Happy End | هپی اند

سیاوش صفاریان‌پور

مشّا در لغت یعنی راه رفتن؛ در عرف به پیروان ارسطو گفته می‌شود که دنبال ارسطو راه می‌رفتند چون ارسطو هنگام تدریس راه می‌رفته است؛ هپی‌اند، پادکستی درباره انسان، داستان، نویسندگان و این روزهای ماست که در یک پیاده‌روی صبحگاهی شکل گرفت. گفت‌وگو‌های معمولی سیاوش صفاریان‌پور با مزدک صالحی [نویسنده] در روزهایی است که بوی بهار و باروت می‌دهد؛ بداهه و بر اساس کشف و شهود فردی و بنابراین بی‌پایه‌ی منطقیِ ارسطویی. داستان روزهای کشدار ما در کشاکش جنگی با پایان مبهم است که در میان آن ما اندک امیدواریم به یک هپی‌اند! این پادکست در شرایطی تولید و منتشر می‌شود که دسترسی به تدوینگر و گرافیست نداریم. پس، از اندک روزنه‌های موجود برای دسترسی به اینترنت برای انتشار فایل خام این گفت‌وگو‌ها استفاده می‌کنیم.

  1. 6d ago

    هپی اند یازدهم

    آنچه می‌شنوید، یک ساعت قبل از اجرای زنده پادکست «هپی‌اند»، با حضور مزدک صالحی و بیش از هشت نفر مخاطب این پادکست فاخر است که ظاهرا ناخواسته ضبط شده است. من و مزدک در حال گرم کردن خودمان برای اجرای زنده شکست‌خورده این پادکست بودیم و خیلی غیررسمی با هم سخن گفتیم. در واقع سخن که نه، حرف زدیم؛ یا بهتر بگویم، وراجی کردیم. از دایی‌جان ناپلئون شروع کردیم و عاشقی و جنگ تا کتاب سفر به انتهای شب جناب سلین! به نظرم کوچک‌ترین دلیلی برای شنیدن این اپیزود وجود ندارد. من ناخواسته چهره غیر فرهنگی و سودجوی خودم را لو دادم و شما متوجه خواهید شد پشت این چهره فریبنده فرهنگی، یک کاسب پادکست قرار دارد. خب، کاملاً روشن است که چرا دوست ندارم این فایل صوتی را بشنوید. حتی برای کسالت‌بارترین عصر جمعه هم به‌دردبخور نیست. در هر حال، من که متوجه نشدم کجای پادکست «هپی‌اند» جدی و کجای آن شوخی است.  راستی از همه کسانی که مزدک به آن‌ها کنایه زده هم عذرخواهی می‌کنم، من خودم تا آستانه متلاشی کردن کاسه صبر مزدک صالحی پیش رفتم. امضا، تهیه‌کننده   برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com

    هپی اند یازدهم

Ratings & Reviews

4.9
out of 5
8 Ratings

About

مشّا در لغت یعنی راه رفتن؛ در عرف به پیروان ارسطو گفته می‌شود که دنبال ارسطو راه می‌رفتند چون ارسطو هنگام تدریس راه می‌رفته است؛ هپی‌اند، پادکستی درباره انسان، داستان، نویسندگان و این روزهای ماست که در یک پیاده‌روی صبحگاهی شکل گرفت. گفت‌وگو‌های معمولی سیاوش صفاریان‌پور با مزدک صالحی [نویسنده] در روزهایی است که بوی بهار و باروت می‌دهد؛ بداهه و بر اساس کشف و شهود فردی و بنابراین بی‌پایه‌ی منطقیِ ارسطویی. داستان روزهای کشدار ما در کشاکش جنگی با پایان مبهم است که در میان آن ما اندک امیدواریم به یک هپی‌اند! این پادکست در شرایطی تولید و منتشر می‌شود که دسترسی به تدوینگر و گرافیست نداریم. پس، از اندک روزنه‌های موجود برای دسترسی به اینترنت برای انتشار فایل خام این گفت‌وگو‌ها استفاده می‌کنیم.

You Might Also Like