MoneyCast

Majid Asli

Technology and investment podcast

  1. Jun 15

    اسپیس‌ایکس؛ گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه

    دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶، یک روز عجیب و تاریخی بود. زنگ بازار بورس نزدک به صدا درمی‌آید و سهام شرکتی با یک نماد چهارحرفی شروع به معامله می‌کند: S P C X اما اتفاق اصلی فقط قیمت نبود. اتفاق اصلی، عطش بازار بود. تقاضا آن‌قدر سنگین بود که از همان ابتدا، چیزی حدود چهار برابر کل سهام موجود، خریدار در صف ایستاده بود. چند ساعت بعد، قیمت سهم حدود ۲۰ درصد بالا می‌رود و ارزش کل شرکت به عددی می‌رسد که حتی در مقیاس وال‌استریت هم غیرعادی است: حدود ۲.۱ تریلیون دلار. ما درباره یک IPO معمولی حرف نمی‌زنیم. ما درباره بزرگ‌ترین عرضه اولیه سهام در تاریخ بازارهای مالی جهان حرف می‌زنیم. این اپیزود قرار نیست به شما بگوید سهام SpaceX را بخرید یا نخرید. هدف چیز دیگری است. می‌خواهیم بفهمیم آیا بازار دارد آینده را قیمت‌گذاری می‌کند، یا رویای آینده را؟ آیا سرمایه‌گذار در SpaceX صاحب بخشی از بزرگ‌ترین زیرساخت فضایی و هوش مصنوعی قرن می‌شود، یا دارد با قیمت کامل وارد داستانی می‌شود که هنوز بخش زیادی از آن اثبات نشده است؟ این اپیزود، داستان SpaceX است؛ شاید شگفت‌انگیزترین شرکت زیرساختی قرن، و شاید گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه.

    اسپیس‌ایکس؛ گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه
  2. 12/22/2025

    The Nvidia Way: جنسن هوانگ، معمار امپراتوری انویدیا

    تصور کنید سال ۲۰۱۶ست. آینده‌ی هوش مصنوعی، توی یک جعبه جا شده. مردی با کت چرمی مشکیِ معروفش، خودش جعبه‌ای بزرگ و سنگین رو بغل کرده. اون جعبه اولین ابرکامپیوتر اختصاصی هوش مصنوعی دنیاست؛ DGX-1. و این مرد کسی نیست جز جنسن هوانگ بنیان‌گذار و مدیرعامل انویدیا. مقصد نه یک شرکت بزرگ، نه یک دیتاسنتر عظیم. بلکه یک دفتر کوچیک و ساده از یک استارتاپ گمنام توی سانفرانسیسکو. جایی که اون روزها تقریباً هیچ‌کس اسمش رو نشنیده بود: OpenAI. یک استارتاپ غیرانتفاعی، با چند تا پژوهشگر جوون و کلی رؤیای عجیب. جنسن داشت سیستمی رو تحویل می‌داد که شرکتش میلیون‌ها دلار براش خرج کرده بود. اما یک مشکل خیلی عجیب وجود داشت: هیچ صف خریدی نبود. هیچ مشتری جدی‌ای وجود نداشت. و حالا، اولین خریدار… حتی پول خریدنش رو هم نداشت. خود جنسن بعدها گفت: «ایلان ماسک اولین پیشنهاد خرید رو برای Open Ai داد، اما وقتی فهمیدم این شرکت غیرانتفاعیه، تمام خون از صورتم رفت.» اون روز، تقریباً هیچ‌کس نمی‌دونست داره چه انقلاب مهمی شکل میگیره اون جعبه فقط یک سخت‌افزار نبود؛ بذری بود که چند سال بعد، شکل تازه‌ای از هوش رو وارد زندگی همه‌ی ما کرد. اما سؤال اصلی اینجاست: چطور شرکتی که همه با کارت گرافیک بازی می‌شناختنش، تبدیل شد به قلب تپنده‌ی انقلاب هوش مصنوعی؟ این اپیزود، داستان همین دگردیسی و پیووت هاست. نه فقط داستان موفقیت، بلکه داستان شکست‌های سنگین، تصمیم‌های مرگبار، فرهنگی که از دل ترس ساخته شد، و رهبری که باور داشت: اگر هر روز نترسی، همون روزیه که بازی رو باختی. امروز 21 دسامبر 2025 در چهاردهمین و آخرین اپیزود فصل اول مانی‌کست، قدم‌به‌قدم مسیر شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین شرکت‌های تاریخ تکنولوژی رو مرور می‌کنیم. از تولد انویدیا با یک مأموریت تقریباً غیرممکن در دنیای بازی‌های ویدیویی شروع می‌کنیم، بعد به بحرانی می‌رسیم که شرکت رو تا لبه‌ی ورشکستگی برد. روایت می‌کنیم انویدیا چطور با یادگیری از صفر و بعد یک بازسازی فنی جسورانه دوباره متولد شد. سپس سراغ خود جنسن هوانگ می‌ریم؛ گذشته، شخصیت و ژن کاری که همه‌چیز رو شکل داد. بعد می‌بینیم این تجربیات چطور به یک فرهنگ سازمانی خشن و متمایز تبدیل شد. و در نهایت، به بزرگ‌ترین چرخش تاریخ انویدیا می‌رسیم: عبور از دنیای گیمینگ و تبدیل‌شدن به قلب تپنده‌ی انقلاب هوش مصنوعی.

    The Nvidia Way: جنسن هوانگ، معمار امپراتوری انویدیا
  3. 12/15/2025

    Alphabet پولِ گوگل، امپراتوری آلفابت

    گوگل رو تصور کنید در سال ۲۰۱۵؛ یک غول پول‌ساز مطلق. ماشینی بی‌وقفه برای چاپ پول. شرکتی که ده‌ها میلیارد دلار درآمد از جستجو و تبلیغات داشت و از بیرون، بی‌نقص به نظر می‌رسید. اما اگر آن روزها یک کارت ورود می‌گرفتید و وارد راهروهای گوگل می‌شدید، با تصویر متفاوتی روبه‌رو بودید: یک کارگاه عظیم، درخشان، پر از نابغه‌های کنجکاو… و به‌شدت بی‌نظم. پروژه‌هایی مثل Google Glass، اینترنت بالونی Loon یا Google+ میلیاردها دلار می‌بلعیدند، بدون اینکه مسیر تجاری روشنی داشته باشند. پول بود، ایده بود، استعداد بود؛ اما نظم نه. و اینجاست که سؤال اصلی شکل می‌گیرد: چطور شرکتی که اصلاً مشکل پول نداشت، به این نتیجه رسید که بزرگ‌ترین مشکلش دقیقاً پوله؟ امروز، ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵، در سیزدهمین اپیزود مانی‌کست، می‌خوایم داستان تحول مالی گوگل رو کالبدشکافی کنیم. نقش نام‌های بزرگی مثل سرگی برین، لری پیج، اریک اشمیت و ساندار پیچای سر جاشه؛ اما تمرکز این اپیزود جای دیگه‌ست. می‌خوایم بفهمیم گوگل چطور با آوردن یک مدیر مالی کارکشته از وال‌استریت به نام روت پورات و با بازطراحی هوشمندانه‌ای به اسم آلفابت، اون هرج‌ومرج خلاقانه رو تبدیل کرد به یکی از منظم‌ترین و قدرتمندترین ساختارهای مالی دنیای تکنولوژی. این داستان درباره حسابداری و عدد نیست؛ درباره زنیه که بی‌سروصدا، بدون شوآف، مثل یک خواهر بزرگ‌ترِ سخت‌گیر، وارد جمع نابغه‌های پرشور گوگل شد و کاری کرد که این موتور خلاقیت، برای دهه‌ها سوخت داشته باشه.

    Alphabet پولِ گوگل، امپراتوری آلفابت
  4. 11/30/2025

    IREN آیرن؛ ماینر سبزِ بیت‌کوین و مغزِ هوش مصنوعی

    تصور کنید سال ۲۰۱۸ست. بیت‌کوین زیر ده هزار دلاره و مخالفانش هر روز مقاله مینویسن علیه ماینرها: «این صنعت، برق جهان رو می‌خوره»، «ماینینگ دشمن محیط زیسته». وسط این هجمه، توی سیدنی دو برادر استرالیایی دنیل و ویل رابرتز یه فکر عجیبی تو سرشونه:«بریم کانادا… برق آبی رودخانه‌های ونکوور رو تبدیل کنیم به بیت‌کوین سبز.» اکثرا می‌گفتن دیوونگی محضه. اما اون‌ها دقیقاً همین کار رو می‌کنن؛ با میلیون‌ها دلار قرض، مذاکره با ونچرها، و اعتمادبه‌نفس خالص ایده استارتاپی شون شکل میگیره. چهار سال بعدتر، بیت‌کوین از اوج ۶۷ هزار دلاری سقوط می‌کنه تا ۱۵ هزار، یه ریزش ۷۵ درصدی. ماینرهای بزرگ یکی‌یکی نابود می‌شن. همه فکر می‌کنن پرونده‌ی برادران رابرتز هم همین‌جا بسته می‌شه. ولی نه… اینجا داستان جدیدی شروع میشه. این دو برادر، به‌جای عقب‌نشینی، تصمیم می‌گیرن دیتاسنترهایی بسازن که برای هوش مصنوعی نفس بکشه. از دل زیان و بحران، می‌رن سراغ بزرگ‌ترین موج تکنولوژی قرن. امروز 30 نوامبر 2025 در یازدهمین اپیزود مانی‌کست میریم سراغ آیرن شرکتی که حدود ۶ درصد از کل قدرت پردازش شبکه‌ی بیت‌کوین رو در اختیار داره و هم زمان یکی از سریع‌ترین سازندگان زیرساخت AI در آمریکای شمالیه. دیتاسنترهایی داره که کنار سدهای هیدرو و مزارع بادی نشستن، با برق صددرصد تجدیدپذیر کار می‌کنن، و با همون برق، هم هش‌ریت بیت‌کوین تولید می‌کنن، هم مغز کامپیوتری برای مدل‌های هوش مصنوعی. یه قرارداد تقریباً ده میلیارد دلاری با مایکروسافت بسته. ۲۳ هزار GPU انویدیا داره و هدفش ۱۴۰ هزاره. از کوه‌های یخ‌زده بریتیش‌کلمبیا کوچ کرده به بیابون‌های داغ تگزاس. درآمدش از ۶۰ میلیون رسیده به نیم میلیارد. و سهامش؟ بیشتر از ۵۰۰ درصد رشد کرده. اما سؤال بزرگ هنوز سرجاشه: آیا IREN واقعاً داره نسل بعد زیرساخت محاسبات رو می‌سازه؟ یا این هم یکی دیگه از همون داستان‌هایی‌ست که تو تب‌وتاب هوش مصنوعی ساخته می‌شن و بعد، با اولین باد مخالف ناپدید میشن؟

    IREN  آیرن؛ ماینر سبزِ بیت‌کوین و مغزِ هوش مصنوعی

About

Technology and investment podcast