۱۳۴۵ از دفتر شعر مرثیه‌های خاک

    2 min
  4. 12/04/2025

    احمد شاملو | در آستانه

    ▨ نام شعر: در آستانه ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ در ابتدا صدای محمود دولت‌آبادی را می‌شنوید. ـــــــــــــــــ باید اِستاد و فرود آمد بر آستانِ دری که کوبه ندارد، چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و اگر بی‌گاه به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید. کوتاه است در، پس آن به که فروتن باشی. آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بود آنجا تا آراستگی را پیش از درآمدن در خود نظری کنی هرچند که غلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهمِ توست نه انبوهی‌ِ مهمانان، که آنجا تو را کسی به انتظار نیست. که آنجا جنبش شاید، اما جُنبنده‌یی در کار نیست: نه ارواح و نه اشباح و نه قدیسانِ کافورینه به کف نه عفریتانِ آتشین‌گاوسر به مشت نه شیطانِ بُهتان‌خورده با کلاهِ بوقیِ منگوله‌دارش نه ملغمه‌ی بی‌قانونِ مطلق‌های مُتنافی. ــ تنها تو آنجا موجودیتِ مطلقی، موجودیتِ محض، چرا که در غیابِ خود ادامه می‌یابی و غیابت حضورِ قاطعِ اعجاز است. گذارت از آستانه‌ی ناگزیر فروچکیدن قطره‌ قطرانی‌ است در نامتناهی‌ ظلمات: «ــ دریغا ای‌کاش ای‌کاش قضاوتی قضاوتی قضاوتی درکار درکار درکار می‌بود!» ــ شاید اگرت توانِ شنفتن بود پژواکِ آوازِ فروچکیدنِ خود را در تالارِ خاموشِ کهکشان‌های بی‌خورشیدــ چون هُرَّستِ آوارِ دریغ می‌شنیدی: «ــ کاشکی کاشکی داوری داوری داوری درکار درکار درکار درکار…» اما داوری آن سوی در نشسته است، بی‌ردای شومِ قاضیان. ذاتش درایت و انصاف هیأتش زما

    11 min

Ratings & Reviews

5
out of 5
5 Ratings

About

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

You Might Also Like