لایق شیرعلی (Лоиқ Шералӣ)

شهروز کبیری

اینجا شعرهای لایق شیرعلی را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk

Episodes

  1. لایق شیرعلی | غم‌هات مبارک باد

    01/18/2025

    لایق شیرعلی | غم‌هات مبارک باد

    ▨ نام شعر: غم هات مبارک باد ▨ شاعر: لایق شیرعلی ▨ با صدای: لایق شیرعلی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در تاب و تبت بینم، بی‌خوابِ شبت بینم هر لحظه و هر ساعت، حالِ عجبت بینم دارا شده‌ای ای دل، غم‌هات مبارک باد! از سنگ شرر خواهی، از یار نظر خواهی از موی مدد جویی، از عشق اثر خواهی بینا شده‌ای ای دل، پیدات مبارک باد! لبریز هوس‌هایی، سرشار تمنایی در سینه نمی‌گنجی از شوق دل‌آرایی احیا شده‌ای ای دل، احیات مبارک باد!‌ پهنای جهان گردی، پیدا و نهان گردی، گه سبزه‌صفت رقصی، گه برگ خزان گردی «عاشق شده‌ای ای دل صودات مبارک باد» طغیان دگر داری، جولان دگر داری سر می‌زنی بر سینه، طوفان دگر داری دریا شده‌ای ای دل، دریات مبارک باد! گه حال من آموزی، گه در غمِ خود سوزی گه شعله زنی پیچان، تا هستی‌ام افروزی زیبا شده‌ای ای دل، دنیات مبارک باد! ▨ لایق شیرعلی Дар тобу табат бинам, бехоби шабат бинам, Ҳар лаҳзаву ҳар соат ҳоли аҷабат бинам, Доро шудаӣ, эй дил, ғамҳот муборак бод! Аз санг шарар хоҳӣ, аз ёр назар хоҳӣ, Аз мӯй мадад ҷӯйӣ, аз ишқ асар хоҳӣ, Бино шудаӣ, эй дил, пайдот муборак бод! Лабрези ҳавасҳоӣ, саршори таманноӣ, Дар сина намегунҷӣ аз шавқи дилорое, Эҳё шудаӣ, эй дил, эҳёт муборак бод! Паҳнои ҷаҳон гардӣ, пайдову ниҳон гардӣ, Гаҳ сабзасифат рақсӣ, гаҳ барги хазон гардӣ, «Ошиқ шудаӣ, эй дил, савдот муборак бод!» Туғёни дигар дорӣ, ҷавлони дигар дорӣ, Сар мезанӣ дар сина, тӯфони дигар дорӣ, Дарё шудаӣ, эй дил, дарёт муборак бод! Гаҳ ҳоли ман омӯзӣ, гаҳ дар ғами худ сӯзӣ, Гаҳ шӯъла занӣ печон, то ҳастиям афрӯзӣ, Зебо шудаӣ, эй дил, дунёт муборак бод! ▨ Лоиқ Шеръалӣ

    5 min
  2. لایق شیرعلی | من و دریا | Лоиқ Шералӣ

    01/17/2025

    لایق شیرعلی | من و دریا | Лоиқ Шералӣ

    ▨ نام شعر: من و دریا ▨ شاعر: لایق شیرعلی ▨ با صدای: لایق شیرعلی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دو ره‌سازیم و ره‌پیما، من و دریا من و دریا دو همراهیم و دو تنها، من و دریا من و دریا ز یک سرچشمه می‌آییم؛ ز یک سرچشمه‌ی کوهی به پایین‌ها از آن بالا، من و دریا من و دریا من از وی شور می‌گیرم، وی از من شعر می‌گیرد دو پر شوریم و پر غوغا، من و دریا من و دریا دل او مستِ طوفان‌ها، دل من مستِ طغیان‌ها دو سرمستیم و پر سودا، من و دریا من و دریا  غزل می‌خواند و من‌هم، فغان می‌سازد و من‌هم دو شاعر، دو دلِ شیدا، من و دریا من و دریا نه پروای ملامت‌ها، نه پروای سیاست‌ها دو دیوانه، دو بی‌پروا، من و دریا من و دریا  به یادِ یار می‌نالیم، یارِ آرمان‌هامان دو مجنونیم در صحرا، من و دریا من و دریا گهی در خود نمی‌گنجیم، می‌جوشیم و می‌شوریم به قصدِ ساحل و مجرا، من و دریا من و دریا  نه باک سد ره داریم، نه باک از خلل‌ها را دو جویایِ رهِ فردا، من و دریا من و دریا به چندین رنج و تاب و تب، سرود زندگی در لب دوانیم از پس دنیا، من و دریا من و دریا ▨ لایق شیرعلی از کتاب شعر «من و دریا» چاپ ۱۹۹۱

    5 min
  3. لایق شیرعلی | نوشباد | Лоиқ Шералӣ

    01/15/2025

    لایق شیرعلی | نوشباد | Лоиқ Шералӣ

    ▨ نام شعر: نوشباد ▨ شاعر: لایق شیرعلی ▨ با صدای: لایق شیرعلی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به دستم جامِ خیامی لبالب جام گلفامی در او اشک نیاکان است هم یاد بزرگان است در او شهد زمین و شعله‌ی خورشید تابان است در او هم اخترِ افتاده از گردون در او هم اخترِ خاموشِ یاران است در او هم گریه‌های خنده‌آلوده‌ست در او هم خنده‌های گریه‌آلوده‌ست در او هم گرمی آتش در او هم تلخی دود است من از روزی که اشک تلخ و شورم را ز جام چشم‌های خویش نوشیدم من از روزی که مثل رودها از مادران کوه جدا گردیدم و داغ جدایی را به جانِ خویش سنجیدم و دانستم که خالی‌گاهِ ما بین زمین و اسمان بر ما برای سرفرازی‌هاست و دانستم که پهنای زمین در زندگی کوته آدم برای بی‌نیازی‌هاست پیاپی باده می‌نوشم و اینک نوشباد من: برای عمر بگذشته؛ که بال چپ بوَد بر ما برای عمر آینده؛ که بال راست خواهد بود برای آن که ما هستیم در دنیا میان ساحل دیروز و فردا مثل دریایی خروشانی، ستیزانی، به منزل راه‌پیمایی تو را تا قطره‌های آخرین می‌نوشم، ای باده تو را تا قطره‌های آخرین می‌نوشم، ای باده که با انگیزه‌ی تو مُرده‌ها از گور عصیان کرده، برخیزند ز دنیا قرض‌های خویش بستانند و بی‌ستیزند سر مستان به گردش آید و باور کند بر گردش گردون و یک دم سر به روی دست بگذارند و اندیشهند که ناچیزند یا چیزند تو را تا قطره‌های آخرین می‌نوشم ای جامِ مبارک باد که تا دانند هستم شرق‌زاد - از کشور خیام تو را تا قطره‌های آخرین می‌نوشم ای جام مبارک باد که تا دانند هستم وارث و هم‌ساغر خیام ▨ لایق شیرعلی - ۱۹۵۶

    4 min
  4. لایق شیرعلی | وطنم | Лоиқ Шералӣ

    01/15/2025

    لایق شیرعلی | وطنم | Лоиқ Шералӣ

    ▨ نام شعر: وطنم ▨ شاعر: لایق شیرعلی ▨ با صدای: لایق شیرعلی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جان به قربانِ تو ای میهنِ خونین‌کفنم بودی بیت الشرفم، گشته‌ای بیت الحزنم دشمنت چهار طرف، اجنبی و خانگی‌اند تن‌تنها به چه نیرو صف اعدا شکنم؟ دوست دشمن‌نسق و دشمن تو دوست‌نماست راست گویم؛ بپرانند ز چشم و دهنم تاجیک اندر وطن خویش چرا متهم است؟ یا خطا رفته به تاجیک تولد شدنم؟ همه خلقانِ دگر انجمن آراسته‌اند در سمرقند نشد ساخته نیم انجمنم گفت علامه‌ی اقبال که: برخیز ز خواب بزدلی گفت: فلانی‌ست مخاطب، نه‌منم آن یکی در خم طلّا سرِ خود کرد فرو دیگری گفت: بیا مهوش سیمین ذقنم آن یکی گفت: غمِ گاو و بز و بزغاله دیگری گفت: غمِ خانه و فرزند و زنم دامن کوه گرفتیم و دُمِ مرکبِ خویش رفت از دست، همه دامنِ دشت و دمنم ای خراسان! تو بگو ساحتِ ایرانویچ کو؟ من از این فاجعه چون شکوه به یزدان نکنم؟ کو دگر شعشعه‌ی دانش و فرهنگ بزرگ؟ کو دگر کر و فر و نعره‌ی غلغل فکنم؟ روز و شب از غم تو گریه‌کنان می‌سوزم تو به خون غرقه و من غرق ملال و محنم گریه‌ی من نه از آن است که درگاهم سوخت هم نه زان است که شد سوخته باغ و چمنم گریه‌ی من نه از آن است که بیچاره شدم هم نه ز آن است که فرسوده بوَد پیرهنم گریَم از آن‌که تو را حکم به کشتن کردند ای تو هم پایه و هم مایه انسان بُدنم گریَم از آن‌که ز بن مایه‌ی این قسمتِ تلخ من سخن گویم اگر؛ نیست کسی هم سخنم گریَم از آن‌که به ژرفای چنین فاجعه‌ای نشود خیره کس از هم‌نسب و هم‌وطنم گریَم از آنکه دو سه بی‌طرفِ بی‌شرفی به سرم سنگ ببارند که من دم نزنم گریَم از آن‌که تو تنهایی و من تنهاتر وطنم، آوطنم، آوطنم، آوطنم ▨ لایق شیرعلی  به تاریخ ۱۸ فوریه ۱۹۹۶

    5 min

About

اینجا شعرهای لایق شیرعلی را با صدای خودش خواهیم شنید. این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود. برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk