https://t.me/radioshereparsi رادیو شعر پارسی

محمد مصدق

سلام دوستان همراه.......شاعران پارسی زحمات زیادی جهت خلق اشعار بی نظیر و بی بدیل پارسی نمودند اما به دلایل مختلف از جمله ضیق وقت در جهان مدرن امروز بسیاری از این آثار خارج از دسترس دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی قرار گرفته است . در این پادکست سعی براین است تا بقدر بضاعت از این سرچشمه ی عسل نوشیده به دوستداران شعر و غرل بنیوشانم .💖💖 محمد مصدق فروردین ۹۹ کانال تلگرام جهت دسترسی به فایلهای صوتی : https://t.me/radioshereparsi تماس با ادمین : https://t.me/mohammadmosadegh

  1. چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
مثنوی معنوی
دفتر اول
استاد صاعد باقری💖

    11h ago

    چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت مثنوی معنوی دفتر اول استاد صاعد باقری💖

    قصهٔ رنجور و رنجوری بخواند بعد از آن در پیش رنجورش نشاند رنگِ روی و نبض و قاروره بدید هم علاماتش هم اسبابش شنید گفت هر دارو که‌ ایشان کرده‌اند آن عمارت نیست ویران کرده‌اند بی‌خبر بودند از حالِ درون  اَسْتَـعِـیــذُ الـلّهَ مِـمـّــا یَفْـتَـــرُون دید رنج و کشف شد بَر وی نهفت لیک پنهان کرد و با سلطان نگفت رنجَش از صفرا و از سودا نبود بوی هر هیزم پدید آید ز دود دید از زاریش کاو زارِ دِلست تن خوشَست و او گرفتارِ دِلست عاشقی پیداست از زاریّ دل نیست بیماری چو بیماریّ دل علّت عاشق ز علت‌ها جداست عشقْ اصطرلاب اسرارِ خداست عاشقی گر زین سر و گر زان سرست عاقبت ما را بدان سَر رهبرست هرچه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل باشم از آن گرچه تفسیرِ زبان روشنگرست لیک عشقِ بی‌زبان روشنترست چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت عقل در شرحش چو خَر در گِل بخفت شرحِ عشق و عاشقی هم عشق گفت آفتاب آمد دلیلِ آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب از وی ار سایه نشانی می‌دهد شمس هر دم نورِ جانی می‌دهد سایه خواب آرد تو را همچون سَمَر چون برآید شمسْ اِنشقَّ القمر خودْ غریبی در جهان چون شمس نیست شمسِ جانِ باقئی کِش اَمس نیست شمس در خارج اگر چه هست فرد می‌توان هم مثل او تصویر کرد شمسِ جان کو خارج آمد از اثیر نبودش در ذهن و در خارج نظیر در تصوّر ذات او را گُنج کو تا درآید در تصوّر مثل او چون حدیث روی شمس‌الدّین رسید شمسِ چارم‌ آسمان سَر در کشید واجب آید چونکه آمد نام او شرح کردن رمزی از اِنعام او این نَفَس جانْ دامنم برتافته‌ست بوی پیراهانِ یوسف یافته‌ست کز برای حقِّ صحبت سال‌ها بازگو حالی از آن خوش حال‌ها تا زمین و آسمان خندان شود عقل و روح و دیده صدچندان شود لاتکُلِفْنی فانّی فی الفَنا کلَّت اَفْهامِی فلا اُحْصِی ثنا کُلُّ شَیءٍ قالَهُ غَیرُ المُفِیق أنْ تَکَلَّفْ اَوْ تَصَلَّفْ لا یَلِیق من چه گویم یک رگم هشیار نیست شرح آن یاری که او را یار نیست شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر قال اَطعِمْنی فانّی جٰائعُ واعتَجِلْ فالوَقْتُ سَیْفُ قاطعُ صوفی ابن‌الوقت باشد ای رفیق نیست فردا گفتن از شرط طریق تو مگر خود مرد صوفی نیستی؟ هست را از نسیه خیزد نیستی گفتمش پوشیده خوش‌تر سِرِّ یار خود تو در ضمن حکایت گوش‌ دار خوش‌تر آن باشد که سِرِّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران گفت مکشوف و برهنه بی‌ غُلول بازگو، دفعم مَده ای بوالفضول پرده بردار و برهنه گو که من می‌نخسپم با صنم با پیرهن گفتم ار عریان شود او در عیان نه تو مانی نه کنارت نه میان آرزو می‌خواه، لیک اندازه خواه برنتابد کوه را یک برگ کاه آفتابی کز وی این عالم فروخت اندکی گر پیش آید جمله سوخت فتنه و آشوب و خون‌ریزی مجوی بیش ازین از شمس تبریزی مگوی این ندارد آخر از آغاز گوی رو تمامِ این حکایت بازگوی #radioshereparsi #ساعد_باقری 💖✨️

  2. درباره معنای زندگی اثر ویل دورانت ✨️💖

    3d ago

    درباره معنای زندگی اثر ویل دورانت ✨️💖

    « اگر کسى بخواهد به زندگى خود معنى ببخشد باید هدفى بزرگتر از وجود خودش و پایدارتر از زندگى خودش داشته باشد » ویل دورانت نویسنده و تاریخ نگار برجسته و نام آشنا در این کتاب به مهمترین سوال تمامی اعصار پرداخته است، سوالی که از ابتدای حضور انسان خردمند فلاسفه و دانشمندان به دنبال پاسخ دادن به آن بودند و همواره در طی تاریخ سوالی پر تکرار و مورد بحث بوده است و این سوال جنجالی چیزی نیست جز اینکه « هدف و معنای زندگی چیست؟ » همانطور که قطعا شما نیز در برهه ای از زندگی به این سوال بنیادی برخورد داشته اید، ویل دورانت نیز به عنوان یک فیلسوف و مورخ در این مورد بسیار اندیشیده بود، اما اتفاقی که باعث نگارش این کتاب شد در سال 1930 برای وی اتفاق افتاد. در بعد از ظهری پاییزی دورانت در باغچه حیاط خویش مشغول باغبانی بود که مردی غریبه نزد او آمد و از او خواست تا با ذکر دلایلی او را از خودکشی منصرف کند؛ دورانت در مورد شغل و غذا صحبت اما آن مرد هم دارای شغلی خوب بود و هم از مالی خوبی برخوردار بود و هیچ یک از جملات فلسفی و پربار دورانت نیز به کار او نیامدند، آن مرد نیاز به چیزی بیشتر و عینی تر داشت. زمانی که مرد غریبه خانه دورانت را ترک کرد دورانت به فکر معنای حقیقی زندگی افتاد، آن چیزی که باعث میشود ادمی هر صبح از خواب بیدار شده و شب با امید سر به بالین نهد، چه بود؟ به جهت یافتن پاسخ این سوال دورانت نامه ای به تعداد زیادی از افراد معروف و سرشناس نظیر ماهاتما گاندی، سارتر و بسیاری دیگر از مشاهیر نوشت و از آنها درخواست کرد که نظر خود را در مورد معنای زندگی شرح دهند و پاسخ آنها را به انضمام پاسخ خویش در این کتاب چاپ کرد. اهمیت و تفاوت بارز این کتاب با سایر کتب توسعه فردی در این است که دورانت یک تیم رؤیایی از افراد متنوع تشکیل داد که میتوانید مطمئن باشید قطعا حداقل یکی از این افراد حرفی برای گفتن دارد و شما میتوانید سخن مفیدی را از بین صحبت هایش استخراح کنید. چنین گروه عظیمی از شاعران، نویسندگان، فیلسوفان، کشیشان، زندانیان، محکومان،ورزشکاران، برندگان جایزه نوبل، دانشمندان، اساتید دانشگاه، روان پزشکان، موسیقی دانان و رهبران جهان هیچوقت پیش از این در مورد موضوع واحدی اظهار نظر نکرده بودند و جالب اینجاست که شما در بستر دیدگاه ها و نگرش های گوناگون آنها متوجه رشته ای ثابت میشوید که در دیدگاهای آنان جریان دارد و وجه مشترکی در میان انسانها را آشکار میکند که نه تنها در زندگیشان به دنبال معنی بودند بلکه در عمل به آن دست پیدا کردند. ذکر این نکته نیز حائذ اهمیت است که این کتابی راهنما گونه در مورد مسائل معمول و روزمره نیست، بلکه نگرشی عمیق و ژرف در دنیای فلسفه دارد، این کتاب به شدت جذاب به شدت واقع گرایانه و حقیقت محور است؛ یک کتاب خوش خوان و ارزنده، که نمونه هایی پیش روی شما میگذارد از اینکه چگونه انسان های بزرگ از دام ترس ها و دل نگرانی ها بیرون آمدند و زندگی هایی توام با اصالت، هماهنگی و دلگرمی را به شکل کامل تری در آغوش گرفتند. در پایان میتوان گفت که درباره معنی زندگی کتابی است که هر فرد در طول زندگی خویش لازم است آن را حداقل یکبار بخواند و چه بسا بهتر آنکه هرازگاهی به آن برگردد چرا همه ما یاداوری هایی از جنس مطالب این کتاب نیاز داریم. با این همه اگر وقت کافی برای مطالعه کتاب درباره معنی زندگی را ندارید، نگران نباشید چرا که نویدک امکانی را فراهم آورده است که شما همراهان گرامی بتوانید این کتاب را با بهترین ترجمه موجود و صدایی دلنشین به صورت رایگان بشنوید و لذت ببرید. #radioshereparsi 💖✨️

    1h 55m
  3. به باز آمدنت چنان دلخوشم
که طفلی به صبح عید، 
پرستویی به ظهر بهار
 و من به دیدن تو💖✨️

    3d ago

    به باز آمدنت چنان دلخوشم که طفلی به صبح عید، پرستویی به ظهر بهار  و من به دیدن تو💖✨️

    به باز آمدنت چنان دلخوشم که طفلی به صبح عید، پرستویی به ظهر بهار  و من به دیدن تو چنان در آینه‌ات مشغولم که جهان از کنارم می‌گذرد بی آن‌که سر برگردانم در فصل‌های خونین هم می‌توان عاشق بود به قمریان عاشق حسد می‌ورزم که دانه بر می‌چینند و به ستاره و باران که بر نیمرخ مهتابی‌ات بوسه می‌زنند. و به گلی که با اشاره‌ی تو می‌شکفد در فصل‌های خونین هم می‌توان عاشق بود مگر از راه در رسی مگر از شکوفه سر بر زنی مگر از آفتاب درآیی وگرنه روز تابوتی است بر شانه‌های ابر که مارا به افق‌های ناپیدا می‌سپارد و عشق آهوی محتضری است که سر بر شانه‌های باران می‌گذارد! بیا با اندامی از آتش بیا. و جلوه‌ای از آذرخش هیهات من کجا باز بینمت ای ستاره‌ی روشن که بی تو تا شبگیر پیر می‌شوم چندان که بازآیی ستاره‌ها همه عاشق می‌شوند و جوانی در باران از راه می‌رسد #على_باباچاهى #radioshereparsi ✨️💖

    4 min
4.9
out of 5
17 Ratings

About

سلام دوستان همراه.......شاعران پارسی زحمات زیادی جهت خلق اشعار بی نظیر و بی بدیل پارسی نمودند اما به دلایل مختلف از جمله ضیق وقت در جهان مدرن امروز بسیاری از این آثار خارج از دسترس دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی قرار گرفته است . در این پادکست سعی براین است تا بقدر بضاعت از این سرچشمه ی عسل نوشیده به دوستداران شعر و غرل بنیوشانم .💖💖 محمد مصدق فروردین ۹۹ کانال تلگرام جهت دسترسی به فایلهای صوتی : https://t.me/radioshereparsi تماس با ادمین : https://t.me/mohammadmosadegh

You Might Also Like