Shab Tab شب تاب

NewshaCast UG

شب تاب: ماجرا همیشه ساده شروع می‌شه: یک بیماری همه‌گیر، یک انقلاب علمی، یک ایده فلسفی، یا یک لحظه سرنوشت‌ساز در تاریخ. اما پشت هرکدوم، زنجیره‌ای از داستان‌ها، کشمکش‌ها و تصمیم‌هاست که آینده‌ی انسان رو ساخته. این پادکست یعنی پادکست شب تاب، جاییه برای باز کردن این پرونده‌ها؛ پرونده‌هایی جامع، تحلیلی و روایی درباره‌ی علم، تاریخ، فلسفه، سیاست و جامعه. ما فقط روایت نمی‌کنیم، بلکه لایه‌های پنهان ماجرا رو بیرون می‌کشیم، تناقض‌ها رو نشون می‌دیم و از دل گذشته، سرنخ‌هایی برای امروز و فردامون پیدا می‌کنیم. اینجا خبری از توضیحات سطحی نیست. هر اپیزود مثل یک پرونده تحقیقی و تحلیلیه: از سملوایس و انقلاب پزشکی‌اش، از مهمترین حق بشر نهفته در اعلامیه‌ها، از دلایل پیشرفت کشورها و فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، تا سقوط تمدن‌ها، ظهور ایده‌ها، جنگ‌ها، بحران‌ها، و حتی آینده‌ای که تازه در حال شکل‌گیریه. اگر می‌خوای به جای شنیدن جواب‌های آماده، به بینشی برسی که بشه در زندگی و تصمیم‌ها به کار گرفت، پادکست شب تاب برای توست. کلمات کلیدی: فئودور داستایفسکی - آنتون چخوف - لئو تولستوی - رومن گاری - میخائیل بولگاکف - گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی - آلن دوباتن - یوستین گوردر - آلبر کامو - ژوزه ساراماگو - - میلان کوندرا - فرانس کافکا - جی دی سالینجر - سقراط - افلاطون - ژان ژاک روسو - شکسپیر - ویلیام فاکنر - گراهام گرین - ارنست همینگوی - ویرجینیا وولف - کازوئو ایشی‌گورو -فیلیپ راث - چارلز بوکوفسکی - چارلز دیکنز - رولد دال - ویلیام گلدینگ - جوزف کنراد - آنتوان دوسنت اگزوپری - پائولو کوئیلو - ریچارد براتیگان - هاینریش بل - هاروکی موراکامی -صادق هدایت - بزرگ علوی - آلدوس هاکسلی - فردریش نیچه - آرتور شوپنهاور - ولادمیر ناباکوف - ایوان تورگنیف - بهومیل هرابال - ریموند چندلر - ایوان گنچاروف - اونوره‌دو بالزاک - الکساندر پوشکین - جورج اورول -

  1. 4d ago

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - هفت: تاثیر روسیه

    اگر بخواهیم نقش روسیه و به‌ویژه اتحاد جماهیر شوروی را در شکل‌گیری جهان امروز در یک جمله خلاصه کنیم، شاید دقیق‌ترین جمله این باشد: اگر شوروی هرگز به وجود نمی‌آمد، جهان امروز تقریباً در همه چیز متفاوت بود؛ از مرزهای سیاسی و فناوری فضایی گرفته تا اقتصاد، آموزش، اینترنت، سینما، جنگ‌ها و حتی حقوق کارگران. اما این تأثیرها هم مثبت بوده‌اند، هم منفی، و بسیاری از آن‌ها هنوز محل بحث‌اند. ۱. شکل دادن به نظم سیاسی قرن بیستم بزرگ‌ترین اثر شوروی شاید اصلاً خود کمونیسم نبود؛ بلکه ایجاد جهانی دوقطبی بود. از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱ تقریباً هر اتفاق مهم جهان زیر سایه رقابت شوروی و آمریکا رخ داد. تقریباً همه این‌ها مستقیم یا غیرمستقیم محصول همین رقابت بودند: جنگ کرهجنگ ویتنامبحران موشکی کوبامسابقه تسلیحات هسته‌ایکودتاهاانقلاب‌هاشکل‌گیری ناتوپیمان ورشواگر شوروی نبود، احتمالاً نقشه سیاسی جهان کاملاً متفاوت بود. ۲. شکست آلمان نازی اینجا یک استثنای مهم وجود دارد که گاهی در روایت‌های عمومی کم‌رنگ می‌شود. بخش اعظم تلفات و نبرد زمینی علیه آلمان نازی را شوروی متحمل شد. نبرد استالینگرادکورسکمحاصره لنینگراداز مهم‌ترین نقاط عطف جنگ جهانی دوم بودند. بدون مقاومت شوروی، شکست آلمان احتمالاً بسیار دیرتر یا با هزینه‌ای متفاوت رخ می‌داد. البته این به معنای نادیده گرفتن نقش ایالات متحده، بریتانیا و دیگر متفقین نیست؛ پیروزی نتیجه مجموعه‌ای از عوامل نظامی، صنعتی و لجستیکی بود. ۳. مسابقه فضایی اگر شوروی نبود احتمالاً: اولین ماهوارهاولین انسان در فضااولین راهپیمایی فضاییسال‌ها عقب می‌افتاد. شوروی جهان را شوکه کرد. اسپوتنیک یوری گاگارین والنتینا ترشکووا همه باعث شدند آمریکا میلیاردها دلار وارد علوم و فناوری کند. حتی پروژه آپولو تا حد زیادی واکنشی به موفقیت‌های شوروی بود. ۴. پیشرفت علوم شوروی سرمایه عظیمی روی: ریاضیاتفیزیکشیمیهوافضامهندسیگذاشت. مدارس ریاضی شوروی هنوز هم جزو افسانه‌های آموزش هستند. بسیاری از نظریه‌های مدرن کنترل، رمزنگاری، هوافضا و فیزیک از همین بستر رشد کردند. ۵. تأثیر بر حقوق کارگران این شاید عجیب باشد. حتی در کشورهای سرمایه‌داری نیز وجود شوروی باعث شد دولت‌ها امتیازهای بیشتری به کارگران بدهند. مثلاً: بیمهبازنشستگیتعطیلاتمحدودیت ساعات کارآموزش عمومیچون دولت‌های غربی نمی‌خواستند مردم جذب کمونیسم شوند. بسیاری از مورخان اقتصاد معتقدند بخشی از شکل‌گیری دولت رفاه در غرب تحت تأثیر این رقابت ایدئولوژیک بود. ۶. استعمارزدایی شوروی از بسیاری از جنبش‌های استقلال‌طلب در آسیا و آفریقا حمایت کرد. البته همیشه از روی آرمان‌گرایی نبود؛ گاهی برای گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی بود. اما نتیجه این شد که کشورهای زیادی توانستند علیه استعمار اروپایی مقاومت کنند. ۷. ادبیات و هنر روسیه پیش از شوروی هم غول ادبیات بود. اما شوروی: سینماموسیقی کلاسیکبالهطراحی صنعتیپوسترگرافیکرا نیز متحول کرد. از طرف دیگر سانسور شدیدی هم اعمال کرد. بنابراین هم شاهکار خلق شد هم آثار فراوانی هرگز اجازه انتشار پیدا نکردند. ۸. اینترنت و فناوری شاید عجیب باشد. رقابت نظامی شوروی و آمریکا باعث شد آمریکا روی شبکه‌های مقاوم ارتباطی سرمایه‌گذاری کند. یکی از مسیرهایی که بعدها به اینترنت انجامید، همین سرمایه‌گذاری‌های دوران جنگ سرد بود. ۹. صنعت نظامی تقریباً تمام فناوری‌های مدرن نظامی امروز ریشه در رقابت شوروی و آمریکا دارند. از جمله: موشک‌های بالستیکزیردریایی هسته‌ایسامانه‌های دفاع موشکیماهواره‌های جاسوسیپهپادهای اولیه۱۰. فروپاشی شوروی شاید عجیب باشد اما فروپاشی شوروی نیز به اندازه تشکیل آن بر جهان اثر گذاشت. بعد از ۱۹۹۱: جهانی‌سازی سرعت گرفت.اقتصاد بازار گسترش یافت.آمریکا برای مدتی قدرت مسلط شد.ناتو به شرق گسترش پیدا کرد.ساختار امنیتی اروپا تغییر کرد.بسیاری از تنش‌های امروز، از جمله بحران‌های امنیتی میان روسیه و غرب، ریشه در همین دوره دارند. مهم‌ترین میراث مثبت شکست نازیسم (به همراه سایر متفقین)شتاب دادن به فناوری فضاییرشد آموزش علوم پایهتسریع برخی پیشرفت‌های مهندسیتقویت برخی حقوق اجتماعی و کارگری در رقابت با غربحمایت از بخشی از روند استعمارزداییمهم‌ترین میراث منفی حکومت تک‌حزبی و سرکوب سیاسیسانسور گستردهاردوگاه‌های کار اجباری (گولاگ)قحطی‌های مرگبار در برخی دوره‌ها و مناطقمسابقه هسته‌ای و افزایش خطر نابودی جهانیجنگ‌های نیابتی پرهزینه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتیناقتصاد برنامه‌ریزی‌شده‌ای که در بسیاری از بخش‌ها ناکارآمد بود و در نهایت نتوانست با اقتصادهای رقابتی همگام بماندجمع‌بندی شوروی را نمی‌توان صرفاً یک «امپراتوری شر» یا یک «آرمان‌شهر عدالت» دانست. هر دو تصویر، بیش از حد ساده‌سازی شده‌اند. این کشور یکی از مهم‌ترین نیروهای شکل‌دهنده قرن بیستم بود؛ نیرویی که هم به پیشرفت‌های علمی و صنعتی بزرگ کمک کرد و هم هزینه‌های انسانی و سیاسی سنگینی بر جای گذاشت. جهان امروز، چه از دستاوردهایش و چه از پیامدهای شکست و فروپاشی‌اش، هنوز تحت تأثیر میراث شوروی است.   برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:  info@NewshaCast.com

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - هفت: تاثیر روسیه
  2. Jul 15

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - شش: تاثیر انسان و جامعه

    اگر بخواهیم یک اشتباه رایج را از همان اول کنار بگذاریم، آن اشتباه این است که تاریخ را فقط محصول «آدم‌های بزرگ» بدانیم؛ انگار اسکندر، ناپلئون، استیو جابز یا انیشتین به تنهایی جهان را ساخته‌اند. این تصویر، جذاب است اما ناقص است. در بسیاری از مهم‌ترین نقاط تاریخ، میلیون‌ها انسان عادی، بدون اینکه نامشان جایی ثبت شود، بیش از مشهورترین افراد جهان بر شکل امروز تمدن اثر گذاشته‌اند. جهان امروز، حاصل تصمیم‌های میلیاردها انسان است؛ نه فقط نخبگان. جامعه مثل یک مغز عظیم است هیچ انسانی به تنهایی هواپیما، اینترنت یا دموکراسی را اختراع نکرد. هر کدام محصول هزاران یا میلیون‌ها مشارکت بودند. یک مهندس پیچ را طراحی کرده... یک معدنچی فلز استخراج کرده... یک معلم ریاضی یاد داده... یک راننده قطعات را جابه‌جا کرده... یک برنامه‌نویس یک باگ کوچک را رفع کرده... یک کارگر کارخانه برد الکترونیکی ساخته... اگر فقط ده هزار نفر از این زنجیره حذف شوند، شاید اینترنت امروز اصلاً وجود نداشت. به همین دلیل اقتصاددان‌ها گاهی از اصطلاح هوش جمعی (Collective Intelligence) استفاده می‌کنند؛ یعنی دانشی که هیچ فردی به تنهایی مالک آن نیست. فرهنگ را مردم می‌سازند، نه حکومت‌ها هیچ حکومتی نمی‌تواند مردم را مجبور کند چیزی را دوست داشته باشند. مثلاً: زبان را مردم تغییر می‌دهند.مد را مردم تعیین می‌کنند.شوخی‌ها را مردم می‌سازند.اصطلاحات جدید از خیابان می‌آیند.موسیقی محبوب را مردم انتخاب می‌کنند.اگر میلیون‌ها نفر چیزی را نپذیرند، معمولاً آن چیز از بین می‌رود. حتی بسیاری از انقلاب‌های فرهنگی، ابتدا از تعداد کمی انسان عادی شروع شده‌اند. بازار، رأی روزانه مردم است وقتی میلیون‌ها نفر هر روز تصمیم می‌گیرند چه چیزی بخرند، در واقع درباره آینده جهان رأی می‌دهند. اگر مردم: کتاب نخرند،سینما نروند،خودرو برقی نخواهند،غذای گیاهی نخورند،از شبکه‌ای اجتماعی مهاجرت کنند،شرکت‌های چند میلیارد دلاری مجبور می‌شوند مسیرشان را عوض کنند. در اقتصاد، گاهی قدرت مشتری از قدرت سیاستمدار بیشتر است. فناوری از پایین رشد می‌کند اختراع مهم است. اما پذیرش عمومی مهم‌تر است. مثلاً: ایده اینترنت دهه‌ها قبل وجود داشت. اما وقتی میلیاردها نفر شروع کردند از آن استفاده کنند، جهان تغییر کرد. همین اتفاق برای: تلفن همراهایمیلشبکه‌های اجتماعیهوش مصنوعیرخ داده است. اختراع بدون مردم فقط یک آزمایشگاه است. حتی دیکتاتورها هم وابسته به مردم‌اند در ظاهر ممکن است به نظر برسد یک دیکتاتور همه چیز را تعیین می‌کند. اما در عمل، او بدون: کارمندهاپلیسارتشراننده‌هامعلم‌هاکارگرهاهیچ قدرتی ندارد. قدرت سیاسی، در نهایت از همکاری میلیون‌ها نفر ساخته می‌شود. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی می‌گویند هیچ حکومتی فقط با زور دوام نمی‌آورد؛ همیشه به درجاتی از همکاری یا پذیرش اجتماعی نیاز دارد. جامعه، تکامل را جهت می‌دهد انسان‌ها فقط با طبیعت سازگار نشده‌اند؛ طبیعت را هم تغییر داده‌اند. ما: جنگل را شهر کردیم.گرگ را سگ کردیم.علف را گندم کردیم.گاوهای امروزی را از گونه‌های وحشی به‌وجود آوردیم.رودخانه‌ها را جابه‌جا کردیم.آب‌وهوا را تغییر دادیم.امروز حتی زمین‌شناسان درباره ورود به دوره‌ای به نام «آنتروپوسن» (Anthropocene) بحث می‌کنند؛ دوره‌ای که در آن، اثر انسان بر سیاره به اندازه نیروهای طبیعی شده است. تاریخ، محصول رفتارهای کوچک است گاهی تصور می‌کنیم فقط جنگ‌ها مهم‌اند. اما بسیاری از تغییرات بزرگ از رفتارهای روزمره آمده‌اند. مثلاً: مادرهایی که بچه‌هایشان را به مدرسه فرستادند.کشاورزهایی که محصول جدیدی را امتحان کردند.مهاجرانی که فرهنگشان را با خود بردند.نویسنده‌ای که کتابی نوشت.خواننده‌ای که آن کتاب را به دوستش معرفی کرد.تاریخ بیشتر شبیه انباشته شدن قطره‌های باران است تا افتادن یک صاعقه. شبکه‌های انسانی از افراد مهم‌ترند یک ایده زمانی جهان را تغییر می‌دهد که بین انسان‌ها حرکت کند. چاپ، پست، روزنامه، رادیو، تلویزیون و اینترنت، در اصل ماشین‌های انتقال ایده هستند. اگر نیوتن در جزیره‌ای تنها زندگی می‌کرد، احتمالاً قوانینش جهان را تغییر نمی‌داد. دانش وقتی اثرگذار می‌شود که در شبکه‌ای از انسان‌ها منتشر شود. اما یک استثنای مهم نباید در جهت عکس هم اغراق کرد و نقش افراد را کاملاً نادیده گرفت. در برخی لحظات تاریخی، تصمیم یک فرد واقعاً مسیر جهان را تغییر داده است؛ از فرمان آغاز یک جنگ گرفته تا امضای یک قانون، یا ارائه یک نظریه علمی که افق تازه‌ای گشوده است. تفاوت اینجاست که حتی این افراد نیز در خلأ عمل نمی‌کنند. آن‌ها بر بستری از نهادها، فرهنگ، فناوری و میلیون‌ها کنش روزمره مردم تکیه دارند. اگر جامعه آماده پذیرش نباشد، بسیاری از ایده‌های بزرگ سال‌ها یا حتی قرن‌ها ناشناخته می‌مانند. شاید بهترین استعاره جامعه را مثل یک رودخانه تصور کن. افراد مشهور، صخره‌های بزرگی هستند که مسیر آب را کمی تغییر می‌دهند. اما خود رودخانه از میلیاردها قطره ساخته شده است. اگر قطره‌ها نباشند، نه رودخانه‌ای وجود دارد و نه صخره‌ای که بخواهد مسیرش را عوض کند. به همین دلیل، جهان امروز را نه قهرمانان به تنهایی ساخته‌اند و نه توده مردم به تنهایی؛ بلکه حاصل تعامل دائمی میان افراد، نهادها، فرهنگ، فناوری، محیط و میلیاردها تصمیم کوچک و بزرگ است. تمدن، محصول یک نویسنده واحد نیست؛ کتابی است که تقریباً همه انسان‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، جمله‌ای از آن را نوشته‌اند.   برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:  info@NewshaCast.com

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - شش: تاثیر انسان و جامعه
  3. May 27

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - چهار: تاثیر ایدئولوژی

    اگر بخوای دقیق نگاه کنی، «ایدئولوژی» یک عامل در کنار بقیه عوامل نیست؛ بیشتر شبیه یک لایه‌ی نامرئیه که روی تقریباً همه‌ی لایه‌های جهان مدرن کشیده شده. مشکل رایج اینه که مردم ایدئولوژی رو فقط با سیاست می‌بینن، در حالی که اثرش خیلی گسترده‌تر و حتی گاهی غیرمستقیم‌تره. جهان امروز از طریق چند مسیر اصلی توسط ایدئولوژی شکل گرفته: اول در سطح «قدرت و دولت‌ها». ایدئولوژی تعیین کرده چه چیزی مشروع است: دموکراسی لیبرال، فاشیسم، کمونیسم، ناسیونالیسم یا حتی تکنوکراسی. مرز کشورها، شکل قانون‌گذاری، و حتی این‌که چه چیزی «جرم» حساب می‌شود، در نهایت از دل همین چارچوب‌های فکری بیرون آمده. جنگ‌ها هم اغلب فقط منابع نیستند؛ رقابت بین روایت‌های ایدئولوژیک‌اند. دوم در سطح «اقتصاد». این‌که بازار آزاد مقدس باشد یا دولت‌محور، این‌که کارگر «منبع انسانی» باشد یا «طبقه»، این‌که رشد اقتصادی هدف نهایی باشد یا رفاه اجتماعی، همه ایدئولوژیک‌اند. حتی مفهوم «پول» و «ارزش» در اقتصاد مدرن بی‌طرف نیست؛ یک جهان‌بینی پشت آن نشسته. سوم در سطح «دانش و حقیقت». دانشگاه، علم، رسانه و حتی مفهوم «واقعیت قابل قبول»، کاملاً بی‌طرف نیستند. ایدئولوژی تعیین می‌کند چه چیزی تحقیق شود، چه چیزی بودجه بگیرد، و چه چیزی «علمی» یا «غیرعلمی» نامیده شود. اینجا خطرناک‌ترین شکلش ظاهر می‌شود: ایدئولوژی‌ای که خودش را به شکل «بی‌ایدئولوژی بودن» جا می‌زند. چهارم در سطح «هویت فردی». این‌که تو خودت را چگونه تعریف کنی—ملیت، جنسیت، طبقه، سبک زندگی، حتی مفهوم موفقیت—تا حد زیادی محصول روایت‌های ایدئولوژیک است. آدم‌ها فکر می‌کنند آزاد انتخاب می‌کنند، اما اغلب داخل گزینه‌هایی انتخاب می‌کنند که از قبل طراحی شده‌اند. پنجم در سطح «رسانه و تخیل جمعی». سینما، تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی و حتی طنز، حامل ایدئولوژی‌اند. آن‌ها فقط سرگرمی نیستند؛ ماشین تولید معنا هستند. این‌که چه کسی قهرمان است، چه کسی دشمن است، و چه چیزی زیبا یا زشت است، در این سطح ساخته می‌شود. ششم در سطح «فناوری و آینده». حتی تکنولوژی هم خنثی نیست. این‌که هوش مصنوعی برای چه هدفی ساخته شود، یا شبکه‌های اجتماعی چه نوع رفتار انسانی را تقویت کنند، نتیجه انتخاب‌های ایدئولوژیک شرکت‌ها و دولت‌هاست، نه صرفاً پیشرفت علمی. و در نهایت یک نکته مهم: ایدئولوژی فقط «تحمیل از بالا» نیست. مردم هم آن را بازتولید می‌کنند، تغییر می‌دهند، یا حتی علیه آن شورش می‌کنند. یعنی همیشه یک میدان درگیری است، نه یک سیستم بسته. جهان امروز بدون ایدئولوژی قابل فهم نیست، اما هیچ ایدئولوژی‌ای هم به تنهایی کل جهان را توضیح نمی‌دهد. خطر اصلی وقتی شروع می‌شود که یک روایت خودش را «طبیعی» و «بدیهی» جا بزند. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.comSee omnystudio.com/listener for privacy information.   برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:  info@NewshaCast.com

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - چهار: تاثیر ایدئولوژی
  4. May 12

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - سه: تاثیر جغرافیا

    اقیانوس‌ها جهان را به هم وصل کردند، اما همزمان آن را تقسیم هم کردند. کشورهایی که به آب‌های آزاد دسترسی داشتند، زودتر تجارت، استعمار، نیروی دریایی و ثروت ساختند. امپراتوری‌ها اغلب از بندرها متولد شدند، نه از قصرها. رودها اولین اینترنت بشر بودند. نیل، دجله، فرات، سند و یانگ‌تسه فقط آب نبودند؛ مسیر انتقال غذا، ارتش، ایده و تمدن بودند. کنار رودها کشاورزی شکل گرفت، شهرها ساخته شدند و دولت‌ها متولد شدند. اما کوه‌ها داستان متفاوتی نوشتند. کوه‌ها هم محافظ بودند، هم زندان. بعضی ملت‌ها را از حمله حفظ کردند، اما همزمان آن‌ها را از جهان جدا کردند. بسیاری از فرهنگ‌های بسته، قبیله‌ای یا مقاوم، محصول جغرافیای سخت و کوهستانی‌اند. دشت‌ها معمولاً موتور امپراتوری‌ها بودند. هر جا زمین صاف و قابل کشت بود، جمعیت زیاد شد، ارتش بزرگ‌تر شد و کشورها میل به گسترش پیدا کردند. اما همین دشت‌های باز، مهاجمان را هم راحت‌تر عبور می‌دادند. برای همین بسیاری از جنگ‌های بزرگ تاریخ روی دشت‌ها اتفاق افتاد. آب‌وهوا هم فقط درباره دما نبود؛ درباره شخصیت تمدن‌ها بود. جایی که زمستان سخت داشت، انسان مجبور بود برنامه‌ریزی کند، ذخیره کند و نظم بسازد. در مناطق دیگر، طبیعت سخاوتمندتر بود و ساختار اجتماعی مسیر متفاوتی پیدا کرد. حتی نوع معماری، غذا، لباس، کار و مفهوم زمان، زیر سایه اقلیم شکل گرفت. بیابان‌ها هم جهان را ساختند. بعضی تمدن‌ها را نابود کردند، بعضی را به تجارت وابسته کردند. کاروان‌ها، مسیرهای ادویه، و حتی ظهور بعضی ادیان، بدون جغرافیای خشک و خشن قابل فهم نیستند. و بعد، منابع طبیعی وارد بازی شدند: زغال‌سنگ بریتانیا را صنعتی کرد، نفت خاورمیانه را به مرکز کشمکش جهانی تبدیل کرد، و کمیابی آب، امروز دارد آرام‌آرام جنگ‌های قرن بیست‌ویکم را طراحی می‌کند. حتی امروز که انسان فکر می‌کند تکنولوژی از جغرافیا عبور کرده، هنوز نقشه جهان تعیین می‌کند چه کسی قدرت دریایی دارد، چه کسی مسیر انرژی را کنترل می‌کند، کدام کشور در برابر حمله آسیب‌پذیر است و کدام کشور می‌تواند از تحریم جان سالم به در ببرد. ما بیشتر از آن‌چه فکر می‌کنیم، فرزندان جغرافیا هستیم. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.comSee omnystudio.com/listener for privacy information.   برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:  info@NewshaCast.com

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - سه: تاثیر جغرافیا
  5. May 6

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - دو: تاثیر نفت

    نفت فقط زمین رو حفاری نکرد؛ تاریخ رو هم سوراخ کرد. از لحظه‌ای که بشر فهمید می‌تونه از دل زمین سوخت بیرون بکشه، بازی عوض شد. انقلاب صنعتی فاز دومش رو شروع کرد، شهرها رشد کردن، ماشین‌ها خیابون‌ها رو بلعیدن، و «سرعت» تبدیل شد به ارزش جدید بشر. اما این فقط ظاهر ماجرا بود. نفت، اقتصاد رو از تولید به رانت کشوند. کشورهایی که باید با کار، نوآوری و مالیات رشد می‌کردن، ناگهان با پولی مواجه شدن که بدون تلاش واقعی به دست می‌اومد. نتیجه؟ دولت‌هایی که دیگه به مردم نیاز نداشتن. چون وقتی درآمد از جیب مردم نمیاد، پاسخگویی هم بی‌معنا میشه. از دل همین منطق، «دولت رانتی» متولد شد؛ جایی که قدرت نه از رضایت مردم، بلکه از کنترل منابع طبیعی میاد. اینجا دموکراسی تبدیل میشه به نمایش، و توسعه به پروژه‌های ویترینی. اما نفت فقط دیکتاتوری نساخت؛ مقاومت هم ساخت. از ملی شدن‌ها تا کودتاها، از جنگ‌ها تا تحریم‌ها—نفت همیشه وسط صحنه بوده. هر جا که نفت هست، پای قدرت‌های بزرگ هم باز میشه. نه برای کمک، برای کنترل. نفت، جغرافیا رو سیاسی‌تر از همیشه کرد. مرزهایی که روی نقشه کشیده شدن، اغلب بوی نفت میدن. اتحادها، دشمنی‌ها، حتی سقوط و ظهور دولت‌ها، بارها و بارها حول این مایع سیاه بازتعریف شدن. و در نهایت، نفت فقط سیاست رو تغییر نداد؛ سبک زندگی ما رو هم مهندسی کرد. از پلاستیکی که دستمونه تا بنزینی که می‌سوزونیم، ما عملاً در جهانی زندگی می‌کنیم که با نفت ساخته شده—و شاید با همون هم از بین بره. نفت، هم موتور پیشرفت بود، هم سوخت بحران. و هنوز هم ما وسط این تناقض گیر کردیم. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.comSee omnystudio.com/listener for privacy information.   برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:  info@NewshaCast.com

    شب تاب: ریشه‌های جهان امروز - دو: تاثیر نفت
  6. Feb 3

    ویژه: آگاهی‌بخشی: عادی نیست ولی معمولیه

    این یک اپیزود عادی یا معمولی از پادکست شب تاب یا رادیو سیتکام نیست. این یک پیام آگاهی‌بخش درباره نحوه رفتار صحیح با افراد دارای معلولیته. اعتراضات، جنگ‌ها، تصادفات و سوانح هر روز و هر روز عده‌ی زیادی رو دچار انواع معلولیت می‌کنه اما کمتر کسی در مورد این موضوع صحبت می‌کنه و همین باعث شده در این زمینه به‌شدت نیاز به فرهنگ‌سازی داریم. .کاری از مهرداد نعیمی و بورژین عبدالرزاقی با تشکر از حانیه زهرایی.ببینید مشکل، بدنِ آدم‌ها نیست.نه ویلچر، نه عصا، نه سکوت، نه تفاوت‌های ذهنی.مشکل، فضاهایی‌ست که فقط برای بعضی‌ها طراحی شده‌اند؛خیابان‌ها، پله‌ها، قوانین نانوشته، نگاه‌ها.وقتی عبور برای یک نفر غیرممکن می‌شود،این بدن شکست نخورده؛ بلکه این طراحی، این عادت، این بی‌توجهی شکست خورده.مسئله ترحم نیست.مسئله قهرمان‌سازی هم نیست.مسئله این است:چه کسی حق دارد «عادی» زندگی کند؟ناتوانی از طراحی شروع می‌شود.از تصمیم‌هایی که «اکثریت» را می‌بینند و بقیه را حذف می‌کنند.بسیاری از سختی‌ها محصول بیماری یا تفاوت نیستند؛محصول بی‌فکری‌اند.محصول فضاهایی که هیچ‌وقت پرسیده‌اند:«اگر من اینجا نتوانم عبور کنم، چه؟»کمک واقعی، دلسوزی نیست.کمک واقعی، ساختن جهانی‌ست که نیاز به کمک را کمتر کند.این، داستان بدن‌های متفاوت نیست، داستان جامعه‌ای‌ست که یاد نگرفته برای همه فکر کند. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.comSee omnystudio.com/listener for privacy information.   برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:  info@NewshaCast.com

    ویژه: آگاهی‌بخشی: عادی نیست ولی معمولیه

About

شب تاب: ماجرا همیشه ساده شروع می‌شه: یک بیماری همه‌گیر، یک انقلاب علمی، یک ایده فلسفی، یا یک لحظه سرنوشت‌ساز در تاریخ. اما پشت هرکدوم، زنجیره‌ای از داستان‌ها، کشمکش‌ها و تصمیم‌هاست که آینده‌ی انسان رو ساخته. این پادکست یعنی پادکست شب تاب، جاییه برای باز کردن این پرونده‌ها؛ پرونده‌هایی جامع، تحلیلی و روایی درباره‌ی علم، تاریخ، فلسفه، سیاست و جامعه. ما فقط روایت نمی‌کنیم، بلکه لایه‌های پنهان ماجرا رو بیرون می‌کشیم، تناقض‌ها رو نشون می‌دیم و از دل گذشته، سرنخ‌هایی برای امروز و فردامون پیدا می‌کنیم. اینجا خبری از توضیحات سطحی نیست. هر اپیزود مثل یک پرونده تحقیقی و تحلیلیه: از سملوایس و انقلاب پزشکی‌اش، از مهمترین حق بشر نهفته در اعلامیه‌ها، از دلایل پیشرفت کشورها و فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، تا سقوط تمدن‌ها، ظهور ایده‌ها، جنگ‌ها، بحران‌ها، و حتی آینده‌ای که تازه در حال شکل‌گیریه. اگر می‌خوای به جای شنیدن جواب‌های آماده، به بینشی برسی که بشه در زندگی و تصمیم‌ها به کار گرفت، پادکست شب تاب برای توست. کلمات کلیدی: فئودور داستایفسکی - آنتون چخوف - لئو تولستوی - رومن گاری - میخائیل بولگاکف - گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی - آلن دوباتن - یوستین گوردر - آلبر کامو - ژوزه ساراماگو - - میلان کوندرا - فرانس کافکا - جی دی سالینجر - سقراط - افلاطون - ژان ژاک روسو - شکسپیر - ویلیام فاکنر - گراهام گرین - ارنست همینگوی - ویرجینیا وولف - کازوئو ایشی‌گورو -فیلیپ راث - چارلز بوکوفسکی - چارلز دیکنز - رولد دال - ویلیام گلدینگ - جوزف کنراد - آنتوان دوسنت اگزوپری - پائولو کوئیلو - ریچارد براتیگان - هاینریش بل - هاروکی موراکامی -صادق هدایت - بزرگ علوی - آلدوس هاکسلی - فردریش نیچه - آرتور شوپنهاور - ولادمیر ناباکوف - ایوان تورگنیف - بهومیل هرابال - ریموند چندلر - ایوان گنچاروف - اونوره‌دو بالزاک - الکساندر پوشکین - جورج اورول -