مدرسه‌ی شادمانی

Sahar Mohamadi

«مدرسه‌ی شادمانی» یه پادکست فارسیه با اجرای من، سحر محمدی. اینجا درباره‌ی چیزایی حرف می‌زنیم که مستقیم روی کیفیت زندگی و رابطه‌هامون اثر دارن: مثل روان‌شناسی رابطه، عزت‌نفس، ذهن‌آگاهی و زندگی بهتر. با کمک کتاب‌ها و تحقیقات علمی، سراغ موضوعاتی مثل عشق، فرزندپروری، رشدفردی، کمال‌گرایی و زخم‌های عاطفی می‌ریم. توی هر اپیزود، یه موضوع مشخص رو باز می‌کنیم و تمرین‌هایی معرفی می‌کنم که همون هفته بتونی امتحانشون کنی. اگه دنبال جایی می‌گردی که کمکت کنه خودت رو بهتر بشناسی، رابطه‌هات رو رشد بدی و زندگی رضایت‌بخش‌تری بسازی، خوش اومدی به «مدرسه‌ی شادمانی» 🎧🌱 Persian podcast exploring relationships, emotional well-being, and personal growth برای محتوای بیشتر، می‌تونین صفحه‌ی اینستاگرام و یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی رو دنبال کنین: Instagram: school__of__happiness YouTube: @the_school_of_happiness

  1. Aug 14

    فصل پنجم، قسمت ششم: تکیه دادم به خودم |‌ عطیه پورصالح، فرسودگی در بحران

    🔹 تکیه دادم به خودم، دردمو گفتم به خودم 🎶 این قسمت، یک اپیزود ویژه از پادکست «مدرسه‌ی شادمانی» درباره‌ی فرسودگی روانی در شرایط بحران و نقش شفقت‌به‌خود در مواجهه با روزهای سخت و طولانیه. ماه‌ها زندگی با خبرهای نگران‌کننده، ترس، ناامنی، بلاتکلیفی و نگرانی برای خودمون و آدم‌هایی که دوستشون داریم، می‌تونه ظرفیت روانی ما رو کم‌کم فرسوده کنه. گاهی این فرسودگی خودش رو با خستگی و بی‌انرژی بودن نشون می‌ده، گاهی با تحریک‌پذیری و خشم، گاهی با اختلال خواب و تمرکز، و گاهی با نوعی کرختی و بی‌حسی نسبت به اتفاق‌هایی که در اطرافمون می‌گذره. و درست در همین شرایط، ممکنه صدای منتقد درونمون هم بلندتر بشه. در این اپیزود درباره‌ی این سؤال‌ها حرف می‌زنیم: فرسودگی روانی در بحران چه تفاوتی با خستگی معمولی داره؟ چرا بعضی وقت‌ها بی‌حس می‌شیم و بعضی وقت‌ها زود از کوره در می‌ریم؟ بدن و سیستم عصبی در این فرسودگی چه نقشی دارن؟ شفقت به خود چطور می‌تونه از خودسرزنشی و فشار روانی کم کنه؟ مرز شفقت به خود با بی‌خیالی و کنار کشیدن از مسئولیت کجاست؟ با اینکه در میانه‌ی فصل روابط هستیم، با توجه به شرایط این روزهای ایران تصمیم گرفتیم این گفت‌وگو رو به‌عنوان یک اپیزود ویژه منتشر کنیم؛ درباره‌ی روزهایی که شاید بیشتر از همیشه لازم باشه بفهمیم خسته شدن در یک وضعیت فرساینده، الزاماً نشانه‌ی ضعف نیست. برای این اپیزود از خانم عطیه پورصالح دعوت کردیم. ایشون درمانگر هیجان‌مدار، مترجم و تسهیل‌گر دوره‌ی شفقت بهشیار هستن و در این گفت‌وگو درباره‌ی فرسودگی ناشی از بحران و اینکه چطور می‌تونیم در دل شرایط دشوار، رابطه‌ی مهربانانه‌تری با خودمون داشته باشیم صحبت می‌کنن. اینستاگرام مهمان اپیزود: عطیه پورصالح پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی ✨ عنوان این اپیزود از دل ترانه‌ی «آخرین آواز» می‌آد، با شعری از حسین غیاثی و اجرای علی زندوکیلی. 📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی، به شعرها، ترانه‌ها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن، تا پُلی باشن بین دانش روان‌شناسی و زبانِ دل، تا این گفت‌وگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن. اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی    💬👇 اگر شما هم در ماه‌های اخیر احساس کردید توان روانی‌تون مثل قبل نیست، منتظریم تجربه‌هاتون رو زیر این پست بخونیم. معرفی قطعه: «آخرین آواز» ترانه‌سرا: حسین غیاثی آهنگساز: علیرضا افکاری خواننده: علی زندوکیلی

    فصل پنجم، قسمت ششم: تکیه دادم به خودم  |‌ عطیه پورصالح، فرسودگی در بحران
  2. Aug 7

    فصل پنجم، قسمت پنجم: من به خودم از پشت سر شلیک کردم |‌ دکتر فرشته میرمحمدی، باورهای غلط عاشقانه ۲

    🔹 یک بار که من پشت ردت رفته بودم من به خودم از پشت سر شلیک کردم 🎶 در قسمت دوم گفت‌وگوی ما با دکتر فرشته میرمحمدی، درباره‌ی نقش طرحواره‌ها در باورهای غلط عاشقانه صحبت می‌کنیم. در قسمت قبل، بیشتر درباره‌ی این حرف زدیم که طرحواره‌ها چطور وارد رابطه‌ی عاشقانه می‌شن و بعضی از باورهای ظاهراً رمانتیک ما رو شکل می‌دن؛ باورهایی که گاهی بیشتر از زخم‌های قدیمی ما میان تا از عشق سالم. در این قسمت، بحث رو یک قدم جلوتر می‌بریم و درباره‌ی این حرف می‌زنیم که وقتی طرحواره‌ها در دل رابطه فعال می‌شن، ما چطور واکنش نشون می‌دیم. گاهی یک اتفاق کوچک، مثل دیر جواب دادن یک پیام، فاصله گرفتن، سردتر حرف زدن، یا یک اختلاف ساده، برای بخش زخمی ما معنای خیلی بزرگ‌تری پیدا می‌کنه. اینجاست که واکنش ما فقط واکنشِ امروز نیست؛ گاهی کودک زخمیِ گذشته در رابطه‌ی امروز حرف می‌زنه. در این اپیزود درباره‌ی این سؤال‌ها حرف می‌زنیم: وقتی طرحواره‌ها در رابطه فعال می‌شن، ما چطور واکنش نشون می‌دیم؟ فرق واکنش بالغ با واکنش زخمی چیه؟ چطور ممکنه دو نفر، ناخواسته طرحواره‌های همدیگه رو فعال کنن؟ شناختن اسم طرحواره چه کمکی می‌کنه و چه کمکی نمی‌کنه؟ رابطه‌ی سالم چه نسبتی با زخم‌های قدیمی ما داره؟ و از کجا بفهمیم داریم عشق رو تجربه می‌کنیم، نه تکرار یک الگوی قدیمی رو؟ این اپیزود قسمت دوم گفت‌وگوی ما درباره‌ی طرحواره‌ها و باورهای غلط عاشقانه است؛ گفت‌وگویی درباره‌ی اینکه رابطه‌ی سالم، رابطه‌ای نیست که در آن هیچ زخمی فعال نشه، بلکه رابطه‌ایه که در آن دو نفر کم‌کم یاد می‌گیرن وقتی زخمی فعال می‌شه، مکث کنن، بفهمن چه چیزی درون‌شون بیدار شده، و مسئولانه‌تر درباره‌اش حرف بزنن. اینستاگرام مهمان اپیزود: دکتر فرشته میرمحمدی پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی برای این اپیزود از خانم دکتر فرشته میرمحمدی دعوت کردیم. ایشون دکترای تخصصی روان‌شناسی دارن، مدرس دانشگاه هستن، و روان‌درمانگر فردی بزرگسال با رویکرد طرحواره‌درمانی در حیطه‌ی افسردگی، اضطراب و مشکلات رابطه‌ای هستن. متأسفانه به خاطر سرعت و کیفیت اینترنت ایران، امکان ضبط تصویری این گفت‌وگو فراهم نشد و این اپیزود فقط به شکل صوتی منتشر می‌شه. ✨ عنوان این اپیزود از دل یک ترانه می‌آد. ترانه‌ای با نام «شلیک» با ترانه‌سرایی و اجرای روزبه بمانی. 📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی، به شعرها، ترانه‌ها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن، تا پُلی باشن بین دانش روان‌شناسی و زبانِ دل، تا این گفت‌وگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن. اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی  💬👇 منتظریم تجربه‌هاتون رو زیر این پست بخونیم. معرفی قطعه: «شلیک» ترانه‌سرا: روزبه بمانی آهنگساز: علیرضا افکاری خواننده: روزبه بمانی

    فصل پنجم، قسمت پنجم: من به خودم از پشت سر شلیک کردم  |‌ دکتر فرشته میرمحمدی، باورهای غلط عاشقانه ۲
  3. Jul 30

    فصل پنجم، قسمت چهارم: من از دل‌بستگی‌ها زخم خوردم |‌ دکتر فرشته میرمحمدی، باورهای غلط عاشقانه ۱

    🔹 من از دل‌بستگی‌ها زخم خوردم ... دلم یه عشق بی‌آزار می‌خواد 🎶 در این قسمت از فصل پنجم پادکست «مدرسه‌ی شادمانی»، درباره‌ی نقش طرحواره‌ها در باورهای غلط عاشقانه صحبت می‌کنیم. گاهی چیزی که اسمش رو عشق می‌ذاریم، فقط یک احساس عمیق و سالم نیست؛ گاهی ادامه‌ی یک زخم قدیمیه. زخمی از رهاشدگی، دیده‌نشدن، دوست‌داشتنی نبودن، کافی نبودن، یا ترسی قدیمی از تنها موندن. گاهی آدم بارها جذب یک تیپ تکراری می‌شه، حتی وقتی می‌دونه اون رابطه براش خوب نیست. گاهی رابطه‌ی امن، کم‌هیجان به نظر می‌رسه، اما رابطه‌ی پرتنش و پرابهام، عمیق و عاشقانه تجربه می‌شه. گاهی رنج‌کشیدن، نجات‌دادن، تحمل بی‌پایان، یا یکی‌شدن با طرف مقابل، با عشق اشتباه گرفته می‌شه. در این اپیزود درباره‌ی این سؤال‌ها حرف می‌زنیم: طرحواره چیست و چطور وارد رابطه‌ی عاشقانه می‌شه؟ چرا بعضی از ما بارها جذب آدم‌های شبیه هم می‌شیم؟ آیا باورهای عاشقانه‌ی ما می‌تونن ادامه‌ی تجربه‌های کودکی ما باشن؟ و .... این اپیزود قسمت اول گفت‌وگوی ما درباره‌ی طرحواره‌ها و باورهای غلط عاشقانه است؛ گفت‌وگویی درباره‌ی این‌که هر احساس شدیدی الزاماً عشق نیست، و گاهی چیزی که برای زخم‌های گذشته‌ی ما آشناست، برای آینده‌ی ما امن نیست. اینستاگرام مهمان اپیزود: دکتر فرشته میرمحمدی پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی برای این اپیزود از خانم دکتر فرشته میرمحمدی دعوت کردیم. ایشون دکترای تخصصی روان‌شناسی دارن. مدرس دانشگاه هستن. و روان‌درمانگر فردی بزرگسال با رویکرد طرحواره‌درمانی در حیطه‌ی افسردگی، اضطراب و مشکلات رابطه‌ای هستن. این گفت‌وگو مفصل شد و در دو قسمت منتشر می‌شه. متأسفانه به خاطر سرعت و کیفیت اینترنت ایران، امکان ضبط تصویری این گفت‌وگو فراهم نشد و این اپیزود فقط به شکل صوتی منتشر می‌شه. ✨ عنوان این اپیزود از دل یک ترانه می‌آد. ترانه‌ای با نام «بر باد رفته» با شعری از حسین غیاثی، آهنگسازی علیرضا افکاری و اجرای علی زندوکیلی. 📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی، به شعرها، ترانه‌ها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن، تا پُلی باشن بین دانش روان‌شناسی و زبانِ دل، تا این گفت‌وگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن. اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی  💬👇 منتظریم تجربه‌هاتون رو زیر این پست بخونیم. معرفی قطعه: «بر باد رفته» ترانه‌سرا: حسین غیاثی آهنگساز: علیرضا افکاری خواننده: علی زندوکیلی

    فصل پنجم، قسمت چهارم: من از دل‌بستگی‌ها زخم خوردم  |‌ دکتر فرشته میرمحمدی، باورهای غلط عاشقانه ۱
  4. Jul 21

    فصل پنجم، قسمت سوم: با کی می‌جنگی عزیزم |‌ اختلاف‌های پایدار در رابطه‌ی عاطفی

    🔹 با کی می‌جنگی عزیزم؟ .... من ببازم تو نبردی 🎶 این اپیزود درباره‌ی دعواهای تکراری زوج‌هاست؛ همون بحث‌هایی که شاید از پول، خانواده، دیر جواب‌دادن، وقت نگذاشتن یا کارهای خونه شروع بشن، اما در عمق‌شون یک نیاز، ترس، ارزش یا رؤیای دیده‌نشده پنهان شده. 📖 در این قسمت با نگاه گاتمن، سراغ مفهوم بن‌بست در رابطه رفتیم؛ این‌که چرا بعضی اختلاف‌ها قابل‌حل‌ان، اما بعضی اختلاف‌ها دائمی‌ان و قرار نیست کامل حذف بشن. مسئله وقتی سخت می‌شه که زوج‌ها با یک مسئله‌ی دائمی مثل یک مسئله‌ی قابل‌حل رفتار می‌کنن و انتظار دارن بالاخره یک نفر قانع بشه، یک نفر کوتاه بیاد، و موضوع برای همیشه بسته بشه. 🧩 در این اپیزود درباره‌ی این حرف زدیم که پشت خیلی از دعواهای قفل‌شده، چیزی عمیق‌تر خوابیده؛ چیزی که گاتمن ازش به‌عنوان رؤیای پنهان در دل تعارض یاد می‌کنه.  🫂 بعد هم از زاویه‌ی دلبستگی نگاه کردیم به این‌که چرا یک اختلاف ساده، برای یک نفر تبدیل می‌شه به ترس از طردشدن و برای نفر دیگه تبدیل می‌شه به ترس از کنترل‌شدن.  ✨ عنوان این اپیزود از دل یک ترانه می‌آد. ترانه‌ای با نام «سرنوشت» با صدای شادمهر عقیلی؛ قصه‌ی زخمی که در آن دو نفر انگار هنوز روبه‌روی هم ایستاده‌اند، اما مسئله فقط بردن یا باختن نیست.  📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی؛ به شعرها، ترانه‌ها و متن‌هایی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن، تا پلی باشن بین دانش روان‌شناسی و زبان دل، و این گفت‌وگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن. پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی شاید جمله‌ی اصلی این اپیزود همین باشه: بعضی دعواها قرار نیست کامل حل بشن؛ قراره از بن‌بست خارج بشن. اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی  💬👇 منتظرم تجربه‌هاتون رو زیر این پست بخونم. معرفی موزیک: «سرنوشت» ترانه‌سرا: آرش محرابی آهنگساز: وحید پویان خواننده: شادمهر عقیلی

    فصل پنجم، قسمت سوم: با کی می‌جنگی عزیزم |‌ اختلاف‌های پایدار در رابطه‌ی عاطفی
  5. Jun 26

    فصل پنجم، قسمت دوم: دنبال یکی مثل تو می‌گشتم |‌ دکتر رکسانا کارخانه، آشنایی قبل از تعهد ۲

    🔹تمام عمر دنبال یکی مثل تو می‌گشتم 🎶در قسمت دوم گفت‌وگوی ما با دکتر رکسانا کارخانه، بحث آشنایی پیش از تعهد رو ادامه می‌دیم. گاهی دو نفر همدیگر رو دوست دارن، با هم وقت می‌گذرونن و رابطه براشون جدی شده، اما هنوز درباره‌ی خانواده، سبک زندگی، پول، فرزندآوری، مسیر شغلی، مهاجرت، سلامت روان یا مشاوره‌ی پیش از ازدواج گفت‌وگوی روشنی نداشته‌ان. این‌ها موضوع‌هایی نیستن که بعداً خودبه‌خود حل بشن. اگه در دوره‌ی آشنایی دیده و گفته نشن، ممکنه بعدها به تعارض‌های جدی تبدیل بشن. در این اپیزود درباره‌ی این سؤال‌ها حرف می‌زنیم: نقش خانواده‌ها در دوره‌ی آشنایی چقدر باید باشه؟ تفاوت‌های فرهنگی و سبک زندگی رو چطور باید مدیریت کرد؟ درباره‌ی پول، بدهی، سبک خرج کردن و اهداف مالی چقدر باید شفاف بود؟ چه میزان زمان و چه نوع تجربه‌هایی برای شناخت پیش از تعهد لازمه؟ مشاوره‌ی پیش از ازدواج چقدر ضرورت داره؟ درباره‌ی سلامت روان و عادت‌های پُرریسک چطور باید مسئولانه حرف زد؟ از کجا بفهمیم یک رابطه ظرفیت رشد داره؟ و اگه تناسب کافی وجود نداشت، چطور می‌شه محترمانه از رابطه خارج شد؟ این اپیزود ادامه‌ی گفت‌وگوی قبلیه؛ گفت‌وگویی درباره‌ی اینکه تصمیم برای تعهد، فقط با احساس خوب گرفته نمی‌شه، بلکه به دیدن واقعیت، پرسیدن سؤال‌های سخت و گفت‌وگوی روشن نیاز داره. اینستاگرام مهمان اپیزود: دکتر رکسانا کارخانه پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی   ✨ عنوان این اپیزود از دل یک ترانه می‌آد. ترانه‌ای با نام «قبیله» با شعری از زهرا عاملی و اجرای لیا.  📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی- به شعرها، ترانه‌ها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن- تا پُلی باشن بین دانش روانشناسی و زبانِ دل، تا این گفتگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن.   اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی  💬👇 منتظریم تجربه‌هاتون رو زیر این پست بخونم. معرفی قطعه: «قبیله» ترانه‌سرا: زهرا عاملی آهنگساز: امین قباد خواننده: لیا

    فصل پنجم، قسمت دوم: دنبال یکی مثل تو می‌گشتم  |‌ دکتر رکسانا کارخانه، آشنایی قبل از تعهد ۲
  6. Jun 17

    فصل پنجم، قسمت اول: باید می‌شناختیم همو |‌ دکتر رکسانا کارخانه، آشنایی قبل از تعهد ۱

    🔹 قبل از این‌که هم‌سقف هم باشیم، باید می‌شناختیم هَمو 🎶برای انتخابِ تعهد، فقط دوست‌داشتن کافی نیست. خیلی وقت‌ها در این دوره مهمه که به چیزهایی توجه کنیم که در هیجانِ شروع رابطه، ممکنه نادیده بمونن. خیلی‌هامون وقتی وارد رابطه می‌شیم، دنبال نشانه‌های علاقه می‌گردیم؛ اما در دوره‌ی آشنایی، سؤال‌های مهم‌تری هم وجود دارن. آیا نیت رابطه روشنه؟ آیا طرف مقابل آمادگی تعهد داره؟ وقتی اختلاف پیش می‌آد، چطور رفتار می‌کنیم؟ چه چیزهایی پرچم قرمزن و چه چیزهایی فقط نیاز به گفت‌وگو و زمان دارن؟ آیا کنار این آدم امنیت عاطفی داریم؟ و از گذشته‌ی رابطه‌ای و زخم‌های عاطفی، چقدر باید گفت؟ در اپیزود اول از فصل پنجم «مدرسه‌ی شادمانی»، با خانم دکتر رکسانا کارخانه درباره‌ی همین مسیر پیچیده حرف زدیم؛ درباره‌ی معیارهای مهم در دوره‌ی شناخت، پرچم‌های قرمز و زرد، سبک ارتباط و تعارض، دلبستگی، امنیت عاطفی، و مرز میان استقلال و صمیمیت. اینستاگرام مهمان اپیزود: دکتر رکسانا کارخانه پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی برای این اپیزود از خانم دکتر رکسانا کارخانه دعوت کردیم. ایشون دکترای روان‌شناسی عمومی دارن. خانم دکتر کارخانه دوره‌ی کامل اکت رو گذروندن و در حوزه‌ی زوج‌درمانی و درمان زوج‌های پرتنش آموزش دیدن و تجربه‌ی تخصصی دارن. این گفت‌وگو مفصل شد و در دو قسمت منتشر می‌شه. اپیزود دلبستگی در روابط اپیزود دلبستگی ایمن ✨ عنوان این اپیزود از دل یک ترانه می‌آد. ترانه‌ای با نام «باید می‌شناختیم همو» با شعری از امیرعلی بهادری و اجرای مهدی یراحی. ترانه‌ای که یادآوری می‌کنه قبل از تعهد، فقط دل‌سپردن کافی نیست؛ باید دید، شنید، پرسید و با آگاهی تصمیم گرفت. 📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی- به شعرها، ترانه‌ها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن- تا پُلی باشن بین دانش روانشناسی و زبانِ دل، تا این گفتگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن.   اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی  💬👇 منتظریم تجربه‌هاتون رو زیر این پست بخونم. معرفی قطعه: «باید می‌شناختیم همو» ترانه‌سرا: امیرعلی بهادری آهنگساز: امیرعلی بهادری خواننده: مهدی یراحی

    فصل پنجم، قسمت اول: باید می‌شناختیم همو  |‌ دکتر رکسانا کارخانه، آشنایی قبل از تعهد ۱
  7. Jun 3

    فصل چهارم، قسمت ششم: اما اُمیدمان چو ققنوس است |‌ اُمید واقع‌بینانه در روزگار نااُمیدی

    🔹ما خون‌مان پاشیده بر تاریخ .. اما اُمیدمان چو ققنوس است گاهی مشکل ما این نیست که نمی‌دونیم چی کار باید بکنیم؛ مشکل اینه که حس می‌کنیم هر کاری هم بکنیم، انگار روی نتیجه اثر نمی‌ذاره. در چنین لحظه‌هایی، امید اگه فقط یک جمله‌ی دلخوش‌کننده باشه، خیلی زود فرو می‌ریزه. اما امید می‌تونه چیز دیگه‌ای باشه: یک مهارت ذهنی، یک سازوکار روان‌شناختی، و راهی برای برگشتن از نقش تماشاچی به نقش کنش‌گر. در این اپیزود درباره‌ی نظریه‌ی امید اسنایدر حرف می‌زنیم؛ مدلی که اُمید رو نه صرفاً خوش‌بینی، بلکه ترکیبی از سه مؤلفه می‌دونه: هدف، مسیر، و عاملیت. در این قسمت می‌شنویم: امید چه فرقی با خوش‌بینی داره؟ چرا گاهی با وجود دونستن راه‌حل‌ها، حرکت نمی‌کنیم؟ عاملیت چطور خاموش می‌شه؟ چطور می‌تونیم با هدف‌های کوچیک، مسیرهای جایگزین و اقدام‌های ده‌دقیقه‌ای، امید رو دوباره تمرین کنیم؟ محیط دیجیتال، خبرها و احساس بی‌اثری چه تأثیری بر امید دارن؟ در پایان اپیزود، یک تمرین ساده هم داریم. پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی اگه این اپیزود برات مفید بود، اونو برای کسی بفرست که این روزها بیشتر از همیشه به بازپس‌گرفتن حس اثرگذاری نیاز داره.  اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی  و برامون بنویس: اقدام ده‌دقیقه‌ای تو چیه؟ 📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی- به شعرها، ترانه‌ها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن- تا پُلی باشن بین دانش روانشناسی و زبانِ دل، تا این گفتگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن. معرفی موزیک: قهرمان‌های وطن‌ساز (Ghahremanhaye Vatansaz) کاری از فرزندان ایران ترانه‌سرا: ______ آهنگساز: ______ خواننده: _______ لینک موزیک در اسپاتیفای

    فصل چهارم، قسمت ششم: اما اُمیدمان چو ققنوس است |‌ اُمید واقع‌بینانه در روزگار نااُمیدی
  8. Feb 17

    فصل چهارم، قسمت پنجم: مثل غروب جمعه‌ها تلخ‌ وغم‌انگیزیم |‌ حفظ پیوند در روزهای پرتنش

    🔹 مثل غروب جمعه‌ها تلخ و غم‌انگیزیم در روزهایی که همه‌چیز سنگین‌تر شده، خبرها نگران‌کننده‌ترند و بدن‌هامون زودتر به حالت هشدار می‌رن، رابطه‌ها هم حساس‌تر و شکننده‌تر می‌شن. توی این اپیزود از «مدرسه‌ی شادمانی» درباره‌ی این حرف می‌زنم که وقتی تحت فشاریم، چطور کمتر به هم آسیب بزنیم. این اپیزود دو بخش داره: در بخش اول می‌ریم سراغ رابطه‌ی عاطفی؛ جایی که اختلاف نظرها، حتی اختلاف‌های سیاسی و ارزشی، می‌تونن خیلی سریع تبدیل به زخمی در پیوند بشن. توضیح می‌دم چرا در حالت جنگ و گریز، شنوایی‌مون تونلی می‌شه و چرا در این شرایط، هدف رابطه حل اختلاف نیست، حفظ پیونده. در بخش دوم درباره‌ی رابطه با دوستان، خانواده و نزدیکان حرف می‌زنم؛ درباره‌ی مرزگذاری سالم، تشخیص ظرفیت رابطه، کم‌تماس‌کردن آگاهانه، و همین‌طور آسیب‌های فضای مجازی و ری‌اکشن‌های تند در روزهای بحران. پشتیبانی از مدرسه‌ی شادمانی اگر حس می‌کنی این روزها رابطه‌هات حساس‌تر از همیشه شده، این اپیزود دقیقاً برای همین نقطه ساخته شده. 🔁اگر فکر می‌کنی این اپیزود می‌تواند به یک خانواده‌ی دیگر کمک کند، براش بفرست.  اینستاگرام مدرسه‌ی شادمانی یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی  📌 عنوان‌های هر اپیزود، ادای احترامی‌ست به ادبیات فارسی- به شعرها، ترانه‌ها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی می‌گن- تا پُلی باشن بین دانش روانشناسی و زبانِ دل، تا این گفتگوها عمیق‌تر، آشناتر و ماندگارتر بشن. معرفی موزیک: دی ماهِ خونین (Dey Mahe Khoonin) کاری از فرزندان ایران ترانه‌سرا: ______ آهنگساز: ______ خواننده: _______ نسخه‌ی صوتی آهنگ در اسپاتیفای نسخه‌ی تصویری آهنگ

    فصل چهارم، قسمت پنجم: مثل غروب جمعه‌ها تلخ‌ وغم‌انگیزیم |‌ حفظ پیوند در روزهای پرتنش

About

«مدرسه‌ی شادمانی» یه پادکست فارسیه با اجرای من، سحر محمدی. اینجا درباره‌ی چیزایی حرف می‌زنیم که مستقیم روی کیفیت زندگی و رابطه‌هامون اثر دارن: مثل روان‌شناسی رابطه، عزت‌نفس، ذهن‌آگاهی و زندگی بهتر. با کمک کتاب‌ها و تحقیقات علمی، سراغ موضوعاتی مثل عشق، فرزندپروری، رشدفردی، کمال‌گرایی و زخم‌های عاطفی می‌ریم. توی هر اپیزود، یه موضوع مشخص رو باز می‌کنیم و تمرین‌هایی معرفی می‌کنم که همون هفته بتونی امتحانشون کنی. اگه دنبال جایی می‌گردی که کمکت کنه خودت رو بهتر بشناسی، رابطه‌هات رو رشد بدی و زندگی رضایت‌بخش‌تری بسازی، خوش اومدی به «مدرسه‌ی شادمانی» 🎧🌱 Persian podcast exploring relationships, emotional well-being, and personal growth برای محتوای بیشتر، می‌تونین صفحه‌ی اینستاگرام و یوتیوب مدرسه‌ی شادمانی رو دنبال کنین: Instagram: school__of__happiness YouTube: @the_school_of_happiness

You Might Also Like